اخخخخخ خدا...به قول قدیمیااا چیه این مادر شدن😭
خدایا شکرت بابت وجودشون ولیییی خیلی سخته
همه این روزارو داریم عزیزم دقیقا باهمین جزئیاتی که گفتی منم گاهی که خیلی بهم فشار میاد میرم اتاق چند ثانیه تا آروم شم و برگردم اما این طفل معصوما جز ما کسی رو ندارن پناهشون ماییم حتی اگه دعواشون کنیم داد بزنیم سرشون بازم مارو میخوان زبون ندارن بگن چشونه کاش ماهم مثه این بلاگرا از صبح تا شب یه پرستار یه مادر یار کنارمون بود
وقتی حالت خوب نباشه اون بچه هم این حس رو از خودت میگیره
پیش اومده اونقدر خستم که دلم میخواد پنج دقیقه چشامو ببندم ، نمیاره ، نق میزنه بغل میخاد
اگر بغلش نکنم یا باهاش تند برخورد کنم بدتر میشه ، چند روزه مجبورم دست تنها باشم با همه خستگی و دیسک کمر و گردن بغلش کردم وسایلا رو دید چندتا بی خطر دادم بازی کنه خودمم یکم به کارام رسیدم ، زمان پریود حتما حتما از قرص یا شیاف دیکلوفناک استفاده میکنم، وقتی خودم عصبی نباشم بچمم زودتر آروم میشه
بالاخره همه پریود میشیم ، همه از وقتی بچه دار شدیم کارهامون عقب میفته باید واقعا نظم و برنامه ریزی داشته باشیم و سخت نگیریم برای همه هست
منم دقیقا همینو تجربه کردم سه ساعت مدام گریه کرد و اروم نمیشد و تبش پایین نمیومد
عزیزم کاملا درکت میکنم بچه منم نا اروم همش گریه و بهم اویزونه
نه خودش خواب و خوراک داره نه میزاره من داشته باشم فقط گریه بغل بازی توجه
کامل باید در اختیارش باشم
فقط هیچ وقت هیچ وقت نزنش اگه عادت کنی دستت روش بلند شه خیلی بده یه بار بزنی دیگه عادت میشه حتی صدا هم سعی کن کمتر روش بدی
من بعضی وقتا مشت میزنم تو مبل و تخت که خودمو تخلیه کنم
عزیزم هممون داریم این لحظاتو
درکت میکنم
من اینجور موقع ها بیخیاله غذا و همه چی میشم
اون بچه بهت نیاز داره الان شتید استرس داره
یه عالمه کتابو کاغذو اینا بریز جلوش خودتم بشین اصلا بلند نشو تا خس امنیت کنه
کاغذارو مچاله کن مثل توپ پرت کن براش…منظورم اینه بهش نشون بده قراره بشینی پیشش و بلندم نشی
مشکلش اینه
ماهم این شرایطو داریم گلم تنها نیستی فقط باید صبوری کنیم همین...
سرش داد میزنم اخر..دلم میخواد محکم بزنمش تا ساکت شه..سرش داد میزنم و مینشونمش رو زمین و خودم بلند میشم تا نزنم.. جیغاش بدتر میشه..بلندتر و خش دار تر انقد که سرفه میفته.. چشامو میبندم و با دست محکم فشار میدم..خدایا خودم به استراحت نیاز دارم نه روحی نه جسمی شرایطم خوب نیس این بشر هم میخواد عصبیم کنه..حس مادرانه ام نگران سرفه هاشه..به چشای پراشک و دماغ قرمزش نگاه میکنم و تو دلم به خودم فحش میدم.دوباره بغلش میکنمو همینکارایی که تاالان انجام دادم و دوباره انجام میدم اما تاثیری نداره اصلا.. همچنان جیغ و گریه.. لحنمو مهربون میکنم و براش شعر میخونم و بیرون و پرنده ها رو نشون میدم..کم کم آروم میشه..میارمش جلو خودم رو زمین میزارم حواسش به برنامه پرت میشه..اشکام تند تند میریزه..لعنت به ریزش بینی بد موقع!برمیگرده سمتم دوباره گریه.. حواسشو دوباره پرت برنامه میکنم..اشکام بند نمیاد.دلم به خودم میسوزه..ینی همه ی مادرا این صحنه هارو دارن؟به ساعت نگاه میکنم باباش نیم ساعت دیگه میرسه باید غذارو اماده کنم چون امروز گشنه شده غذاش کم بوده..خدایا این پسرنمیذاره من از کنارش جم بخورم..نیاز دارم برم دستشویی..اصلا فکرشو نکن که تنها بمونه تا برمو بیام.خدایا صبر... (۱مهر ۱۴۰۵)💔
با اپلیکیشن گهواره، هر هفته در جریان تغییرات و نیازهای کودکت قرار بگیر.
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.