به نام خدا

یکی بود یکی نبود غیر از خدای مهربون هیچ کس نبود 😍

توی شهر قصه ها دوتا خانم کوچولو (ارغوان) و(شهرزاد) بودن که با مامان و بابای مهربون شون تو کلبه ی عشق زندگی میکردند.👨‍👩‍👧‍👧
ارغوان و شهرزاد کوچولو باهم دوتا خواهر و دوست بودن👩‍❤️‍💋‍👩
یه روز که در کلبه باز بود شهرزاد کوچولو که میبینه هیشکی حواسش نیست 🙊شیطونی می‌کنه واز کلبه به سمت دل جنگل میره!!
ارغوان تو خونه مشغول بازی بود که یهو متوجه میشه که خواهر کوچلوش شهرزاد نیست و همه جای کلبه رو میگرده و پیداش نمیکنه و میبینه در کلبه باز بوده و شهرزاد رفته به دل جنگللللل😳
ارغوان که دختر مهربونی هست و مراقب خواهر کوچولوش میره دنبال شهرزاد و میبینه شهرزاد تو چنگلل مشغول بازی و شیطنت کردنه و نمیدونه جنگل براش خیلی خطرناکه و ممکنه اونجا گم بشه🥲💔
ارغوان دست خواهر کوچلوش شهرزاد رو میگیره و میاره توی کلبه شون و قهرمان شهر قصه ها میشه🥹


🥰https://rubika.ir/joinc/EFICGHCB0FWICFZDDQRGZBBXNSVYXHLUدوستم قصه میگه خواستین برید کانالش

تصویر
۵ پاسخ

ترشی بادمجون درست میکنی

بیا پی وی گهوارع

چجوری برم کانالش

چطوری برم تو کانالش

چه قشنگ😍😍😍

سوال های مرتبط