۵ پاسخ

خب کار بدی کرده دیگه من خودم با زدن موافق نیستم ولی گاهی نیازه

اشکال نداره عزیزم

پیش میاد عزیزم من اتفاقا یبار از عذاب وجدان استرس گرفتم رفتم دکتربخاطرش دکترگفت اشکال نداره گاهی وقتا لازمه صدابلند واینا ولی نباید همیشگی باشه

پیش میاد دیگ
حرص نخور

وای چقد منی😩منم امروز دخترم خیلی دیوونم کرد اینقد کنترل کردم نزدمش ولی داد زدم سرش حالا اینقد عصبی و ناراحتم همش میگم کاش بیشتر کنترل میکردم که اینقد داد نزنم حتی تو سر خودمم کوبیدم ازبس عصبی شده بودم (چندبار هم پیش اومده زدم پشت دستش و تا صبح خوابم نبرده)
دوست دارم برم دکتر اعصاب و روان یه دارو بهم بده کمی اروم بشم عصبی نشم
با ریخت و پاش و شیطونی هاش مشکلی ندارم ولی گاهی لج میکنه عذابم میده

سوال های مرتبط

مامان پناه🧚 مامان پناه🧚 ۲ سالگی
باز شب شد و سکینه اومد که بنویسه و گریه کنه تا یکم سبک بشه و بتونه فردا روز خوبی رو شروع کنه

امروز موقع جمع کردن وسایل که بدو بدو میکردیم که فقط فرار کنیم یهو چشمم به پناه افتاد
اونم مثل ما بدو بدو میکرد
موتورشو آورد
پتوشو آورد
دو سه تا اسباب بازی کوچولوشو آورد
پودر یبوستشو آورد
چسبید به پای شوهرم بابا بابا تاب تاب بدو بدو می‌گفت که تابشو باز کنیم
داشت مثل آدم بزرگا وسایلشو جمع می‌کرد
آخه چرا یه بچه دوساله باید فرار کردن درک کنه
خدایا حس بدیه که بچتو تو این حالت ببینی
خونه داداشم صدای بدو بدو بچه طبقه بالا اومد پناه سریع دوید رفت از تو اتاق کاپشن و کلاهشو آورد اومد دست داداشمو کشید دایی دایی بمب بمب بدو بدو می‌گفت فرار کنیم
خدایا کمکم کن بتونم این چیزا رو از ذهن دخترکم پاک کنم
یاد اون روزی افتادم که وقتی تو بیمارستان بغلش کردم بهش گفتم دختر کوچولو من قول میدم برات همیشه خاطره های خوب بسازم
ولی هنوز دوسال از زندگیش رد نشده که این ویزای بزرگ و داره درک می‌کنه
خدایا اندازه آسمونت دلم گرفته
اندازه قطره های بارونت ازت گله دارم
من مثل بقیه نمیگم ایران نمیگم پهلوی نمیگم فلانی و فلانی نه من فقط تورو میشناسم و بس
تو این چند روز که گذشت روزا عین آدم مست زدم و رقصیدم و خندیدم و شبا عین آدمای بدبخت بیچاره زجه زدم و ازت گله کردم که خودمو خالی کنم
بازم شکرت که یه همین جایی هست میام و خودمو خالی میکنم😭😭😭😭😭😭