امان از روزی که زحماتت دیده نشه دیگه نمیتونه مثل قبل بشی خیلی سخته بتونی خودتو جمع و جور کنی ..اما بشین با شوهرت حرف بزن هرچی تو دلته بدون دعوا بهش بگو شرایطی فراهم کن ایشون هم حرفاشو بزنه ریشه مشکل رو پیدا کنین حلش کنین
منم همینم دیشب چنان بغض کرده بودم ک خدا میدونه،تا بچه ها خوابیدن لامپو خاموش کردم ایقدگریه کردم ا روم شدم ،خدایا دیگه نمیدونم چکارکنم
باهاش حرف بزن. خواسته هات بهش بگو. باید بدونه چی برات مهمه و چی نه. حرفت تو مواقع خوشی بزن با مهر و دوستی. نه دعوا و ناراحتی. وقتی خسته یا گرسته است راجع به ناراحتی هات باهاش صحبت نکن. انشاالله مشکلت حل بشه.
منم دقیقا تواَم نه شوهرم نه بچه هام ازهیچی رازی نمیشن صدم واسشون گذاشتم دیگه خسته شدم انگارمن اصلاوجودندارم نه محبتی نه درکی اززندگی متنفرم بزوردارم ادامه میدم جایی هم ندارم توشهرغریب برم
اخلاق شوهر منم خوب نیست بعضی وقتا ی حرفایی بهم میگه که حد ندارن منم کلی مشکل جسمی پیدا کردم جدیدا هم قلب درد گرفتم
با اپلیکیشن گهواره، هر هفته در جریان تغییرات و نیازهای کودکت قرار بگیر.
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.