سلام خوبین؟؟
مامانا کسی هست اینجا بچه‌ش تو کلاس نره، نشینه و گریه کنه که بریم خونه؟
امروز امیررحمان اولین روز مدرسه‌ش بود🥹
قبلش کلی ذوق داشت، هی می‌گفت کی میریم؟ زودتر بریم! حتی وسایلی که گفته بودن لازم داره رو خودش از شب قبل گذاشت تو کیفش 🙃
ولی امروز همین که رفتیم مدرسه و وارد کلاس شدیم، گریه که «نمیخوام بمونم، توام باش پیشم، بریم خونه» و از این حرفا 🫠
مشاورش می‌گفت طبیعیه و ممکنه چند روز طول بکشه تا بچه راحت بتونه جدا بشه. حتی برای مامان‌ها جلسه گذاشتن و راجع به همین اضطراب جدایی بچه‌ها صحبت کردن که درکشون کنیم، از بالا بهشون نگاه نکنیم و با همکاری هم کمک کنیم این مرحله رو راحت‌تر پشت سر بذارن🙂
منم امروز با دوتا بچه دیگه‌م از ۱:۳۰ ظهر تا ۶ مدرسه بودم و واقعاً از کَت و کول افتادم 😭
حالا شما از تجربه‌تون از روز اول مدرسه کوچولوهاتون بگین 💙🩷 ببینم فقط امیررحمان اینجوری بوده یا شما هم همچین روزی داشتین؟🥹

#فرزندپروری #فرزندپروری #فرزندپروری #فرزندپروری

تصویر
۱۶ پاسخ

دفعه بعد اون دوتا بچه رو نبر
چون ب هوای اونا هم شده نپبخاد تو مهد بمونه و چون میدونه قراره بااونا ب گروی خونه اما خووش باید مهد تنها بدون مامان و داداشا بمونه قطعا بهانه مبگیره
خودت بهش بگو مثلا من امروز تو سالن یا حیاط مبمونم و نمیرم ،همونجا بمون
بعد کم‌کم بهش بگو مثلا برم سوپری فلان چی بخدم بیام‌
ب مرور فاصله بگیر

رستا صبح که بیدار شد ناراحت بود گفت من برم مدرسه دلم برات تنگ میشه. ظهر بردمش مدرسه اولش یکم بغض کرد ولی چیزی نگفت. خودم اومدم ازش جدا بشم گریم گرفت. خیلی سخته برام. چون خیلی بهم وابسته ایم

اره پسر من امروز از ساعت ۹صبح که رفتیم نرفت داخل کلاس و بیرون بود و گریه که نمیخوام برم البته قبلش خیلی روی داشت …صبوری کردیم و آخر سر خودم رفتم دم در کلاسش یه صندلی گذاشتم گفتم می‌خوام استراحت کنم و یهو مربی با یسری اسباب بازی متفاوت جذبش کرد و ساعت ۱۲ رفت سر کلاس
باید صبور باشی باید اعتماد کنه و به محیط عادت کنه
گاهی چندماه طول میکشه

من چون پسرمو خیلی خونه بازی میبرم عادت داره تنها بمونه تو جمع نمیترسه و راحت کنار اومد

آره همکلاسی پسرم بود .مادرش اول پشت در بعد یواش یواش فاصلرو بیشتر کرد .نگران نباش و اصلا دعواش نکن .اون دوتا بچرو نبر

پسر من ک خیلی خوب رفت نشست سر کلاس منم اومدم خونه

دخترخودم که خوب بود خداروشکر
ولی بودن بچه هایی که گریه میکردن حتی امروز که هفته دوم بود گریه کردن
پارسال یکی از بچه ها دوهفته مامانش میومد تا عادت کرد

اره بچه منم این شکلیه میشینم کلاس تموم میشه برمگیردیم

پسر من اصلا گریه نکرد پارسال هم مهدکودک میرفت ولی پارسال هم یادمه از روز اول خودش رفت

مرجان عزیز من پارسال بچه بغل ده روز از ساعت هفت و نیم تا دوازده و نیم میرفتم مه

آره عزیزم دختر من پارسال پیش دبستانی میرفت اینجوری بود درحدی که دستاش یخ میشد ازاسترس جدایی اما رفته رفته بهترشد البته مشاورمدرسه گفت به مدیرومعاون که به زور نگهش داشتن من اومدم خیلی گریه کرد ولی تاثیر داشت روزاول یه ربع بعد رفتم دنبالش روزدوم نیم ساعت بعد اینجوری که دیگه عادت کرد

آریا هم امروز با اینکه جشن داشتن همین بود گریه از اول که بریم خونه بعدم می‌گفت من مهد نمیرم کلی از خوبیش گفتم میگه بیا با هم بریم تو هم بیا گفتم باشه ببینیم اجازه میدن منم بیام

قبلا مهد میرفت؟

تو پیش ۱ دختر من یکی بود مامانش کل سال اومد نشست پشت در تا پسرش بشینه سر کلاس

آره پسرم نمیرفت برای همین از مرداد میرفتم همراهش تو حیاط مهد میموندم انقد دیگه بدقلقی کرده اذیت کرده کم کم داره عادت میکنه منم بچه بغل میمونم تو حیاط یا رو ایوون تا خیالش راحت باشه بمونه

دخترم روز اول خودش رفته الانم مشکل نداره دل تو دلش نیست صبح بشه بره مهد

سوال های مرتبط

مامان پارسا مامان پارسا ۶ سالگی
📚📚
تا حالا شده بچه‌تون سر یک موضوع خیلی ساده (مثل اینکه چرا بیسکوییتش از وسط شکسته!) یهو منفجر بشه، جیغ بکشه، گریه کنه و وسایل رو پرت کنه؟ تو این لحظه‌ها انگار یه هیولای قرمز و عصبانی از وجودشون میاد بیرون که نه حرف منطقی می‌فهمه نه آروم میشه!

احتمالا همه‌مون می‌دونیم که تو اون لحظه بحرانی بچه‌ها اصلاً چیزی متوجه نمیشن و نمیشه باهاشون منطقی حرف زد؛ اما وقتی آروم هستن بهترین زمانه که درباره احساسشون صحبت کنیم. کتاب «خشم قلمبه» دقیقاً برای همین وقت‌هاست! این کتاب به زبان خیلی ساده و تصویری به بچه‌ها (و حتی خود ما!) یاد میده که عصبانیت یه حس طبیعیه و چطور می‌تونیم این هیولای بزرگ رو دوباره کوچیک و کوچیک‌تر کنیم.

این کتاب برای ما یه شروع خیلی خوب برای حرف زدن بود؛ تا جایی که الان دیگه کاملاً اسم این موقعیت رو تو خونه گذاشتیم «خشم قلمبه» و توی گفتگوهامون خیلی راحت ازش استفاده می‌کنیم.

شما تو اون لحظه بحرانی چه ترفندی برای آروم کردن بچه‌ها دارین؟ با خشم قلمبه‌ی خودتون چه می‌کنید؟