۹ پاسخ

بعد با این حالت به بچه های مردم میخوای چی یاد بدی
چرا من دوستم معلمه تا دو سال مرخصیه

اولین بار که منم مسرمو گذاشتم و رفتم سرکار همچین حسی داشتم
از سر شب هر حرکتش رو که می‌دیدم میزدم زیرگریه

ولی اینو به یاد داشته باش که بعدا هم تو به اون افتخار خواهی کرد که اینقد صبور بود که دو ی تو رو تحمل کرد
هم اون به تو افتخار می کنه که یک مامان موفق داره که داره برای آسایش اون تلاش میکنه

دقیقا منم همین طورم باید فردا ازپسرم جدا بشم
وپیش مادرشوهرم میزارمش

خوشبحالت مادرشوهرت هست ک نگهش داره منم شرایط تو رو دارم با این تفاوت تو شهر غریب. چهارشنبه روز تعطیلیمه. نمیدونم شنبه چ خاکی ب سرم بریزم

همه ما ک شاغلیم این روزها را گذروندیم. خیلی سخته ولی میگذره...

سلام عزیزم این همه استرس فقط بخاطر اینه که تا حالا از خودت جداش نکردی
مطمئن باش انقدی که تو به خودت سخت میگیری برای بچت سخت نیست
توکل به خدا کن براش ۴قل و آیت الکرسی بخون برو سر کلاس
بعد یه مدت یه نفس راحت میکشی از این که یه تایمی بدون بچه برای خودتی... حتی اگه اون تایم سرکلاس باشی
مطمئن باش مادر و مادرشوهر از هر پرستار و مهد کودکی بهترن پس از این نظر شانس آوردی که نزدیکتن...
احساس ناکافی بودن رو از خودت دور کن و راحت به کلاست برس
قطعا روزای اول سخته ولی وقتی عادت کنی خیلی هم خوبه

نگران نباش عزیزم منم پارسال همینشکلی بودم بچم ده ماهش بود میذاشتمش خونه خواهرم و مادرشوهرم میرفتم مدرسه
درکت میکنم خیلی نگرانی داری ولی خیلی زود هر دو عادت میکنین
و متوجه میشی اونم اذیت نمیشه
نگران نباش عزیزم به خودت ایمان داشته باش

۹ ماه مگه مرخصی نداری؟ دوسالم بدون حقوق میگرفتی میموندی خونه دیگه زن کجا میری اخه

حالا من دانشجوعم امیدوارم حداقل چند تا استادام راضی باشد غیبت کنم حذفم نکنم🚶🏼‍♀️

سوال های مرتبط