خانمها پدرشوهرم یه خونه ۵۰ متری داره که ما از اول ازدواج توی اون زندگی میکنیم به حدی کوچیکه که حتی جا نیست اسباب بازی برای بچم بخرم نمیدونم کجا بزارمشون بخاطر کمبود جا توی سیسمونی نه تخت نه کمد نه کلییر نه آغوشی هیچی نخریدم اصلا جا وسایلام نیست لباسهای بچه توی سبد چند دونه جغجغه و توپ توی سیسمونیش بود افتادن زیر دست و پا انقدر خونه کوچیکه قلبم میگیره توش همش حس خفگی دارم آشپزخونه فقط یخچال جا شده حتی جا نیست مهمان دعوت کنم😞از وسایل جهیزیه ام چندتا خونه پدرم هستن جا نیست بیارمشون حتی لباسهای بچم که کوچیک شدن میزارم توی پلاستیک میارم تو خونه پدرم میزارم در این حد جا نیست از بی جایی هیچی برای بچم نمیتونم بخرم که باهاش مشغول بشه بدم از اون خونه میاد جا نیست نفس بکشی میدونم الان همه میگید ناشکری نکن خوبه مستاجر نیستی ولی هیچکدومتون نمیتونید ۲۴ ساعت توی اون خونه زندگی کنید،،همیشه به همسرم میگم بریم مستأجری یکم زندگی کنم برای بچم همه چی بخرم کمی نفسمون باز بشه همسرم میگه تو ناشکری🤦🏻‍♀️ نظر شما چیه یعنی من ناشکری میکنم؟ اگر شما باشید تحمل میکنید یا میرین مستاجری؟
پوشک رفلاکس کولیک شیردهی زایمان بارداری سزارین طبیعی کولیک شیرخواران نوزادان شیرخشک کودک شیرخوار نوپا شیرخشک پوشک

۱۷ پاسخ

من خونه م 30متره😂😂 دوبلکسش کردم خیلی خوب شد دوخواب بالا یه اشپزخونه کوچک حموم و دستشویی دارع

منم خونه ام پنجاه و پنج متره . خیلی کوچیک و یک خواب . تخت و کمد و دراور و اینا هم نخریدم برای بچه ام . به زور تونستم گهواره ی بچه ام رو داخل اتاق خودم جا بدم که پیشم باشه . منم تا دو ماه پیش همششش می گفتم بچه ام گناه داره تو این خونه به این کوچیکیه ، جای وسایلام نیست ، مهمونی نمی تونم بدم و ...
اما وقتی شرایط خونه ها رو دیدم و قیمت اجاره ها و سختی مستأجری ، تصمیم گرفتم شرایط الانم رو بپذیرم و باهاش کنار بیام . میز مبلامو رد کردم و الانم می خوام چند تا دیگه از وسایلامو رد کنم بره که فضام باز تر بشه . الان که پذیرفتم و دارم سعی می کنم به خونه ام عشق بورزم ، خیلی حالم بهتره . حتی به خودم تلقین می کنم که چقدر دوست دارم این خونه رو . بهش می گم کلبه ی عشق عاطفه و وحیدرضا 😂 یه وقت یه گل بخر بذار جایی که میبینی تا حس بهتری به خونه ات پیدا کنی، یا یه گلدون کوچیک یا دکوری که دوست داری بخر که وقتی نگاهش می کنی حالتو خوب می کنه . خلاصه که پیشنهاد من اینه که بپذیر و بعد جوری بچینش که باهاش کیف کنی

توان مالی دارید اجاره کنید اگه ندارید همین و تغییر بده رنگش بزن،عکس خونه رو بده به یه طراح قشنگ برات میچینه کجا کمد دیواری بزنی چکار کنی که همه چیز جا بشه همین و شیک کن خودتم هم کیف میکنید حالت خوب میشه

اگه میتونی این خونه روبفروشین یکم پول روش بزارین یه خونه70/80متری بگیرین خوبه بهت حق میدم عزیزم

تازه ادم هرجابخواد بگیره میگن چند نفرید ادم زورش میاد

عزیزم درسته سخته اما اینو بدون فردا بچت بزرگ بشه ازت نمیپرسه وقتی من بچه بودم چنتا برام اسباب بازی خریدی یا تخت داشتم یا ن
اگر پولشو داری ببر بده ب طلا برای بچت پس انداز کن تا میتونی ب فکر ایندش باش بزار اونموقع قدردان تو باشه که تو از بچگیش ب فکر ایندش بودی و اونموقعه با وضع این مملکت شاید گوشه ای از سختیای زندگی براش جبران بشه دم پدرشوهرتم گرم ک تو این وضعیت خونه داده بهتون من الان از خرید سیسمونی پشیمونم واقعا میگم کاش یه چاردیواری داشتم ک‌مال خودم بود و مستاجر نبودم اینهمه تیر و تخته هم خریدم کاش میدادم ب طلا اما اشتباه کردم

عزیزم مهم نیست ک من میتونم زندگی کنم اون یکی میتونه زندگی کنه یا ن مهم اینه ک تو نمیتونی زندگی کنی و حالت خوب نیست ب همسرت بگو آره نا شکرم و خسته طاقتم تموم شده ب دلم نیست بیا بلند شیم بریم جای دیگ

عزیزم مستأجری خیلی سخته من با اینکه دوتا بچه دارم ولی تمام وسایلم از مبل و تخت خودمو و بچه گرفته و کمد بچه و وسایل برقیم همه خونه بابامه خودم در حد دوتا فرش و تشک برای خوابیدن و یک دست بشقاب و قاشق چنگال خونه دارم به شوهرمم گفتم هر زمان تونستی خونه بخری تمام جهیزیمو میارم خونه.
برو خداتو شکر کن . من حتی یک مغازه سی متری دارم هیچ استفاده ازش نمیکنم میگم همونو درست کنم داخلشو برم بشینم توش همه مسخرم میکنن😐😐

به نظرم پولی که میخوای بدی برای کرایه پس انداز کن خونه بخریمستاجری خیلی سخته با این قیمت ها من ده سال خونه زیر زمین مادر شوهرم نشستم پس انداز کردیم اما الان خدا رو شکر خونه خودمونیم تو هم چند سال سختی می‌کشی ولی به جاش میری خونه خودت

منم ۵۷متری پدر شوهرم داد بود میشنستم البته شوهرم داشت نمی‌رفت میگفت مامانم مهمه باید نگهدارم قرار بود داداش کوچیکه اش نگهداره که زد زیرش زنش گفت نه نگهنمیداریم افتاد گردن من من نگهداشتم داداش کوچیکه هم پیشه ما بود رفت مادر شوهرم یک سال بعد اون ک رفت زنده موند جاریم همش میزد تیکه مینداخت ک من رفتم راحت شدم افتاد گردن تو زد بعد یک سال ک رفته بود مادر شوهرم فوت کرد یک سال هم نشستم گفتم سالگردش در بیاد بعدیک ماه مونده بود ب سالگردش به مستجرم گفتم برو خودم میخوام بیام مستجر رفت یک ماه هم کشید توش و درست کنم تموم شد امدم اون ۵۷متری رو دادم مستجر
خیلی سخته جای کوچیک منم ۱۲سال نشستم دیگ تحمل کردم گفت شوهرم گفته بود داداشم مامانمو انداخت من نمیتونم
منم گفتم عیب نداره مامانش هست کسی با مامان من این کارو کنه من خوشم میاد نه منم قبولش کردم نگهداشتم

خیلی سخته مستا جر همش باید نگران باشی سرماه میاد فقط حتما پس اندازکن یک اپارتمان پیش خرید کنید اگه شوهرت پول نگهداره اگه خیلی خیلی اذیت هستی بروبپرس اگه پولت رسید رهن کنه خونه اگه نه تحمل کن حتما وامی قرض کن خونه ۸۰متری بخرید

خونه ماهم هینجوریه ولی بنظرم از مستاجر بودن خیلی بهتره یکم سختی میکشیم ولی بعد انشاالله خونه بزرگ تر میخریم راحت میشیم

والا عزیزم منم میگم ناشکری
همون خونه ۵۰ متری رو ما کلی طلا فروختیم و قرض کردیم و دوساله داریم قرض میدیم
خدامونم شکر میکنیم روزی هزار بار
منم مثل شما یه پذیرایی ۲۰ متری باریک داره که مبلم نمیشه گذاشت با زیر زمین که تمااام وسایلم زیرزمینع بازم خداروشکر میکنم واسه بچمم لباساش تو ساک بیمارستانه اسباب بازیاشم تو سبد
خداروشکر کن هر سال اسباب کشی هم کار جالبی نیست شما دلت میخواد

مستاجری خیلی سخته عزیزم خیلی
انشالا بتونی بخری درکت می‌کنم کمبود جا خیلی بده منم خونم کوچیک ولی مشکلات مستاجر بودن و کرایه خونه و …..
ک میبینم خدامو صد هزار بار شکر می‌کنم

منم مستاجرم ولی هر سال خونمون کوچیک تر میشه.با این گرونی بنظرم جای شکر داره.من حاضرم اینطور باشه که هرسال جابع جا نشیم وسایل بچم داره داغون میشه ازین جابه جایی ها

خیلی بهتر از مستاجری هست
اگه میتونی پیش خونه زیاد بدی تو خونه بزرگ بشینی و کرایه دادن برات مشکلی نداره برو
ولی اگه نمیتونی یه خونه خوب بشینی و کرایه دادن سخته برات همینجا بمون خیلی بهتر از هرسال جابه جاییه

پس انداز کنید عزیزم بتونید انشالله خونه بزرگتری بگیرید
ولی اینک مجبور نیستی همش جابجا بشی جای شکر داره

سوال های مرتبط

مامان علی جان مامان علی جان ۸ ماهگی
خانمها بیاین راهنمایی میخام ازتون🤩تا الان که بچم هشت ماهشه نتونستم مهمان دعوت کنم چونکه بچم بشدت بد خوابه نه روز خواب داره نه شب،چند روز بعد از زایمانم رفتیم خونه جدید گفتم زشته خانواده همسرمو دعوت نکردم خاستم برادرشوهرم اینا که سه نفرن و پدرشوهر مادرشوهر و خواهرشوهر مجردم که میشن سه نفر دعوتشون کنم که بتونم با بچه کوچیک کارامو کنم تعداد کم باشه(خونمم خیلی کوچیکه)حالا اگر اینارو دعوت کنم فقط میمونه خواهرشوهرم که سه تا بچه داره یعنی پنج نفرن اگر اونارو نگم میدونم مادرشوهرم گله می‌کنه که چرا نگفتیشون واقعا با بچه کوچیک سختمه این همه آدم خونه هم جا نیست سفره بندازیم،نمیخامم جدا گونه بعدا دعوتشون کنم میخام تو یک شب رد بشم راحت بشم حوصله ندارم دوباره یه شب دیگه اینارو جدا بگم دوباره تدارک مهمانی بچه هاش فضولن نمیتونم کنترلشون کنم میرن دست به همه چی میزنن،خونمم کوچیکه آشپزخونه فقط خودم جا میشم داخلش جا نیست حتی بگم کسی بیاد کمکم بدتر زیر دست و پامن هنوز خودم باشم تند تر انجام میدم حالا بنظرتون چکار کنم زشت نیست همشونو بگم خواهرشوهرمو نگم؟؟خونم کوچیکه جا نیست پنج نفرن با بچه کوچیکم نمیتونم این همه آدم بیان،جدا گونه هم بگم حوصله ندارم دوباره یه شب دیگه تدارک مهمانی و بچه هاشم مثلاً من آشپزخونه باشم کنترل ندارم روشون دست به همه چی میزنن چکار کنم؟؟؟؟؟؟ خواهرانه بگید

پوشک رفلاکس کولیک شیردهی زایمان بارداری سزارین طبیعی کولیک نوزاد کولیک شیرخواران
مامان محمد مامان محمد ۹ ماهگی