۹ پاسخ

اگه فکر میکنی همسرت از پس کارهاش بر میاد به تنهایی و میتونه چند ساعتی تنها بمونه مثلا غذا بهش بده پوشک عوض کنه و لباس عوض کنه عزیزم برو☺️☺️ حتی برای روحیتم عالیه یکروز و حتی یه مراسم شاد قوای روحیت بیشتر کنه

بنظرم پیشنهاد شوهرت خوبه

بابا با هم برید خوش میگذره اینقدر سختش نکنید از پس. من بد قلق تر نیست ولی به جون خریدیم وقتی میگی با باباش جوره عالیه پسر من تو مسافرت حتی بغل باباش نمیرفت

برو....

من بودم ۱۳ساعت راهو نمیرفتم اگر بلیط هواپیما اوکی شد که برو بچه باباباش خیالت راحت

چ شوهر خوب و فهمیده ای
اره برو لذتشو ببر روحیت عوض میشه
حالشو ببر

چقدر همسرت خوبههه
حالا شوهر من بود میگفت لازم نکرده
بشبن سر خونت و بچه داریتو کن

از طرفی من سه چهار سالی میشه که نذاشته عروسی فک و فامیلام برم

کلا چون راهمم دوره
و پنج ساعت راهه


هر دوماه باید برم
تو این دوماه ک نباید برم
اگه کسی خیلی‌ نزدیک فوت کردن
باید برم و باخودشم برگردم

عروسی ک اصلا و حرفشو نزن

من جاي شما بودم ميرفتم
البته بستگي داره چقدر به بچه داري همسرت اعتماد داري و…

دیگه پسرت بزرگ شده.
ب نظرم اگه شوهرت کاراشو قبلا کرده و بلده. برو چرا نری.

سوال های مرتبط

مامان مهوا مامان مهوا ۱ سالگی
مامان گلیا میشه راهنماییم کنید؟

مهوا یه دختر دایی داره که دوماه ازش بزرگتره
با اینکه خیلی دوسش دارم اما بخاطر نوع تربیت مامانش واقعا دلم نمیخواد جایی که هست برم
اول از همه اینو بگم که شدیدا جیغ میزنه جیغای وحشتاناکااااا و مهوارو خیلی میزنه
چند روز پیش یه مهمونی دعوت شدیم من قاشق خود مهوارو همه حا میبرم که با اون غذاشو بخوره همین که دادم بهش دختر داییش دویید اومد انقدر جیغ زد،زد تو سر دخترم تا قاشق از دست دخترم کشید منم هر وقدر هی میگفتم عمه این مال مهواست بدتر میکرد
بعدش که قاشق گرفت رفت پیش مامانش،مامانش شروع کرد خندیدن گفت بچم قلدره دیگه
یا مثلا دیشب خونمون سه تا پیاله دادم به دخترم سه تا دادم به دختر داییش که باهم بازی کنن اما اون مال دخترمم میخواست و بازم با جیغ و کتک میخواست از دخترم بگیره مامانش برگشته میگه دیگه دخترم دوماه بزرگتره باید این رفتارشو تحمل کنی

نمیدونم با عروسمون چه رفتاری کنم که بفهمه داره با این کارش گند میرنه به تربیت بچه و تربیت بچه منو هم خراب میکنه