تایپک های قبلیتو خوندم بیین آدم های درونگرا اینجورین منم ادم درونگرام زیاد به شوهرم محبت وتوجه نمیکنم دوست ندارم کلا وقتی میاد بغلم میکنه خوشم نمیاد حتی تو رابطه سردم،منم یه مدتی همش به طلاق فکر میکردم بهت نمیگم الانم فکر نمیکنم،فکر میکنم ولی وقتی به زندگی الانم نگا میکنم میبنم همسرم خسیس نیست دست به بزن نداره البته اگه من نزنمش😐همه مردها یه سری خوبیهایی دارن یه سری بدیها تو سعی کن خودتو وفق بدی به این شرایط شاید فردا طلاق گرفتی با یکی دیگ ازدواج کزدی مبیبنی اووو من کجام این زندگی نکبت بار کجا ولی بهرحال مواظب باش از چاله نیفتی تو چاه موفق باشی
نمیدونم مردا چشون شده البته از لحاظ گرونی واقعا حق دارن ولی ببین طلاق بگیری یا نگیری به خودت برمیگرده ولی هرچی میگه بگو باشه سرسنگین باش نزار بچت آواره این خونه اون خونه بشه.
فردا بگو میرم نزاشت خودتو بنداز بغلش بوسیش کن ..... بعداً شروع کن هردوتاتون رابطه میخواین
فردا ادای اونایی که میخوان برن در بیار ببین چی میگه
کاش اخر شب بجای حرف بیشتر خودت براش لوس میکردی یا الکی هم بود میگفتی دلم برات تنگ شده میدیدی واکنشش چیه
خوب منم نظرم بگم
شاید مثل شوهرمن مغروره وباید تو بری جلو. واقعا طلاق خیلی خیلی سخته پس باصبر برو جلو عجله نکن بعد طلاق هم نریدن
البته بنظرم کاش شهرت عوض نمیکردی. یکی گفت چون زنم محل نمیداد وهی خودش بهم نمیمالید وکارهای زنونه نمیکرد کشیده شدم سمت زنه دیگه.
چقد زندگی ها سخت شده ماهم خیلی مشکل داریم ولی تا اسم طلاق میارم مامانم میگه خودمو میکشم فلان نمیدونم تهش قراره چی بشه
شاید نفرسومی هست عزیزم نمیتونی ک بسوزی بسازی ،انقد دختر خراب هست من یکم شوهرم سرد شد باهام انقدم حواسش جمع بود خاب بود رفتم سراغ گوشیش ی دختره همکارش بود چت میکردن تازه دختره میگفت چت هارو پاک کن خانمت نبینه اسمم پسر سیو کن قرار گذاشتم جوری زدمش با گریه میگفت گوه خوردم شوهرم ترسید میخواستم برم خونه بابام ب دستور پام افتاد چاقورو برداشت گفت بری میزنم خودمو انقد گریه کرد چون بچه داشتم انقد دعواش کردم الان هر روز گوشیش دستمه هیچ دختریم نگاه نمیکنه این قضیه دوسال پیشه هر اتفاقیم بیوفته میاد بهم میگه ک ازم چیزیو پنهون نکنه
از نظر خیلیا این موضوع پیچیدست ولی از نظر من واقعا واسم عادی شده .....عروسی خواهر زادم بود یکی یدونه ام هست سالهاست منتظر این عروسی بودیم قبلش رفتم کاشت ناخن انجام دادم اومدم خونه شوهرم قیامت کرد ولی واس رنگ مو چیزی نگفت .....ی قرون پول نداد همش از خودم دادم شب ک برگشتیم واسه میکاپ شینیون کلی گیر داد نق زد دعوام کرد داد و بیداد ک چرا از خودت در اومدی باز حرفی نزدم .....ی قرون پول تو جیبی نداد واس شاباش این چیزا صفر تومن خرج نکرد همرو از جیبم دادم بخصوص واس چهارتا بچه ......چیکار میکردم داد و بیداد میکردم راه طلاق میگرفتم ؟؟؟؟؟ چن روز بعدش خودش اومد سمتم گفت ک اون شب خیلی ناز شده بودی همه محو تو شده بودن و این حرفااااا گفت آشتی ؟؟؟ ۵ تومن گرفتم آشتی کردم .....همون روزا همون لحظه ها قهر و دعوا میکردم چیمیشد بخدا اصلا حرف نزدم تا ب خودش اومد
تو همونی ک میگفتی شوهرت ول کرده رفته ؟
ببین دوست داشته ک اومده دنبالت دوم دوست داره ک گوشیتو گرفته نزاشته زنگ بزنی .....ی مدت اصلا کاری باهاش نداشته باش دم پرش نپلک سر سنگین برخورد کن مثل خودش ببین چی میشه ......بخاطر بچت باید کنار بیایی
بنظرم برا خودت ارزش قاعل شو
با اپلیکیشن گهواره، هر هفته در جریان تغییرات و نیازهای کودکت قرار بگیر.
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.