۷ پاسخ

دیگ‌وقتی خودش نمیخواد اصرار نکن که بدی همین روال رو ادامه بده
اکثر بچها وابستن ولی خب چاره چیه باید اول آخر از شیر گرفته بشن
الان بدی بعدا دوباره بخوای بگیری سخت تر میشه براش

دختر منم همین بود از شیر گرفتم میزارم روپاک کمرشو‌میمالم می‌خوابه زودترم تازه خوابش می‌بره
من چسب زخم با لاک قرمز زدم گفتم گربه دندون گرفته
بعد ۱۰روز هنوزم شیرم میره سینم درد می‌کنه انگار شده ممه گاو
من فک میکردم شیر ندارم

عزیزم اول و آخرش باید از شیر بگیریش
دو سه روز اول سخته کم کم عادت میکنه

منم دخترم دقیقا همینطوری بود با هیچ روش دیگه ای می‌خوابید از نوزادی کلا همین مدلی بود یا باید شیر می‌خورد اون اوایل بخاطر کولیک بهش پستونک میدادم با پستونک هم می‌خوابید ولی وقتی کولیکش تموم شد دیگه پستونک ندادم و عملا بچم از سینه بعنوان پستونک هم استفاده می‌کرد روز اولی که میخواستم از شیر بگیرم خیلی سردر گم بودم چند بار خواستم به روش تدریجی بگیرم ولی متاسفانه بچم همکاری نمی‌کرد و دنبال شیر میومد ناچارا مجبور شدم دوتا روش رو باهم ترکیب کنم منم به سینه ام سس قرمز زدم و بهش نشون دادم اونم یکم نگاه کرد و خندید و رفت سراغ بازی هربار اومد سمتم گفتم اوف شده و نمیشه بخوری روز اول برای خواب ظهرش خیلی اذیت کرد روی پام اصلا نمی‌خوابید به زور خوابوندش ولی شیر شبش رو قطع نکردم چون میدونستم شب ها بدتر بیقراری میکنه تا یک هفته فقط شیر طول روز رو بهش نمی‌دادم ولی شب رو میدادم برای خواب ظهرش هم روش های مختلف رو امتحان میکردم یه بار واسش کارتون تو گوشیم میذاشتم تا روی پام بمونه و بلند نشه کم کم که گیج میشد گوشیو ازش میگرفتم پتو و عروسک هم حتما دستش میدادم تا حالت گرما و رخوت خوابش رو راحت تر کنه خلاصه کم کن بعد یک هفته خودش فهمید یا باید روی پام بخوابه یاهم خودش یه جوری بخوابه ولی برای خواب شبش درگیریم بیشتر بود اما اونم بعد دوسالگی قطع کردم تاب ریلکسی هم واسش خریدم گاها روی اون می‌خوابه ولی در کل باید این روند رو طی کنید تا کم کم خودش یاد بگیره چجوری باید بخوابه پتو و یه عروسک نرم هم حتما استفاده کن سختی و بد قلقی داره ولی نهایتا یک هفته یا ده روزه

عزیزم نگران نباش ،هرمادری از شیر گرفتن از پستونک گرفتنش و... خیلی سخته براش وقتی می بینه بچش به ی چیزی انقدر وابسته اس و باید ازش بگیره ولی چاره ای نیس برا سلامتیه خودشونه
دخترم به پستونکش خیلی وابسته بود منم دلم نمیومد ازش بگیرم تا اینکه شربت سرماخوردگی زدم ب پستونکش دیگه لب نزد ینی یکی دو روزه سریع فراموشش کرد
سخته ولی میگذره

عیبی نداره

پسر منم همین‌بود فقططط با شیر میخوابید ولی خداروشکر راحت گذشت
ولی حالا خودم یادم میفته هی ناراحت میشم اینقدر که برای خودم سخته به نظرم برای بچم‌سخت نبود
الان حدود یک‌ماهه گرفتم از شیر
و این که عزیزم برای وسواسی که داره با یه مشاور صحبت کن از همین الان جلو وسواسشو بگیر گناه داره بچه

سوال های مرتبط

مامان آراز مامان آراز ۲ سالگی
سلام مامانا خوبین میشه راهنمایم کنین خیلی عذاب وجدان دارم من پسرمو تقریبا یه هفته قبل تولدش ازشیشه شیر گرفتم یعنی دیگ شیرخشکم نداشت یه قوطی مونده بود یه چن بار دادم نخواست نخورد چون کامل غذا میخورد میان وعده اینا(شیرو فقط شبا میخورذ)دیگ شیر میدادم شبا نمیخورد سرشم پاره کرده بود دیگ مینداخت اونور چن باریم میدادم بالا میاورد دیگ تدریجی یکی دوبار دادم دیگ شیشه شیرشو قایم کردم ندادم اونم نخواست چند وقت بعد اون شبا بیدار میشد گریه میکرد اب میدادم میخوابید دیگ الان دوماه گذشته به هرکی میگم از شیشه و شیرخشک گرفتمش تعجب میکنه میگن چرا گرفتی بچه ما میخوره خواهرشوهرم ک میگه دخترم تا۵سالگی تو شیشه شیر میخورد مامانمم میگه من خودمم تا۵سالگی تو شیشه شیر خوردم اطرافمم هرکیو میبنم هم سنای پسرم میگن فعلا شیر میدیم تو شیشه شیر اینم بگم شیرپاستوریزه نمیخوره ماجانم نمیخوره فقط بعضی وقتا شیرموز پاکتی میخوره بستنی و ماست هم میخوره میخوام الان بدونم من اشتباه کردم از شیشه گرفتمش؟دوباره بهش بدم یعنی؟خیلی عذاب وجدان. دارم همش میگم طلم میکنم بهش پسرممم خیلییییی لاغرشده خیلییییی استخوناش زده بیرون🥲