من توی شهر دیگه م هیچ کس کمکم نمیکنه شوهرم اصلا کمکم نمیکنه طوریه که باید غذا و چای و حتی براش باید بیارم جلوش بخوره،واقعا بریدم،ارتروز شدید گردن دارم،میگرن دارم،کم خونی شدید دارم،رندگی واسم شده جهنم،این یه ماهم اسباب کشی داشتیم پاره شدم پاره
من قبلا هر روز میرفتم با خواهرم بعد بچه خواهرم خیلی شیطونه احساس کردم مامانم خوشش نمیاد هر روز میریم منم به خواهرم گفتم بیا سرسنگین باشیم کمتر بریم یه مدت هفته ای یک بار رفتم فهمید ناراحتیم هی زنگ مسزد چرا نمیاید الان یه روز درمیون دوروز درمیون میرم کمکیم بهم نمیکنه چون دیسک گردن داره بنده خدا البته نداشتم کمک نمیکرد مامان من کلا خیلی تنبل😁
من خواهر دارم مامانم هم همش تو خونه است ولی بچه ام همش با خودمه
هفته ۲.۳ روز اینطورا چون مامانم تا ۶ سر کار معمولا ۶ ب بعد میریم
بیرونم بخوایم بریم شبا میریم ک مامانم هست میذاریم پیشش چتد ساعت میریم
من هم هیچ کمکی ندارم
کلا هیچکس کمکم نیست
مامانم خودش هزارتاکار داره شبانه روز دستش بند
خواهرندارم
همسرمم از صبح تا شب سرکارهه کلا همیشه تنهام
مامانم اینا شهرستانن
دست تنهام
من مادر ندارم مادرشوهرمم که نزدیکه اگه برم فقط میخواد براش کار کنم و گنداشو بگیرم
منم مامانم مثل مادرشما میره سرکار پنجشنبه و جمعه میزم خونشون
ولی بابام یه روز خونه اس یه روز سرکاره شیفتی
گاهی وقتا کار داشته باشم میاد پسرمو نگا میداره کارامو میکنم
مامانم بنده خدا که نمیرسه آنقدر خسته میشه
ولی اون دو روزم که میرم خونشون عاشق پسرمه همش باهاش بازی میکنه میگیره بغل
ولی خوب از ۴ ماهکی پسرم پیش هیچکس تنها نزاشتمش مگر واسه حموم رفتن هرجا رفتم با خودم بردم چون پیش هیچکسی نمیمونه
من روزی که فهمیدم باردارم
مادرم فوت شد
قبلش هر روز میرفتم بهش سر میزدم چون تنها بود
از خواهرام دورم
خودم تنهام
مادر شوهرم با اینکه شوهرم تک فرزندشه
باهامون سر یه موضوع مسخره دعوا راه انداخت قهریم
کلا پسر منو یکماه دیده توی این یکسال و چهار ماه
سنگدل
خیلی دوست داشتم باهاش خوب باشم
نخواست
ی وقتایی هرروز ی وقتایی ی روز درمیون
تهرانم خانوادم اراک هستن سالی ۳بار میرم اراک.کلا کسیو ندارم کمکم باشه فقط شوهرم
هفته ای۲روز میرم خونه مادرم یه روزم خونه مادرشوهرم،ماهی یه بار خونشو جارو میکنم غذا خودش درست میکنه برا خونه منم میکشه میبرم مادرشوهرمم رب و مربا و روغن اینا میده بهم چندماه یه بارم اون میاد خونمون چند روز میمونه تنهاس مادرشوهرم
من با مامانم اینا پنج دیقه فاصلع داریم ولی گاهن میریم سر میزنیم هفته ای ده روز یبارم صب میرم شب میام خانواده من خیلی دلسوزن خیلی هوامودارن هم تو بچه داری هم کمک کردن بهم
من مامانم شهرستانه زیاد نمیاد خودمم ماهی یکبار میرم
من مامانم روزی ۴ الی ۵ ساعت میاد که حدود ۳ ساعتشو پسرم خوابه بقیه اش هم غذا میدیم بهش و بعدش دیگه تنهام تاشب گاهی شوهرم زود میاد از سرکار عصرا تنها نیستم
منم مامانم و خواهرم و پدرم چون شاغلن جمعه فقط خونه ن مگه در هفته ی شام بریم با بچه اخرشب برگردیم ولی بیشتر پنج شنبه ها عصر میرم تا جمعه اخر شب هر موقع م میرم کارای بچه هام با خواهرمه کلا ولی خب حالا شوهرم پشه هاش اومدن لج کرده این ۳ هفته ی شام فقط رفتیم اونم شوهرم بیرون از شهر کار داشت ساعت ۳شب برمیگشت گذاشت مایم بریم
منم هیچ کمکی ندارم من خانوادم خونشون یه شهر دیگه ست و من خودم به تنهایی تا حالا پسرمو بزرگ کردم و دیگه جونی برام نمونده
من یه هفته درمیون یه وقتام هر هفته اونام ماهی یبار☹️اونم شاید نیان
هفته ای یه بار میرم خونه مامانم اونجارو جارو برقی میکنم و ظرف میشورم و میام😅فقط کمک روانی بهم میشه 🤪
ولی گاهی غذا میپزه برام. باردار بودم میپخت
سه روز یکبار خیلی نه بیشتر گوشی دستش هست
با اپلیکیشن گهواره، هر هفته در جریان تغییرات و نیازهای کودکت قرار بگیر.
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.