۷ پاسخ

دختر بزرگ من هر وقت گریه میکرد نفسش بالاذنمی اومد هر دفعه میمردم زنده میشدم کبود میشد اونقدر میزدم پشتش تا نفسش برمیگشت ی بار خونه پدرم اونجور شد بابام گریه کرد گفت بچه مرد بچه مرد خیلی سخته مواظب باش

ب نظرم ببر دکتر

ی دکترببر خو چرا میزارین دور بچه بازی کنن خو

خانم نزار بخوابه
ببرش دکتر
چون سر بچه خطرناکه بخوره جایی

خداروشکر حالش خوبه
یه صدقه بده

یا خدا

تروخدا مواظب باش فقط بشین پیشش

سوال های مرتبط