۶ پاسخ

میفهممت
بچه اولم اگر سقط نمیشد الان ۷ ماه بود ک بدنیا اومده بود
دومی هم اگر بود اسفند یا فروردین بدنیا میومد.....
تا میومدم ذوق کنم باردارم یهو همه چی پودر میشد
الانم همش از باردار شدن میترسم حتی دیگه ذوق ندارم اگر باردار شدم شوهرمو سورپرایز کنم چون میترسم مثه اینودوتا تهش پوچ باشه
باید تا لحظه زایمان این ترس و نگرانی همراهم باشه تازه اگر مشکل حادی نداشته باشم ک مجبور باشم یا استراحت مطلق باشم یا هر روز تزریق داشتع باشم.....
جسمی و روحی بهم ریختم
سر این یکی سقط جسمی هم بیشتر اذیت شدم چون هورمونام خیلی بهم ریخته رحمم کیست درآورده
الانم میبینم یکی راحت باردار میشه و بچش براش راحت میمونه دلم میسوزه
ن اینکه حسادت کنم نه
ولی حسرت میخورم
دلم میسوزه

منم با شما بودم قرار بود اسفند ماهی بشه، ۱۶ شهریور سقط شد، دارم دق می کنم...

عزیزم
میدونم خیلی سخته ، خودمم موقع سقط هم روحی هم جسمی واقعا نابود شدم ،
ولی وقتی توی بیمارستان رفتم و دیدم همه میگفتن سابقه سقط داشتیم ، و خداروشکر بچه های بعدیشون سالم بود ، دیگه سپردم به خدا ، چون فقط خدا میفهمه حکمتش چیه.....

حق داری تازه از دست دادی منم این روزا رو گذروندم الان به ی بی‌خیالی رسیدم
کم‌کم خوب میشی فقط اینکه اصلا ناراحت نباش برو‌دکتر همه ازمایشا رو‌انجام بدع خودتونوتقویت کنید بعدش باز اقدام کن

الهی بمیرم برات
ایشالا خدا برات جبران کنه🥲🥲

انشاالله که به زودی باردار میشی و به سلامت نی نی تو به دنیا میاری

سوال های مرتبط