۱۲ پاسخ

من ده ساله تو شهر غریبم دیگه عادت کردم ب خونه و زندگیم

من که مامانم فوت کرده کلا همیشه خونه خودمون تک و تنهاییم
باز خداروشکر هستن یوقتا میری باز میای
این که گریه نداره

نه بابا نگران نباش عادت میکنه ـ تازه تازه اینجوری براش تنوع هم میشه بیشتر شهرستان میرید بهش خوش میگذره خاطره میشه. بچگی ما والا اینجوری بود سه ماه تابستون. عیدا میرفتیم شهرستان عشق میکردیم. بعدشم با گریه برمیگشتیم ولی خب برمیگشتیم به روال زندگی

کجا هست خونه پدرت؟؟؟
دوری از چابهار؟

من برای این بیقراری های بچم یکی دیگه هم اوردم الان کل روز درحال دعوا هستن ولی بهترین مهبازی ها هم هستن

کدام شهر هستن .غربت خیلی سخته

اینقدر راه هست برای سرگرم کردن بچه....

قبل این ی ماه چطور زندگی میکردین پسسس نگران نباش عادت میکنین باز

چقدر سخته
مامان من بیخ گوشمه دخترمم مدام بهانشو میگیره

بچه ها عادت میکنن، خیلی زودتر از چیزی ک فک کنی

واسه منم چند بار پیش اومده که یه ماه یا دوماه خونه مامانم بودیم و دوباره برگشتیم تو شهر غریب. فک میکردم واسه بچه م خیلی سخته چون به مامانم و داییش اینا خیلی عادت داره ولی وقتی میایم انگار خودشو وفق میده . البته منم هر روز بیرون میبرمش . یادش نمیره ها ولی اینکه بهانه بگیره یا بگه برگردیم اصلا اینجوری نیست

نمیتونید پیش هم زندگی کنید؟؟

سوال های مرتبط

مامان آیه‌ 🐣 آوا مامان آیه‌ 🐣 آوا ۳ سالگی
آیا زبون درازی کردن و حاضرجوابی کردن هم جزو چالشهای سه سالگیه یا جزو بی تربیتی بچه ؟
بطور مثال بهش میگم مامان جان این کارو می‌کنی دردت میگیره، سریع بی وقفه با حالت پررویی میگه خودت دردت میگیره.😐😑
میگم آیه تو خیابون نباید جیغ بزنی، سریع میگه دلم میخواد ( یه وقتا میگه به تو چه)😐😑😔
یه وقتا میگه زهرمار، کوفت ،دلم میخواد .
و اینا حاصل بردن بچه به پارک و خانه بازی هست.
تو خونه هیچکس باهاش دهن به دهن نمیشه که پررو بشه و بقولی روش به روی ما باز بشه .
تو خیابون یهو بی دلیل شروع می‌کنه به بدقلقی و جیغ زدن بدون اینکه چیزی بخواد یا گرسنه باشه یا خوابش بیاد.
تو خیابون شلوغ و پر رفت آمد میگه خودم تنهایی از خیابون رد بشیم، هرچی میگم دست من رو میگیری یا دست بابارو، فقط جیغ میزنه که خودم تنها رد بشم .
اصلا یه حال افتضاحی دارم که حس میکنم تنها ترینم تو دنیا .
ساعت چهار و نیم صبح با جیغ بنفش بیدار شده که من استخون می‌خوام😐😐😐😐😑 حالا استخون چی؟ برای شام که مرغ آبپز کرده بودم ، یکم مرغ گذاشتم بمونه به استخون که بشینه سرش گرم بشه اون مرغهارو جدا کنه بخوره ، بهونه اونا رو می‌گرفت ،یکساعت تمام جیغ و داد .

واقعا درمونده‌ترینم 😔😔😔😭😭😭😭😭😭
کمکم کنین لطفاً .