سوال های مرتبط

مامان گندم و گلشن🎀 مامان گندم و گلشن🎀 ۶ ماهگی
خب خب منم بیام از زایمانم بگم براتون...
پارت اول : من از روز عید که ۳۹ هفته بودم هر روز رابطه عمیق و بدون جلوگیری داشتم . شیاف گل مغریی میزاشتم . ورزش میکردم عید دیدنی هم زیادی رفتیم کلی هم مهمون داشتم ...خلاصه کلام بگم خیلی تحرکم زیاد بود
۳۹ هفته ۴ روز رفتم معاینه تحریکی مامام گفت ۲ سانت بازه و دهانه رحم خیلی نرمه یه معاینه خیلی شدید کرد گفت برو تا شنبه که میشدم ۴۰ هفته و ۱ روز اگه زایمان نکردی اول بیا مطب یه معاینه تحریکی کنم نامه بدم بری بیمارستان واسه نوار قلب
خلاصه من زایمان نکردم رسید به شنبه شوهرمم رفته بود جاده گندم رو گذاشتم خونه عمم با مامانمو و مادرشوهر رفتیم مطب . دوباره معاینه کرد گفت همون دو سانته تغییری نکرده نامه داد برا زایشگاه و یه سونو هم داد . اول رفتم زایشگاه اتفاقا همون ماماهمراهی که انتخاب کرده بودم اول که رفتم عصبانی بود گفت چیشده گفتم ۴۰ هفتم کامل شده زایمان نکردم خانوم مرتضایی منو فرستادند بهم توپید گفت برو اتاق کناری بشین . بعد ۱۰ دقه اومد صدام کرد رفتم پیشش گفت خوب بچه چندمه گفتم دومی . بچه اولمم خودتون ماما همرام بودین الانم همینطور . دیدم از اینرو به اونرو تبدیل چنان خوش اخلاق که نگم براتون...
مامان میجان مامان میجان ۱۴ ماهگی
تاپیک اول
(زایمان طبیعی)
دکترم (آذر نباتی _بیمارستان بابل کلینیک)
خب میخوام از دو هفته قبل بارداریم شروع کنم
اولین باری ک رفتم معاینه ۳۷/۶روز بودم
دهانه رحمم ۱سانت باز بود دکترمم گفت از نظر لگنی عالی هستی
منم فک میکردم با اولین معاینه کیسه آبم میترکه دردامم شروع میشه
خوشحال و خندون رفتم خونه
ورزشامم از ۲۷هفته شروع کردم
دیگه از ۳۸هفته هر روز یکساعت ورزش میکردم
اسکات میزدم زیر دوش اب گرم ماساژ میگرفتم
رابطه داشتم
شیاف گل مغربی هم استفاده میکردم ،پله نوردی هم میکردم
از اولین معاینه ترشحات موکوسی هم داشتم
۳۸هفته دوباره رفتم معاینه
دکتر گفت دهانه رحمت نرم تر شده ولی هنوز یکسانتی‌
من بازم همون روش هارو ادامه دادم
این دفعه دیگه معاینه تحریکی کرده بود
دیگه‌ مطمعن بودم کیسه آبم میپره دردای زایمانم شروع میشه
ولی بازم خبری نشد 😂🥴
اخرای ۳۸هفته رفتم برای نوار قلب حس میکردم حرکات بچم کم شده بود
دکترم منو فرستاد سونو نوار قلبم گرفت گفت همه چی خوبه
گفت چند روز دیگه برو زایشگاه بیمارستان من یکشنبه نیستم بگو ماما همراه معاینت کنه
ماما معاینم کردم
باز اومدم خونه
دوباره اول ۳۹هفته یه شب رفتم معاینه
ولی بازم خبری نشد
۳۹هفته و ۴روز آخرین ورزشم و رفتم…..
ادامه تاپیک بعدی ...
مامان ❤️‍🔥𝑨𝒏𝒊𝒔𝒂 مامان ❤️‍🔥𝑨𝒏𝒊𝒔𝒂 ۶ ماهگی
خب سلام من اومدم از تجربه زایمانم بگم
زایمان طبیعی:
من ۳۹ هفته ۵ روز بودم ک کم بیش درد داشتم ولی زیاد نبود
۴۰ هفته ک شدم دکترم نامه داده بود ک برم بستری شم و رفتم ک بستری بشم معاینه کرد همون ۱ سانت بودم دیگ هیچی پرستار گفت لباساتو در بیار و برو تو بخش ساعت ۸ صب رفتم تو بخش رگ گرفتن و....
شروع کردن ب امپول فشار زدن و کم کم دردام داشت زباد میشود دکترم اومد بالا سرم گفت ۲ سانته ماما همراه داشتم ولی گفت تا ۴ سانت نمیام ب دکترم گفتم ترو خدا ب مامام زنگ بزنید زنگش زدن و ساعت ۲ اومد گفت برو تو دسشویی بشین رفتم نشستم اومد شکممو ماساژ میداد و هر وقت انقباظ داشتم شکموو میگرفت بالا ک سر بچه بره تو لگن هی خلاصه این کارو تکرار کرد باز دوباره معاینه کردن همون ۲ سانت بودم کلی درد داشتم 🥺 جیغ میزدم گوخوردم 😂😂😂 من دارم میمیرم نمیتونم زایمان کنم برم سزارین کنید بعد اتاقش واقعا سرد بود کمرم خیلی درد میگرفت ب دکتره گفتم ترو خدا کمر منو گرم نگه دار دوباره بردم تو دسشویی گفتم کمرمو ماساژ بده مااساژ داد همونجا شدم ۳ سانت من میدونستم کمرم گرم بشه دهانه رحمم باز میشه چون همیشه پریود هم ک میشدم کمرم گرم میشد ساکت بود دردش دیگه بعدش گفت برو رو تخت سجده شو گفتم خیلی سردمه سجده شدم و کمرمو ماساژ داد گفت هر انقباظ ک داشتی بیا عقب دیگ تکرار کردم دکترم ساعت ۰۳:۱۰ دیقه بوو ک دکترم اومد بالا سرم و معاینه کرد گفت خیلی خوب پیشرفت کردی
ادامه پارت بعدی
#بارداری
مامان هانا🎀 مامان هانا🎀 روزهای ابتدایی تولد
خلاصه اینکه فشارمو ک دید گفت بالاس فشارت سابقه داشتی گفتم ن
گفت ۱۰ دقیقه بشین دوباره بگیرم
دوباره گرفت بازم همون ۱۳ رو ۸
دکتر صدا کرد شرایطمو گفت دکتر مدارکمو گرفت گفت باید بستری شی فشارت بالاس خطرناکه
هفته ات هم خوبه بچه رسیده اس
خلاصه اینکه اسم بستری اومد رنگم پرید خیلی ترسیده بودم با مامانم رفته بودم شوهرمم خبر نداشت ک چیشده فقط میدونست ک رفتم دکتر
گفتم نمیشه بستری نشم من درد ندارم گفت خب نداشته باشی فشارت بالاس ممکنه بچه تو شکمت خفه شه رضایت بده بعدش میتونی بری
زنگ زدم ب شوهرم گریه میکردم میگفتم من اینجا نمیمونم اینا منو میکشن آخه پره دانشجو بود
شوهرمم گفت واستا تا بیام نری داخل
بیرون واستاده بودم در حال گریه ک دیدم پرستاره اومد گفت چرا گریه میکنی بیا کارات بکنیم برو بستری شو گفتم شوهرم بیاد بعدش گفت ریسک نکن بیا برو زودتر خلاصه بزور منو برد داخل گفت تا وقتی ک کاراتو بکنی شوهرت میاد میبینت رفتم فرم بستری رو پر کردن تشکیل پرونده دادن مادرم هم رفت دنبال کارام گفتن برو تا بیام معاینه کنم رفتم برا معاینه گفت دو سانتی
سونو هم گرفتن که ببینن بچه سفالیکه یا ن
لباس زایشگاه دادن و گفتن بپوش ک بری بالا 😰

فرزندپروری زایمان طبیعی بارداری
مامان جوجه🐥 مامان جوجه🐥 ۷ ماهگی
⭕بعد 11ام شب ساعت 8 شب رفتم برای نوارقلب و سنو رو اونجاا نشون دادم ک اونام ب دکترم زنگ زدن و خلاص بعد نوار منو معاینه کرد و گفت دو سانت بازی اگ درد گرغت چیزی نیست برای معاینه س😂. منم برگشتم خونه ی دمنوش رازیانه زدم بر بدن 🦭و ی دوش اب گرم گرفتم و ب همسری گفتم بیاد پشتم ماساژ بده 😂🤭خب خلاص ما خوابیدم درد داشتم ولی خیلی کم تا صبح ساعت 8بود 1404/12/12 ک وایی دردم گرفت ولی چ درد هعی نینی خودشو سفت میکرد بعد یک دقیقه خب میشدم منم دیگه ب شوهری گفتم و رفتی بیمارستان ✨شانس خوب من هم ماما همرام و دکترم اونجا بودن راستی من ماما همراه گرفتم ولی اصن ندید بودمش تا موقع زایمان 🪐🩵خب خلاص من رفتم سمت زایشگاه حدود ساعت 9بود صبح) بعد گفت برو تا معاینه ت کنم منم درد داشتم ولی فک نمکردم چند دقیقه دیگه زایمان میکنم🤭
معاینه کرد و کفت 8سانت باز شدی بعد ماما همرام ک اونجا بود امد منو برد ی اتاق دیگه و اونجا کیسه ابم زدن 😴راستی من دکتر تو پروندم نوشته بود تمایل ب اپیدورال ک ماماه همراه برام گاز گذاشت
مامان آرتین🧒رادین👶 مامان آرتین🧒رادین👶 ۸ ماهگی
👈تجربه زایمان پارت پنچ👉
گفتن آب دورش خوبه زنگ زدن دکتر دکتر گفت یکشنبه بیاد پیشم ‌گفتم کدوم یکشنبه گفت نمیدونم زنگ بزن بپرس دیگه خلاصه منم شبش زنگ زدم گفتم حالم خوب نیس گفت فردا حتما مطب باش الانم فشارت چک کن به ما بگو رفتم درمانگاه فشارم ۱۰ رو ۶ بود گفت پایینه تا فردا حواست باشه بیا ،رفتم دومین نفر رسیدم اونجا در زدم نشستم با کلی استرس ذوغ منتظر دکتر موندم ک برم داخل ببینم چی میگه هی خودم تو استرس بودم گفتم الان چیکار میکنه چی میگه درد دارم آیا برام کاری میکنه ،بلاخره نوبتم شد رفتم داخل گفتم مریض دیشبتون هستم گفت آهان فهمیدم سنو ها رو نشون دادم گفتم اونجا معاینه کردن گفتم دو فینگر باز هستی گفت الان خودمم معاینه تحریکی برات انجام میدم رفتم رو تخت درد داشت یکم خون امد گفت عادیه گفت تا شب شاید زایمان کنی چون هم وزن نی نی خوبه هم سنو ک دیروز دادی نگران کنندس برو بستری شد زایمان کنی شب اول گفته بود هر وقت درد داشتی برو ولی گفت چون بازی و معاینه کردم درد داری تا صبح نمیمونی برو بستری گفتم شیاف گل مغربی گفت مینویسم کمک کنه یکی الان برو تو خونه یکی ۵ ساعت بعد ولی گفت نمیکشه برو ساعت ۶ بیمارستان بستری شو.....

بارداری .زایمان