۹ پاسخ

من خودم با توجه به تجارب بقیه خانوما به این رسیدم که
بچه های بعدی رو ادم به مراتب بیشتر دوست داره و بیشتر احساس مادر فرزندی و درک میکنه و از نقش مادری لذت بیشتری میبره
چونکه سر بچه های بعدی ادم استرس نداره و تجربه ش بیشتره
ولی خب بچه ها وقتی بزرگ میشن
منظورم ۲۰ سال دیگه ست
اون موقع بنظرم پدرمادر ها همه رو به یک اندازه دوست ندارن ممکنه یکیو بیشتر از همه دوست داشته باشن

من بشدت بشدت وابستع هامین بودم هستم یکساعت از خودم نمیتونستم دورش کنم خیلی خیلی دوستش دارم میگفت همه تمام زندگیم هامین تا روز زایمان ولی هاکان وقتی بدنیا اومد گذاشتنش تو بغلم گفتپ ای خداا اینم یک تیکه دیگه از قلبم همون اندازه دوستش دارم گاهی حتی این دوران شیر تر از نوزادی هامین میشه چون سر هاکان تجربه ام بیشتر خیلی اذیت نمیکنم خیلی سخت نمیگرم فقط دارم از کودکی نوزادیشون لذت میبرم

من انقددددد عاشق دخترمم که گاهی این حجم از عشق خودمو میترسونه باردار که شدم همش میگفتم یعنی واقعا میتونم به پسرم حسی داشته باشم نگران و ناراحت بودم الان همونقدر که عاشق دخترم عاشق پسرمم هستم جفتشون تمام قلب و جونمن ک اصلا نمیشه بینشون فرق گذاشت

یکی از دوستای من ۴ تا بچه داره . گفت چهارمی خود قنده برام .... انقدرررر شیرینه که بچه های دیگه ام نیستن

اول اینجوری فک میکنی ولی وقتی بچه میاد حس آدم تغییر می‌کنه و اینم یه تکه ی از وجود ما هست من جفت شونو یه اندازه دوست دارم اما گاهی دختر کوچکم خودشو شیرین تر میکنه

منم قبل بچه دوم همین حس رو داشتم هم من هم شوهرم دومی رو یه جور دیگه ای دوس داریم عشقش بینهایته شاید تجربه بیشتر و اینکه آخرین فرصت بچه داری هستش اینجوریه

هر بچه ای جای خودشو تو قلب آدم داره
همشون پاره ای از وجودتن

آررره بابا
من دوتاشون یه اندازه دوست دارم

بچه دومو ادم دوسداره ولی حسی که با بچه اول داشتی متفاوته

سوال های مرتبط

مامان ساداتی مامان ساداتی روزهای ابتدایی تولد