۸ پاسخ

من میبرمش مهد . خونه بازی . گاهی وقت ها پارک
یا اگه شرایطش رو داری ببرش یه کلاس
دفتر . مداد رنگی . پاستل و .. براش بگیر بشینه نقاشی بکشه فقط حواست باشه رو دیوار نقاشی نکنه . داستان براش بخون

یه روانی که بیرون تیمارستان زندگی میکنه😂😂😂😂😂بیشتر بیرون میریم کمتر اذیت میشم

هیچی بنام خدا دیوانه میشم

بزنامه ریزی کنید ی تایمی هرروز بچه رو بخابونید ببرید بیرون بخابونیدش کارتون بذارید باهاش بازی کنید من هم شاغلم دوجا مدیر مهدم و معلم
هم بچه دارم
ولی با برنامه ریزی بهشون میرسم

منکه فقط خودمو با کارای خونه سرگرم میکنم.بیرون رفتنم ک با دوتا بچه پای پیاده سخته خیلی نمیتونم ببرم

خیلی سخته مخصوصاً اگر دوتا باشن

هیچی یه بیمار روانیه افسرده شدیم‌گوشه خونه

بیرون ببرید همش تو خونه موندن بچه رو کلافه می کنه

سوال های مرتبط

مامان امیر علی مامان امیر علی ۶ سالگی
سلام خوبین
لطفا خواهش میکنم هر کس پیام من رو میبینه جواب بده
من ۲۲ سالمه سه تا بچه دارم بچه هام ۵ و ۲سال و ۶ ماه و بچه کوچیکم ۹ ماهشه
یعنی ۹ ماهه زایمان کردم همیشه افسردگی رو حس میگردم ولی الان خیلی خیلی شدید شده یعنی روی تمام زندگیم اثر گذاشته رفت و آمد دیگه با کسی نمیکنم بچه هامو جایی نمیرم فقط از خونه خودم میرم خونه پدرم که اگر اهر روز نرم اونجا تو خونه دق میکنم اصلا خونه خودمون دوست ندارم اگر تنها باشم خونه با بچه ها دق میکنم دائما استرس و دلشوره خیلی خیلی زیاد دارم روی مریضی بچه ها خیلی حساس شدم و میترسم و خودمو اینطوری قانع میکنم که پیش کسی نرم و کسی پیش من نیاد حتی بچه هامو پارک نمیبرم که یه وقت مریض نشن آخه من داخل زندگی خیلی تنهام یه شوهر دارم که اصلا بهم اهمیت نمیده و کمکم نمیکنه اصلا و مدام بهم دروغ میگه در کل کلا درحال استرس و دلشوره و نگرانی ام همش احساس میکنم می‌خواد یه اتفاق میفته نمی‌دونم چیکار کنم واقعا دیگه زندگی کردن برام سخت شده دلم حتی مرگ می‌خواد تا ذهنم خاموش بشه و به آرامش برسم مدام بچه هامو داخل خواب و بیداری چک میکنم که یه وقت زبونم لال تب نداشته باشن یعنی به معنی واقعی مغزم به مشکل خورده نمی‌دونم چیکار کنم کمکم کنید لطفااااااااااا