۳ پاسخ

چه جای باصفایی خسته نباشی عزیزم
دقیقا منم هر موقع جایی میبرمش بدو بدو دنبالشم یعنی هلاک بشمم بازم ول کن نیستم مراقبم چیزیش نشه 😂😂

عزیزم اینجاکجای تبریزه

عزیزم همیشه به تفریح🤍
معلومه حسابی بهش خوش گذشته
به مادرشم سختتتت گذشته😅

سوال های مرتبط

مامان پناه🧚 مامان پناه🧚 ۲ سالگی
باز شب شد و سکینه اومد که بنویسه و گریه کنه تا یکم سبک بشه و بتونه فردا روز خوبی رو شروع کنه

امروز موقع جمع کردن وسایل که بدو بدو میکردیم که فقط فرار کنیم یهو چشمم به پناه افتاد
اونم مثل ما بدو بدو میکرد
موتورشو آورد
پتوشو آورد
دو سه تا اسباب بازی کوچولوشو آورد
پودر یبوستشو آورد
چسبید به پای شوهرم بابا بابا تاب تاب بدو بدو می‌گفت که تابشو باز کنیم
داشت مثل آدم بزرگا وسایلشو جمع می‌کرد
آخه چرا یه بچه دوساله باید فرار کردن درک کنه
خدایا حس بدیه که بچتو تو این حالت ببینی
خونه داداشم صدای بدو بدو بچه طبقه بالا اومد پناه سریع دوید رفت از تو اتاق کاپشن و کلاهشو آورد اومد دست داداشمو کشید دایی دایی بمب بمب بدو بدو می‌گفت فرار کنیم
خدایا کمکم کن بتونم این چیزا رو از ذهن دخترکم پاک کنم
یاد اون روزی افتادم که وقتی تو بیمارستان بغلش کردم بهش گفتم دختر کوچولو من قول میدم برات همیشه خاطره های خوب بسازم
ولی هنوز دوسال از زندگیش رد نشده که این ویزای بزرگ و داره درک می‌کنه
خدایا اندازه آسمونت دلم گرفته
اندازه قطره های بارونت ازت گله دارم
من مثل بقیه نمیگم ایران نمیگم پهلوی نمیگم فلانی و فلانی نه من فقط تورو میشناسم و بس
تو این چند روز که گذشت روزا عین آدم مست زدم و رقصیدم و خندیدم و شبا عین آدمای بدبخت بیچاره زجه زدم و ازت گله کردم که خودمو خالی کنم
بازم شکرت که یه همین جایی هست میام و خودمو خالی میکنم😭😭😭😭😭😭