سلام خاله ها خوبی؟؟
وقتی شوهرم آمد خواستگاری قبلش شرط کرد بچه نمیخواهد منم گفتم من بخاطر بچه میخواهم ازدواج کنم
اونم گفت بخاطر تو باشه یکی
منم خیلی دلم دختر میخواست میدونم دختر و پسر هر دوتا نعمتاً هر دو برکتاً
هرچی خدا بخواهد همون بهترین و...
ولی من ۱۲ تا خواهر زاده و برادر زاده دارم (ما ۶ تا خواهر برادریم) همه هم پسر دلم میخواست بچه ام دختر باشه
برای همین رژیم دختر گرفتم شوهرمم رو هم مجبور کردم رژیم بگیر
البته در انتها این خواست خداست که جنسیت رو تعین میکنه اما خدا به آدم علم داد و خدا رو شکر جواب داد

بعد تولد آدریانا باباش گفت من دلم یه بچه دیگه میخواهداینبار رژیم پسرزایی گرفتیم و بازم خدا رو شکر جواب داد
البته باز هم میگم اول و اخر خواست خداست
و هیچ چیز صد در صد درست از آب در نمیاد حتی اونهای که میرن کاشت تعین جنسیت میکنن هم ممکنه خطا بده
اما با توکل به خدا ان شاالله همونی میشی که دلمون میخواهد
بهتون قول دادم جفت رژیمها رو بگم اما چون زیاده یکی رو فردا میزارم یکی رو پسفردا
حالا شما بگین اول دختر رو بگم یا پسر رو؟؟؟

۱۸ پاسخ

هیچکدوم
چون خواست خدا بر خواست ما مقدم وارجح تره وبدون اذن اون هیچ برگی به زمین نمیفته

دخترررررر

پسر بزار

دختررررررر بگووو🥹😍

کاش اول دختر میزاشتی🥲

دختررررررر😁

رژیم کلا ۳۰ درصد جوابه
iui و ivf
درصدشون بالاس
من خیلی هارو دیدم تو گهواره چندین ماه رژیم داشتن ولی جنسیت دلخواه نشده
اول خواست خدا دوم روش های مطمئن تر🙃😘
خدا حافظ نی نی هات باشه

هر دو رو‌بذار

نزاشتی من منتظرم بزاری عزیزم 😅😅

پسرو بگو‌عزیزم

پسرو بگو خواهش میکنم

واقعا باید خواست خدا باشه و باور قلبی

ماهم یفر از اقوام رژیم گرفت بعد بچه اولش که دختر بود خیلی خرج کرد
ولی الان ۳تا دختر داره.

خدا برات نگهشون داره
خیلی وقته منتظر این تاپیک شما هستم
اول پسر لطفا

اینم امکان خطا هست دختر داییم رژیم گرفت هزارتا کار کرد کلی هزینههههههه آخر اون جنسیتی که میخواست نشد واقعا هر چی خدا بخواد

خدا حفظش کنه ❤️

چ خوب جنسیت دلخواه گرفتین

چه جالب خدا حفظ کنه بچه هاتو، شوهرت اول بچه نمی‌خواسته کلا بعدا به یکی هم قانع نبود😅🥰

پسره رو بگو دختر زیاده

سوال های مرتبط

مامان فندق جان مامان فندق جان هفته سی‌ونهم بارداری
بچه ها امروز گفتم که دیروز کار خونه کردم و جاروبرقی و تی کشیدم بعدش دلم درد گرفت و تا امروز ادامه پیدا کرد. خلاصه ظهر یه جوری شد که دیگه ترس گرفتم، سریع زنگ زدم نوبت دکتر گرفتم رفتیم ، دکترم سونوی بیوفیزیکال و NST تجویز کرد، رفتیم هر دو رو انجام دادیم خدا رو صد هزار مرتبه شکر هیچی نبود، انقباض نداشتم وضعیت نینی هم الحمدلله کاملا نرمال بود, ولی به خدا تا انجام دادم و دکتر گفت خدا رو شکر شرایط نرمال هزار بار مردمو زنده شدم، همسرمم انقدر استرس داشت که حتی یه آبم نخورد هر چی گفتم یه چیزی بخور الکی می‌گفت نه تشنم نیست ولی من میفهمیدم خیلی استرس داره اما میخواست جلوی من نشون نده، رنگش پریده بود. انشالله برای همه تا آخرش به خیر بگذره برای منم تا آخر به خیر بگذره. عمرا دیگه جارو برقی بکشم ، البته یه کار دیگه هم کردم ، یکی از صندلی های ناهار خوری رو بلند کردم که زیر میز رو جارو بکشم اما اینو به همسرم نگفتم 🥴 من خیلی آدم محتاطیم در مواقع حساس ،نمی‌دونم چرا این کار رو کردم، دیگه درس عبرتم شد.
مامان فرانک مامان فرانک ۲ ماهگی
سوال:مامانا یکم درد دل کنیم؟من دارم خفه میشم و نمیتونم به کسی چیزی بگم
همسرم زمان مجردیش رابطه تلفنی داشته با دختر خالش می‌ره خواستگاری ،دختر خاله همون روز خواستگاری میگه فلانی رو نام می‌بره و میگه من اونو دوست دارم شوهر منم افسردگی میگیره و ریش بلند می‌کنه و از خونه نمیره بیرون و اینجور کارها
منو همسرم سنتی ازدواج کردیم دقیقا روز بعد عقد تو راه ماه عسل همسرم قضیه رو برام گفت اگه قبل عقد بهم میگفتن حتما در جواب من تاثیر داشت ولی متاسفانه 😔اول صبر کرد دختر خاله با اون طرف ازدواج کرد بعد اومده خواستگاری من،شوهر دختر خاله اش هم از اقوام ماست و ما همش هم دیگه رو میبینیم چه مهمونی باشه طرف همسرم چه ما و همسرم همش نگاه دختر خاله اش می‌کنه و دنبالش راه میوفته هرجا میره تا الان به روی خودم نمیاوردم که فک نکنه حسودم حتی رابطه خوبی هم دارم با دختر خاله اش هر وقت میبینمش خوش و بش میکنم باهاش.اما امسال تو عید تو مهمونی ها دوباره و دوباره این اتفاق افتاد راه میوفته دنبال دختر خاله اش انگار نه انگار من و دخترم وجود داریم دلم داره میترکه اینم بگم دختر خاله اش یه پسر داره منم یه دختر و دختر دومم رو باردارم
دیگه نمی‌تونستم به هیشکی هیچی نگم گفتم حداقل اینجا بگم یکم حرف بزنیم من سبک بشم انگار یکی قلبمو گرفته تو مشتش و فشار میده من از تعطیلات عید دارم فقط خودخوری میکنم و یه ذره هم به روی شوهرم نیاوردم😭
بارداری حاملگی بارداری حاملگی فرزند پروری
مامان ماهلین و مهوا🩷 مامان ماهلین و مهوا🩷 ۱۱ ماهگی
بچها ایلیا رو موضوعش رو شنیدین ؟
خدا اینجور آدم هارو نیست و نابود کنه ایشالا خیلی ناراحت شدم
من سر ماهلین که حامله بودم یکی از اشناهامون که خودش پسر داره گفت جنسیت بچه ات چیه من خیلی خوشحال گفتم دختر گفت من از دختر اصلا خوشم نمیاد گفتم چرا گفت انقد باید مواظبش باشی که فلان بلا سرش نیاد
سر من انگار آب داغ ریختن بدنم گر گرفت یه حرف خیلی بد زدم بهش
که اگر اینجا بگم درست نیست ولی دیگ کاملا دهنش رو بست
بخاطر پخش شدن خبر ایلیا تو چندتا خبر خوندم تو ایران بیشتر به پسر ها دست درازی میشه تا دختر ها
البته تو سن کم
خواستم این برامون درس باشه همیشه نگیم این اتفاق ها برای همسایه س
پسر و دختر نداره
باید دوتا چشم داریم دوتا هم قرض بگیریم مراقب بچهامون باشیم
ما یه همسایه داریم به شدت خانواده محترمی هستن
خیلی بچه دارن تو ساختمان خانوادگی زندگی میکنند
چندبار بهم گفتن دخترت رو بفرست پیش بچها بازی کنه یکبار هم نزاشتم‌
محاله هم بزارم
دخترم یا پیش باباش تنها می مونه یا مادرشوهرم و خواهر شوهرم
پیش مامان خودمم نمیتونم بزارمش چون سرشون شلوغ میشه و اونجا مشتری میاد هیچوقت تنها نمیزارم
لطفا شما هم بچهاتون رو تنها جایی نفرستین