۲۰ پاسخ

مبارکه عزیزم. دکترت کی بود؟؟

مبارکه عزیزم
قدم نو رسیده مبارک💕

وای سوند از شانس من
انگار تیر کردن
آخرش با داد و بیداد گفتم اومدن درآوردن
و گذاشتن تو اتاق عمل با بیخسی برام زدن

بسلامتی قدمش خیر باشه عزیزم

قدم نورسیده مبارک🥳

مبارکه عزیزم قدمش پر از خیر و برکت باشه واستون 😍

بسلامتی و‌دلخوش گلم کدوم بیمارستان زایمان کردین اختیاری بودین یا اجباری هزینه چه قد دادین؟

واای مبارکهههههه نگین جون😍❤️ از صبح چندبار اومدم چک کردم که خبر سلامتی خودت و نور زیبا رو ببینم♥️ قدمش پر از خیر و برکت باشه براتون

بسلامتی عزیزم مبارکه

عزیزمممم مبارکه 😍 کدوم بیمارستان رفتی ؟

بسلامتی عزیزم قدم نو رسیده مبارک 🥰❤️

عزیزمممم مبارکههه
راهم رفتی؟

مبارکه 😍

خودت بیهوشی کامل خواستی؟؟؟؟

سزارین هم مگه ماساژ شکم میدن نمیدونستم

مبارک باشه به سلامتی

به سلامتی عزیزم🥹
چطور بود قبل اینکه بیهوش بشین ماساژ دادن شکمتونو؟
منم سزارین میخوام ولی میترسم راه رفتنتون راحت بود؟بعد چند ساعت پاشدین

بسلامتی مبارکه

الهیییی عزیزم بسلامتییی انشالله خوش قدم و پر روزی باشه😍💖
منم بیهوشی کامل بودم و خیلی راضی بودمم

بسلامتی عزیزم مبارک باشه 😍

سوال های مرتبط

مامان آراد مامان آراد ۳ ماهگی
پارت پنجم سزارین اختیاری ✍️✍️✍️✍️
همش نگران بچه ام بودم ک دکتر بیهوشی خوش اخلاق آمد دلداریم داد ک بچه ات خیلیم خوب ولی بخاطر اینکه خاطرمون جمع بشه می‌بریم بخش اطفال زود میاریم پیشت دلم گرم شد باز ...با خودم میگفتم سزارین چقدر خوب بیست دقیقه عم طول نکشید دردم ندا م ...منو از اتاق ریکاوری بردن تو بخش ک دیدم همه اقوام دایی خاله و...آمده بودن منم حالم خوب بود درد نداشتم نگران بچه ام بودم ک دو ساعت گذاشت دردام داشت شروع می‌شود با اینکه من پمپ دردم هم نداشتم و بیمارستان هم نداشت آخ دیگ یهویی شد عملم و همه جام بستع بود ...ولی دردام قابل کنترل بود تا اینکه شکم فشار دادن ک اون دنیام دیدم از بس درد داشت هرچی پرستار التماس خواهش میکردم گریه میکردم تو رو خدا یبار فشار دادی دیگ فشار برو ی نیم ساعت دیگ بیا ولی ب حرف نکرد دستم گرفت فشار دادم ک میخاستم از شدت درد بیهوش شم ک خیلی داد بی داد کردم از شدت گریه های من خواهرم با مامانم گریه میکردن میدین من درد دارم ...دیگ مورفین زدن بهم شیاف گذاشتن ولی قابل کنترل شد ولی یبار دیگ هم فشار داد ک باز آمد مورفین زد ولی بعدش قابل کنترل بود ...راه رفتن هم زیاد سخت نبود فقط بخیه یکم میسوزه ...کنار اتاق من یکی زایمان طبیعی داشت میکرد از ساعت ۳ شب ک این جیغ داد میزد تا ۷ صب ک زایمان کرد این آنقدر جیغ داد میزد ک همون جا خدام شکر کردم ک سزارین کردم ک آنقدر از جیغ داد این من وحشت کردم ...دیگ مرخص شدم ولی بچه ام ۳ شب موند موقعی ک مرخص شدم خیلی سخت بود بدون بچه ام فقط گریه میکردم تا خونه ...راضیم از سزارین با اینکه بخیه ام میسوزه ولی خداروشکر ک طبیعی زایمان نکردم همه چیز طی چند ساعت برام