حالم خیلیییی خیلیییی بده فکر نکنم تو دنیا کسی به اندازه من تا این حد احساساتی باشه هرچی هم تو زندگی اذیت شدم و خودمو زجر دادم بخاطر همین احساساتم و اورثینکر بودنمه 🙂 قرار بود آمای از شیر بگیرم بعد تولدش تصمیم داشتم ولی فکر نمی‌کردم حالا حالا ها کاری کنم ظهر که خیلی اذیت شد و بخاطر دندونش خیلی بی قراری میکرد و نمیخوابید همش سینه میخواست و بهش هم میدادم بخوره کلا آکای خیلی وابسته سینه س حتی شیر هم نداشته باشه آویزون میشه ازش بدیش اینجاس خودم بهش یاد دادم تازه اسمشو یاد گرفته بود می‌گفت ممه🥲😅 دیگه وقتی می‌خواست اسمشو می‌گفت امروز مامانم گفت چسب بزن دیگه بهش نده ببینیم چی میشه خلاصه که چسبو زدیمو تا الان شیر نخورده چندباری برای ممه خودش گریه کرد هی میگفتم آخرم خوابش گرفت چندبار سعی کردم شیر خشک پلمپ شده از قبل داشتیم مارک ببلاک دادم بهش به زور با کلی گول زدن خورد ولی واقعا طاقت نمیارم تا از شیر بگیرم بغض داره خفه ام می‌کنه کلی گریه کردم و همچنان همینم مطمئنم تا آخر عمرم هروقت بهش فکر کنم گریه میکنم آکای ببینم باز گریه میکنم من خیلی حساسم خیلی بده از اطرافی هنوز یکساله نشده دندون شیری هاشو درمیاره آخرین ماه نوزادیش غصه اینم میخورم با این حال نمی‌خواستم ترکش بدم اگه به من بود تا هرچند سالگی که میخواست میدادم و مقاومت نمی‌کردم ولی اینقد لاغر و کم انرژی و افسرده شدم کل بدنم و استخونام درد می‌کنه اصلا انرژی ندارم ولی دلم نمیاد مامانم قبول نمیکنه میگه باید انرژی داشته باشی تا بتونی نگه داری کنی از پسرت من خیلی داغونم به شدت روحیه ام بدتر از قبل شده و افسردگیم اون لعنتی برگشته🥲
شیر خشک رفلاکس کولیک غذای کمکی گهواره

تصویر
۱۴ پاسخ

منم دقیقا تو شرایط شمام ولی الانم بچه که شیرخشک قبول نمیکنه خیلی پروسه سختیه
من بیشتر به خودم میرسم که جون داشته باشم دختر منم همینه منم از اول دادم دیگه شبرخشک ندادم هر کاری کردم نخورد که نخورد

عادی عزیزم من به دخترم یه هفته بیشتر شیر ندادم چون یه پسر کوچیک هم داشتم یک سال و نیمش بود بدون کمکی با افسردگی شدید نمیتونستم از پسش بر بیام سر همین شیرخشک دادم هنوز بهش فکر میکنم گریم میگیره عذاب وجدان دارم ولی نیاز بود تا بتونم مادر بهتری باشم و از پس بزرگ کردن جفتشون بر بیام

من همون ماه اول دیدم دارم تحلیل میرم خودم هیچ کمکی هم ندارم فقط خودمم گفتم باید انرژی داشته باشم که بتونم رسیدگی کنم همون موقع شیرخشکیش کردم غصه نخور

عزیزم کی گفته تو اور ثینکر و حساس و غیرعادی هستی؟خب معلومه ارتباط عاطفی عمیقی بابچت گرفتی .نمیدونم اعتقادات مذهبیت چقدره ولی چیزی ک من از قران میدونم مستقیم آیه و دستورالعمل درباره شیردهی داره خیلی دقیق اشاره کرده کسی که بخاد دوره شیردهی رو کامل کنه باید دوسال شیربده دیگه نمیدونم ازلحاظ علمی نیاز بدن کودک چطوریه که این ایه نازل شده
ولی ازطرفی هم گفته نباید هیچ مادری بخاطر کودکش ب زیان بیفته(قربون خدابرم چقد نکته بین)
همه میدونیم شیردادن چقد واسه مادر سخته وضعیفش میکنه ولی تو که تااینجا ایثار کردی بقیه راهم برو اگه میتونی حیفه
کاش منم میتونستم ب بچم همون چند قطره شیر کمی هم ک داشتم بدم ...حیف فف

چرا پس من لاغر نشدم چاق ترم شدم همشم خستم بی جوونم

من‌پسراولم وقتی یک سالو 4ماهش بود فهمیدم دومی رو باردارم تا یک سالو 6ماهگی شیرمو دادم بعد از شیر گرفتمش ؛به‌ پروتین گاوی حساسیت داشت شیر پاستوریزه نخورد نه ماست نه دوغ نه هیچ لبنیات دیگه ای
همش میترسم خدای نکرده مشکل پیدا کنه🥲
حالا پسردومم میخوام یک سالو 6ماهش شد از شیر بگیرم ولی فرقی که داره اینه ک این پسر دومم لبنیات دوس داره میخوره خیالم راحته

زود نگرفتی ازش.؟

فقط یه چیزی میتونم بهت بگم، دو هوا نکن بچه رو، اگه از شیر گرفتی دگ گرفتی
با یه گریه بهش بدی خود بچه بیشتر از همه اذیت میشه

تا دو سال و چند ماه بیشتر باید پسر بچه ها شیر بخورن
برای چی میخوای ازش بگیری؟ در حقش ظلم نکن تروخدا

زوده هنوز گناه داره بچه چند ماهه دیگه هم بهش بده

تا وقتی خودت امادگیشو نداری اینکارو نکن چون هم خودت هم بچه اذیت میشین،وقتی سینه ات شیر نداره چطوری ضعيف میشی؟احتمالا کم خونی داری یا ویتامین دی کمی داری که استخون درد داری حتما کلسیم و ویتامین دی و آهن بخور،منم شیرخشک میدم سینه ام شیر نداره امادخترم همچنان سینه میخواد و منم میدم هنوز دوست ندارم ازش بگیرم

خب بهش شیر خودتو بده فعلا زود که شیر زده بشه

منم عصبیم سر این شیر دادنه؟؟

منم کلی داغون شدم سر اهورا مامانم همش میگه بهش شیر نده اصلا هرکی منو میبینه میگه چرا انقدرلاغر شدی داری میمیری ولی دلم نمیاد بگیرمش همش نگاش که میکنم اصلا دلم رضا نمیده سخته گناه دارن حالا ماکه ی ساله دادیم چندماه دیگه هم روش ی سال کمه خدایی

سوال های مرتبط