ن منم همین حسودارم از بس اذیتم کردن حتی نمیخوام ب بچم نگا کنن ولی منم مجبورا هفته ای یروز میرم
وای دقیقا شاید اذیتاش بزرگ نباشه ولی اصلا دوست ندارم بچمو بدم بهشون مخصوصا وقتی با رژ بوسش میکنه یا بد بغلش میکنه دسته خواهرشوهرمم که اصلا دوست ندارم بدم ولی خب مجبورم دیگع الان دوماهه نرفتم خونشون
من مادرشوهرم حتی از مادرمم مهربون تر و دلسوز تره برام و اصلا تا به حال ناراحتی بین مون نداشتیم. ولی دقیقا منم همین حس شما رو دارم.😅 اصلا دلم نمیخواد بدمش دست مادربزرگ یا عمه هاش. اونم دقیقا همینطوری که شما میگین بعضی وقتا که پسرم گریه میکنه جوری حرف میزنه انگار بچه الکی گریه میکنه. درحالی که پسرم هم کولیک داره هم رفلاکس.
ولی اصلا این فکرو نداشته باش که از بدجنسیه. فکر میکنم یه دلیلش منظم نشدن هورمونامونه. انگار همچنان بهم ریخته ست.
منم همین حس رو دارمبا اینکه خاله ام هم هس.ولی تو دوران بارداری پشت سرمبدگویی کرده بود پیش مامان خودم.بعد ک کمند بدنیا اومد دقیقا مثل شما کمند هم نوه اوله و خالم دختر نداره.الان قربون صدقه دخترممیره و من رو اسمم رو تهش جان میزاره اعصابمازین همه دورویی بهممیخوره.دلمنمیخاد نزدیک دخترمبشه.
ماهم همینیم خواهر مارو که به صرفه غذا دعوت نمیکنه میگه همینطور بیاین خودشون یکسر خونمون پلاسن بچمم درست بغل نمیکنن
منم مجبورم بدم دستشون
کتاب پارچه ایی از کجا خریدی
من که اصلا نمیرم خودشون تا الان ۳بار اومدن دیدن بچه
اره منم همین حسوددارم منک دورم حتی بازنگ زدنشون و اینک شوهرم سعی داره صدلی بچرو بشنون هم ناراحت میشم.چون دوتا از بچه هامو بخاطر اونا ازدست دادم.ماهای اخر بارداریم مادرشوهرم اومد خونمون و دعوایی زاه انداخت ک بیمارستانی شدم و از دایی نکرده امکان داشت این بچمم از دست بدم.خواهزشوهرم2ماه اومد خونم و مامانم ک اومده بود مراقب من باشه حتی شلوار پای اونم میشست ابروم جلو مامانم رفت.خونوادگی نمک نشناسن.بچه ی من اولین نوه ی خونوادس حتی ی شکلاتم براش نگرفتن.ازهمشون متنفرم خیلی اذیتم کردن و حرصم دادن مخصوصا تو حاملگی.بخدا این بدجنسی نیس خودتونو بزارین جای ما💔
تنها نیستی منم همین حس رو دارم میخوام دست نزنن بهش البته من مادر شوهر ندارم مادر بزرگ شوهرمه.
وااای موهاشوووو😍😍😍😍.
من بابام میگه نیا من از پدرم دلخورم نه جهیزیه داد نه سیمونی نه تو عقد و اینا اصلا کمک نکرد تازه یه چیزی هم میگرفت میگه خونه وقتی من هستم نیاین
منم درحد چند دقیقه اوکیم
حتی غذا بخوام بخورم باید پیش خودم باشه بچم
نمیدم ب کسی
منم مث توم هروز جلو چشممه ولی مجبورم تحمل کنم
آره خواهر قوم ظالمین کلا مایه عذاب هستن
خیلی خوبه ک
از این حمایت استفاده کن
اونم مادربزرگه دیگه
بنده خدا داره بازی میکنه با بچه. حالا مامان خودت حرفی نزده ب دخترت؟ انقد گارد نداشته باش بخدا اینا مسئله ای نیستن که بخوای خودتو ناراحت کنی. منم گاهی ناراحت میکنن ولی خب پیش میاد دیگه. بین مادر و دختر هم بحث هست
از اونجایی ک من ۲ ماه بیشتر پیششون نموندم و مستقل شدم خونمم جفت خانوادمه این حسو ندارم و الان دوس دارم برگردم پیششون باوجود ک تو روستا زندگی میکنن
خیلیم فرق میزارن و خسیسن ولی خب برام مهم نیس ی مدت رو این چیزا چت بودم و ناراحت و رابطه رو قط کردم ولی الان ن 😐😂 هر چند الان با دوتا بچه چند ماهی ی بار میرم (شاید بخاطر این باشه ک دیر دی.ر سر میزنم
با اپلیکیشن گهواره، هر هفته در جریان تغییرات و نیازهای کودکت قرار بگیر.
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.