۷ پاسخ

یک ماهگیت مبارک گل پسرخوشکل😍😍😍

جوجه دوست داشتنی خاله 🐣💙

یک ماهگیت مبارک پسر قشنگم 😍🥰💙

خداحفظش کنه عزیزم
ولش کن غصه نخور خاهر

ای بابا پس هم دردیم منم خانواده همسرم نیومدن و‌مادرشوهرم گفته من نوه ندارم🫠 از وقتی ازدواج کردم جیگرتو خون کردن قطع رابطه کردیم ولی باز حرف و‌حدیث‌ها به گوشم میرسه تو دوران بارداری بخاطر حرص و‌جوشی که خوردم انسولینی شدم خداروشکر رفع شد از خدا میخوام خودش مراقب فرشته کوچولو هامون باشه 💙🦋

منم مامانم بچمو ندیده نمیخامم دیگ ببینه

چرا عزیزم‌با‌خونوادت حرف‌نمیزنی؟

سوال های مرتبط

مامان 🦋نیکی 🦋 مامان 🦋نیکی 🦋 ۱۳ ماهگی
هفدهم شهریور خدا وجود زیبایی تو به دست من و بابا داد که همیشه حمایتگر و پشتیبان و عاشق تو باشیم نیکی جانم
قلب مامان یک ماه خیلی زود گذشت
و من چون مامان اولی بودم هم تو هم خودم رو خیلی اذیت کردم
میدونم دلم تنگ این جوجه بودنت میشه عزیزم
ولی مامان رو ببخش چون کم تجربه بودم قلب مامان
خیلی گریه کردم خیلی مطلب خوندم خیلی با مامان بزرگ و بابات و زندایی حرف زدم تا آروم بشم ولی نمیشد انگار ناخودآگاه من اصرار داشت تو زودی باید بزرگ بشی
بارداری سختی بود مامان هر روز هر ثانیه حتی فکر میکردم که خدا کمک کنه بگذرهه تو سالم بیای
هم خیلی قرص هم خیلی آمپول زدم ولی اصلا برام مهم نبود به تو که فکر میکردم یادم می‌رفت
تو خیلی یهویی اومدی من صبحونه خوردم یه کم با مامان بزرگ حرف زدم رفتم دستشویی دیگه نتونستم بلند شم از درد و سریع رفتم بیمارستان
بابایی تهران بود بابا بزرگ و دایی هم نبودن و تو برای اومدن عجله داشتی
زن دایی به همه زنگ زد بابا تا من بستری بشم اومد
قبل از زاییدن دوست داشتم ببینمش ولی نشد ساعت یازده بستری شدم ساعت پنج زایمان کردم زایمان خوبی انگار نبود اینطور که شنیدم چون من بی هوش بودم