۶ پاسخ

دختر منم تا دوماهگی از سینه خورد و بعد دیگه سینه نگرفت تا شش ماهکی دوشیدم
روزی که نزدیک مون را موشک زدن شیرم خشک شد. انگار هیچ وقت شیری توی سینه هام نبوده

ی مدت من شیرخشک دادم بچم خیلی میخورد گفتم خوبه وقتی بخوام از شیر بگیرمش راحتم ب مرور بعد دوماه دیگه خیلی کم میخورد ی شیشه درست میکردم تمومش نمیکرد در کل روز اومدم دیگه نخریدم بش ندادم بنظر شما چیکارکنم بخوره😐

آره با شیشه بهش اب میدم ولی تاحالا شیر خشک ندادم ببینم میخوره یا نه

میخوام تپل بشه بعد حس میکنم شیر خودم کمه چون فشار میدم به زور یه قطره میاد
و اینکه میخوام رژیم بگیرم میگم گشنه نمونه بچه حداقل شیرخشک بخوره

ولی من حاضر بودم همه اذیتاشو به جون بخرم ولی بچم شیر خودمو بخوره🫠۴۰ روز از سینه مستقیم و ۶ ماه و ۹ روز دوشیدم شیر دادم و بهترین روزام بود🥲

نمیدونم همه بچها اینجورن یان ولی تجریه خودم مگم
من از روزای اول ب هانا شیر خشک خریدم دادم ولی نمی‌خورد ن باقاشق ن باشیشه حتی پستونک دوسه مدل گرفتم نگرف🤦‍♀️
درسته شیر دادن خیلی شیرینه ولی من از اول خیلی دوس نداشتم این جریان رو سختم بود الانم ک ی سینه فقط شیر دارم همونم خیلی کم شده هانا هم سیر نمیشه ومدام چسبیده بمن
مخوام ببرم دکتر ببینم چکار کنم

دقیقا درسته من پسر اولم تا سه ماهگی شیر خودمو همراه باشیر خشک میخورد از ۳ ماهگی دیگه شیر خشک به دهنش نزد و چقدر سخت بود لاغر بود همش سینم دهنش بود غذا نمیخوردولی برا دومی سعی کردم بیشتر شیر خشک بدم و چقدر راضیم اصن خیلی خوبه الان هم سینمو میخوره هم شیر خشک به هیچ کدومم وابستگی نداره زیاد من که خیلی ازین که شیر خشک میخوره خوشحالم

سوال های مرتبط

مامان کیان مامان کیان ۱۴ ماهگی
تجربه شیردهی | شیر مادر

تقریباً ۱۰ماه کامل به پسرم شیر خودمو میدادم از سینه ، تو شیشه شیر نمیخورد ، پستونک نمیخورد، شیرخشک نمیخورد. شبا تند تند بیدار میشد و شیر میخواست، سینه توی دهنش میموند حتی بیشتر از ۲۰ دقیقه به زور در میوردم تا اینکه مریض شدم و یهویی مجبور شدم بیمارستان بستری بشم و شیردهی برام ممنوع شد. حدود ۳ روز اصلا پسرمو ندیدم، بغلش نکردم، رفت خونه مادرشوهر و حتی عکس یا تماسی هم نگرفتم... خیلی سخت بود.
تو این مدت شیرخشک نان + بیسکوییت مادر + چنتا اسباب بازی که خیلی دوس داشت رو داده بودم گفتم گریه کرد سرشو با اینا گرم کنین.
یه شیشه شیر خیلی ساده توش شیرخشک نان درس میکردن با بیسکوییت مادر میخورد.
خیلی زود عادت کرد و افتاد کلا رو شیرخشک.
اوایل گفتن اپتامیل بده بهتره ولی بچه نمیخورد انگار طعمشو بوشو دوس نداش ولی شیرخشک نان رو راحت قبول کرد.
الان تقریبا ۳ هفته میگذره، پسرم شب شام که خورد معمولا دیگه شیر نمیخوره گاهی اوقات ، با همون غذا که خورده بغلم میخوابه گاهی اوقات هم سرجاش پیش من می‌خوابه. یکی دو ساعت بعد تو خواب ۱۲۰ سی سی شیرخشک نان میخوره میخوابه تا ۵ ساعت بعد باز یخورده شیرخشک میخوره میخوابه. بعدم بیدار میشه یا اول شیر خشک میخوره یا غذا.
واقعا خیلی خوب شده. دیگه شب گشنه نمیمونه راحت میخوابه. خوب هم وزن گرفته واقعا.