۸ پاسخ

من ترجیحم اینه کامل حرف بزنه متوجه اتفاقات بشه هرچی شد بتونه بهم بگه از ۴ سالگی‌.‌..منم آنلاین شاپ دارم واقعا چند ساعتی نباشه خیلی خوب میشه برام ولی ترجیحم اون سن...چون دیدم سن کم بردن بچه اذیت اینا شد نتونست بگه ب خانواده...حالا یکسری ها شاغل ان مجبورن اون جاب خود

درخواستمو قبول کن گل

پرستار برای چی دارن؟

میگن ۳ سالگی به بعد

من دخترمو از ۲ سال و نیم گزاشتم تا ۶ سالگی

مهد تبسم تو استرابادی خیلی خیلیییییی راضیم

۴سالگی خوبه عزیزم اون موقع بهترمتوجه میشن وروابط اجتماعی شونم بهتره

چهار سالگی .

بنظرم از دوسالگی خوبه
ولی بچه با بچه فرق داره
من ترجیحم اینه بعد صحبت کردنش
که کسی اذیتش کرد بهم بگه

سوال های مرتبط

مامان محمد حسینم❤️ مامان محمد حسینم❤️ ۲ سالگی
محمد حسین دیگه خیلی به باشگاه عادت کرده از یک ماهگی بردیمش باشگاه چون هم من هم باباش مربی هستیم روزای که باشگاه نره بهونه میگیره خیلی تو ارتباطش تأثیر خوب داشته هم با دخترا هم پسرا کار می‌کنه دوست شده با همه گریه می‌کنه که تایم باباش هم بمونه باشگاه هفته ای سه روز از ساعت چهار تیم تا هشت باشگاه هستیم یه ساعت نیم تایم من یه ساعت نیم تایم باباش دیگه همه وسایلش مورد نیاز باشگاه داره از پوشاک لباس خوراک همه چی قشنگ برا خودش اونجا بازی می‌کنه زیاد اذیت نمیکنه روزای که ما کلاس داریم صبح زود بلندش میکنم صبحانه بخوره ظهررم ناهار
بخوره دوساعت بخوابه با انرژی بریم کلاسمون برا پسر من که خوب بود محیط باشگاه از الان به نظر خودم اجتماعی شده تو کلاس هم همه عاشقشن دخترا براش کادو میخرم حتی عیدی دادن بهش من روزای که باشگاه داریم زود بلند میشم تا هم شاهم هم ناهار درست کنم چون کارای باشگاه من خیلی زیاده رسیدیم خونه شام آماده باشه تجربه ای خوبی هست برامون یه خاطره عالی با پسرمون




فرزند پروری. .دورهمی
مامان ایلیا مامان ایلیا ۲ سالگی
مهد کودک
در ادامه تاپیک قبلی...
یک باور غلطی که در بین ایرانی ها از زمان قدیم وجود داره اینه که مهد جای مناسبی برای بچه ها نیست و بهتره در صورت نیاز بچه پیش مادر بزرگ ها و پدربزرگها بزرگ بشه تا مهدکودک!
درحالیکه مشخصا ثابت شده بچه هایی که وقت زیادی رو پیش مامان بزرگها هستن در آینده بچه های محافظه کاری هستن جسارت لازم رو به دست نمیارن؛ اون رشد اجتماعی مناسب رو بدست نمیارن.
چون به هرحال فرزندان ما پیش والدینمون امانت هستن؛ نهایت تلاش خانواده هامون بر اینه که از هر حرکتی کودک رو منع کنن که مبادا آسیب ببینه از طرفی هم بچه پیش والدین ما بچگی لازم رو نمیکنه. وقتی پیش کسانی قراره هرروز باشه که فاصله سنی خیلی زیادی از بچمون دارن بچه نمیتونه همبازی خوبی داشته باشه. بچه ها باید درکنار بچه های دیگه رشد کنن.
مهد خوب بسیار خوبه. و از طرفی مهد بد هم به همون اندازه آسیب زننده است.
ایلیا از بچگی راحت میتونست با همه ارتباط برقرار کنه و خجالتی و وابسته نبود ولی تو همین یک ماهی که به مهد رفته رشد اجتماعی فوق العاده تری داشته؛ بازی کردن با همسن و سالهاشو یاد گرفته؛ استقلالی به دست آورده که هرگز من نمیتونستم این فرصت کسب استقلال رو بهش بدم.
مهمتر از همه غذاخوردن ایلیا عالی شده بچه ای که قبلا حاضر نبود از قاشق و چنگال استفاده کنه. راضی نمیشد بدون وجود کتاب و سرگرمی و حتی گاها موبایل غذا بخوره الان خودش مشتاقانه سر میز میشینه و غذا میخوره با مهارت عالی در دست گرفتن قاشق و تمام اینهارو با دیدن بچه های دیگه از مهد یاد گرفته.
هدف من تشویق به مهد فرستادن نیست صرفا تجاربم هست درخصوص مهد و شاید لازم بود بذارم تا کم کم اون باور غلط نسبت به مهد که از قدیم با ماست از بین بره.
ادامه در تاپیک بعدی