۱۱ پاسخ

انقد بدم میاد مرد اینجوری قهری و پرنسس باشه ک حد ندارع
اتفاقا چند روز پیش تو اتاق بودیم دقیق یادم نیست سره چی بحثمون شد یه لحظه
اونم گفت من اصن میرم اون یکی اتاق میخوابم منم اصن حساب نکردم و گفتم به درک ، چند دقیقه بعد دیدم با بالشو پتوش برگشته 😂 اینارو التماس کردنی فک میکنن خبریه ، بی اهمیت بودن سخته ولی خب حداقل بد عادت نمیشن

هروقت قهر کرده پاداش قهرشو چشیده من نمیگم توهم قهر کن باهاش حرف بزن ولی سر سنگین وقتی دلیل قهرشو فهمیدی بهش بگو به این دلیل بود از سر قصد نبوده مگ بچه ایی حرفتو نمیزنی من علم غیب ندارم بدونم چته بعدم ناز واینا نکش اون موقع تا بفهمم باید حرف بزنه تا قهر کنه خودتم حرف بزن در موقعیت مناسب بهش بگو چقد رفتارش بچگانه اس بگو من از قهرت ناراحت نمیشم از اینک قهر کردن ی واکنش بچگونه اس ناراحتم تو مرد منی تو قوی‌تر از منی دلت بزرگتر ازمنه ....وزبان بریز حل میشه

شوهر منم این مدلی بود منم همیشه میرفتم منت کشی پر رو ترم میشد ولی یه مدت بعد منم میدیم قهره محلش نمیزاشتم باهاش غذا نمیخوردم حتی نگاشم نمیکردم حرفم نمیزد اگه کاری پیش میومد که مجبور بودم حرف بزنم سنگین بودم باهاش میدید حوصلش سر میره منم کوتاه نمیام خودش میومد تموم میکرد دیگه اینجوری قهر نمیکرد بهتر شد الانم هر موقع قهر میکنیم زودی میخندیم آشتی میکنیم اونم زود کوتاه میاد چندبارم مثلا مقصر اون بود من شبیه اون قهر طولانی میکردم کوتاه نمیومدم دیگه درست شد😆

وای چ بد این اخلاق دوست ندارم مرد اینطور باشه این دفعه منت کشی نکن برعکس شدید زن مظهر ناز ن مرد ،ایشون دیگه عادت کرده این دفعه پیش قدم نشو

اصلا دقت کردین چقد جدیدا شوهرا لوس شدن...باید مثه بچه باشون رفتار کنی...واقعا ک از درون بچه ان...اون زنی ک بتونه باشهوهر مثه بچه رفتار کنه برد کرده...من ک نمیتونم...

فقط با حرف زدن حلش کنین...منم وقتی قهر میکنم شوهرم ایقد پا پیچم نیشه تا ازم بکشه چمه.بعدش ک حرف بزتیم حل میشه حال منم خوب میشه

شوهرم منم دقیقا این مدلی بود واقعا من موندم این مردا چه فکری میکنه در مورد خودشون چه اعتماد بنفس دارن اخه
همشه شوهرم قهر میکرد میرفت بیرون با دوستاش ک منو حرص بده منم دیونه بودم میومد خونه دعوایی راه مینداختم ک چرا با اینک میدونی ما قهریم میری خوشگذرانی بعد بحث بود تا چند مدت من میرفتم منت کشی دیشب ک قهر کردیم من رفتم تو اطاق دخترم گرفتم خوابیدم صبح ک بیدار شدم رفتم خونه مادر بزرگم بهش زنگ زدم گفتم یه هفته خونه نمیام حوصله تو ندارم اونم گفت باشه ساعت یک شب بود ک اومد دنبالم. فت بیا بریم خونه هر چه گفتم نمیام دیگه بیا ک خونه کلا بیدون تو سلین خالی هست یا منم میمونم یا بیا مجبور شدم بیام برود منو از دلم‌در اورد گل بستی اینا گرفت اومدیم خونه این اولین باری بود ک‌اینجوری کرده

خب ایندفه درس نکن املت ..ولی درکل وقتی از این اداها داد نرو سمنش خودش بیاد

سلام.این اخلاقی ک میگید بین من و شوهرم خلاف شماست.منم خودم قهر الو و کینه ایم ولی شوهرم اصلا نمیتونه قهر کنه...من خودمو میگم...من خودم خیلی با همه از رو صداقت و سادگی رفتار میکنم اصلا اهل بحث و جدل نیستم...اما وقتی می بینم بقیه باهام کجن یا رفتارشون جلبانه است واقعا قهر میکنم و کینه میشه برام...من خودمم خیلی درون گرام هر رفتاری ببینم یا حرفی بشنوم میریزم تو خودم...اما خیلی داغون و عصبی شدم الان چند وقتیه دارم رو خودم کار میکنم اونجوری ک بقیه لایقشن باهاشون رفتار کنم نه اونجوری ک منم با احترام و عزت..

عزیزم ب ورت حساب نکن همشون همینن شوهرمنم همینه انگار راونیه بدبخت ..دوقطبیا

فک کنم نقطه ضعف دستش دادی باخودش میگه خودخانم میاد منت کشی بنظرم باهاش صحبت کن بگو قهرمال زناس چرا از چپ و راست قهرمیکنی
منم شوهرم خیلی قهرمیکنه وقتایی که مقصر نیستم منم خیلی پاپیچش نمیشم منم ببشتر وقتا پیش قدم میشم برااشتی اماالان تازگیا سعی میکنم وقتی مقصره خودش بیادجلو

سوال های مرتبط