۱۵ پاسخ

و مادرهایی ک حسرت مامان های شاغل میخورن🥲

بچه هات خیلی کوچک هستن نرو مدرسه .اگه میری بذارپیش مادرت..

حالا خوبه معلمی با کلی تعطیلات
اگه به جای ما باشی اداری با تایم طولانی بدون تعطیلی انچنانی چی میگی
البته من فعلا بعد 9 ماه هم نمیرم دارم از مرخصی ذخیره هام فعلا استفاده می کنم

دقیقا من میدونم حسرت برای خونه داره بودن یعنی چی...
خودمم هر روز یه جوری میرم دخترم بیدار نشه ، اگر بیدار میشد که واویلا بود ...
ولی الآن کم کم با این موضوع داره کنار میاد .

واسه همینه که همسرم هیچ وقت راضی به اینکه برم سرکار نشد گفت ما همه به تو نیاز داریم پولو من فراهم میکنم

عزیزم خدا یه نگاه دیگه به شما و بچه هات داره
کاش مدرسه ها مهد داشتن
من مربی مهد بودم و میخواستم معلم بشم از بس گریه بچه های رو دیدم که از مامان شاغل جدا میشند پشیمون شدم
سرکارم خیلی سعی میکردم مامان دوم خوبی باشم

منم شاغلم و این دردسرا بابچه اولم داشتم و الان واقعا فکرم درگیره چطور برگردم سرکار با بچه کوچیک.ولی هیچ وقت حسرت مادرا خونه دار نخوندم چون زحمت کشیدم برا کارم الان ک دخترم ۵سالشه بیشتر درکم میکنه حتی چیزی میخاد میگه وامیستم حقوقتو ک دادن بعد میگیرم .به قول یکی از همکارام فردا بچت ازت تشکر نمیکنه چرا کارتو ول کردی و اومدی منو نگه داشتی و لی به مامان قوی و مستقل صدردصد افتخار خواهد کرد عذاب وجدان نگیر زمان درست میکنه همه چیزو یچه ها از ما بزرگا درکشون بیشتره

دو سه سال دیگه این وابستگی تموم میشه و بچه ها خوشحال و راضی از اینکه یه مامان مستقل دارن

سخته ولی بنظرم خیلی خوبه اینکه خودت مستقلی

سلام عزیزم خدا قوت اره واقعا شاغل بودن با بچه خیلی سخته ان شاالله خدا توانایی بده عزیزم موفق باشی

بچهارو کجا می‌زاری مهد؟

سخته ولی میگذره
منم دوست داشتم معلم بودم ولی تو خونم با نی نی که بهم چسبیده 😅

آخی عزیزم میتونم تصور کنم چقد سخته 🫂

سه تا بچه داری؟

درخاست دوستی میدی عزیزم

سوال های مرتبط

مامان 🌹رز مامان 🌹رز ۱۵ ماهگی
بیاید بنویسیم از صبح چی کار کردیم
۵ و نیم صبح بیدار شدم روتین پوستی صبح رو انجام دادم یک لیوان بزرگ آب خوردم به رز تو خواب شیر دادم و رفتم صبحانه رز و همسرم و قهوه اش رو آماده کردم همسرم ۶ و نیم صبحانه اش و قهوه اش رو برداشت و رفت رز ۷ بیدار شد پوشک و لباس اش رو عوض کردم گذاشتمش پیش اسباب بازی هاش اطاق خواب رو مرتب کردم و هفت و نیم صبحانه خورد تو آشپزخونه با کف گیر ملاقه سرگرم شد در حدی که آشپزخونه رو بعد صبحانه مرتب کردم و خودم صبحانه خوردم ۸ تا ۸ و نیم باهاش بازی کردم ۸ و نیم خوابش گرفت چون دیشب اصلا خوب نخوابیدم بود خوابید و من نهار درست کردم تا ۹ و ربع ( زرشک پلو با مرغ البته مرغ رو شب قبل مزه دار کرده بودم) رز هم دیشب نهارش رو آماده کرده بودم رز که بیدار شد ۹ و ربع یکم شیر دادم آماده اش کردم ده رفتم پیاده روی چون بارون میومد و هوا عالی بود تا ۱۱ بعد با دوستم قرار داشتم قهوه خوردم و تا ۱۲ اومدم خونه رز خوابید منم یکم خونه مرتب کردم تا یک که رز بیدار شد و مشغول اون شدم تا سه که همسرم اومد رز رو سپردم بهش میز نهار و آماده کردم نهار خوردیم و با رز از یک ربع چهار تا یک ربع به ۵ خوابیدیم 😋 بعد بیدار شدن بهش غذا دادم همسرم باهاش بازی کرد و من از ۵ و نیم تا شش و نیم رفتم جلسه کاری آن لاین بعدش درگیر رز شدم تا ۸ که خوابید ۸ رفتم سراغ درست کردن نهار فردای خودمون و رز تا ۹ شب بعدم اومدم روتین پوستی ام رو کردم مکمل هام رو خوردم و الان پیش شما هستم و یه چندتا ایمیل کاری دارم و لالا ....
صبح طبق روزهای فرد میرم باشگاه ۶ تا ۷ و تیم زود باید بیام خونه رز رو از همسرم تحویل بگیرم که بره سرکار پس زیاد بیدار نمیمونم
امروز به این فکر کردم بقیه مامان ها چی کار میکنن روز اونا جه شکلیه؟؟؟؟