۱۹ پاسخ

من شوهرم باور نمی‌کرد می‌گفت بی بی چک ها خطا داره 🫤

من دوسال حامله نمیشدم
صبح ک بی بی چک زدم اومدم بیدارش کردم گریه میکردم گفتم حاملم
ی نگا کرد خابید
بیدارم ک شد خیلی طبیعی رفتار میکرد خاکبرسرش بشه

واسه من طولانیه هرکی حوصلش شد بخونه آفرین داره
۱۰ سال ازدواج کردیم و بچه ای نبود نوبت آی وی اف گرفتیم
قرار شد روز دوم پریود بریم مطب ، مگه من پریود میشدم؟؟؟؟ درد پریودی شدید ، از سرکار میومد خسته میرفتم بیمارستان که پدر نازنینم بستری بود میومدم خونه ساعت ۱۱شب و تااااا میشد چای نبات دارچین زعفرون میخوردم پتو میپیچیدم دور شکمم میخوابیدم تا صبح.
آخرسر رفتم داروخونه دوستم گفتم ی آمپولی بده پریود شم گفت تست بزن منفی بود بیا بزنم منم از لجش همونجا تو سرویسشون زدم ،سه تاااا و سه تاش مثبت شد 🥲🥲🥲🥲🥲
با سرعت ۱۸۰تا گازوندم مغازه همسرم تا قیافمو دید انقد گریه کرده بودم گفت چییییهههه حامله ای؟؟؟ و با اینکه خیلی خجالتیه تو خیابون گرفت موهامو بوسید و بغلم کرد گفت نمیزارم آب تو دلت تکون بخوره

من قدام بودم دومی رو 4 ماه بد حامله شدم از سرکار امد 4 روز عقب زد بود پریود من به شوهرم کفتم تست بکیر بیام بزنم کرفت بود امدم زدم مثبت شد سری دوتا خط اوفتاد گریه کرد شوهرم از خوشحالی 😇 😂 😂 😂

فکر کنم پشم‌ریزونش برا منه
باراول که اقدام کردیم فکر نمیکردم حامله بشم ما رفتیه بودیم شهرستان برا سالگرد فوت مادرشوهرم منم دردای پریودیم شروع شده بود خاله شوهرم بهو گفت حامله ای من و شوهرم هنگ بودیم هی ما اصرار میکردیم که نیستم اون میگفت چشات مشخصه حالا الان نگو بعدا متوجه میشی هفته بعدش بیبی چک زدم حامله بودم🤣🤣🤣🤣حتی فیلم گرفتم ازاون موقع توفیلمم شوهرم حرف خالشو میگه

من آزمایش خون دادم ازبس شوهربی احساس بود گفت کارشناسایی نشون بده

من گفت عجب واقعا حامله ی

من کلا دوران بارداری و زایمان جالبی نداشتم از طرف همسرم

اگه حمایت خانواده م نبود واقعا افسرده میشدم

منم رفتم آزمایشگاه جواب رو گرفتم بهش زنگ زدم خبر بارداری رو دادم گفت خودم میدونستم😐😐😐😐

دیشب💔ازناراحتی توسرویس جیغ زدم و گریه
اون اومد میخندید و خوشحال از کرده‌ی خویش

من با اولین اقدام حامله شدم 😂
ولی خوب خیلی دیر جواب ازمایشم مثبت شد .از سرکار اومدم با جواب ازمایش به شوهرم گفت اینم ازمایش مثبته .گفت یعنی چی ؟گفتم حامله ام .گفت یعنی چی ؟
گفتم منو نگاه کن 😂یعنی من مامان تو بابا .
از شدت ذوق و استرس نمیدونست چیکار کنه .
تا دو روز میگفت از جات تکون نخوری😂

من همیشه یه چندروز پریودیام زودتر میشد اون ماه نشدم سرموعد و وقتی راه میرفتم یهو یه ابی ازم میومد ونمیدونم کلن الکی هی گریه میکردم.نیمه شعبان بود رفته بودیم بیرون یه شربت گرفتم خوردم گفتم یاامام زمان باردارباشم دیگه خسته شدم‌اخه دوسال باردارنشدم.صبح ساعت پنج با دردپریودی بیدارشدم جمعه بود شوهرم گفت بی بی چک زدی گفتم نه میخوام پریود بشم.دیدم دردمیاد باز قطع میشه شک کردم اخه دردا پریودیم مداوم بود.دیگ دل وزدم به دریا زدم دوتا بی بی چک خریده بودم دیدم دوتا خط انداخت اصلا باورم نمیشد رفتم نشون شوهرم دادم گفت اره دوتا خط خر ذوق بودیم ساعت ۷ هم دوباره زدم دوتا افتاد شوهرم گیر دادبریم ازمایش گفتم جمعه گفت پیدا میکنم ازمایشگاه خلاصه رفتیم یه کلینیک و اونجا ازمایش دادم و مثبت شد کلی توراه گریه کردیم همه مارو نگاه میکردن میخندیدیم و زار زار گریه میکردیم🤣🤣🤣

مردا گاوننن😂😂😂😂😂

بیبی زدم مثبت شدم اومدم با گریه بهش گفتم حاملم ببینننننن گفت شوخی نکن چالشه اره ؟ گفتم خاک تو سرت چالش چه کوفتیه ببین بیبی مثبت در اومده بیبی رو گرفت همینطور بهش نگاه میکرد و سه بار گفتم یا ابلفضل 😂😂😂

شوهر من گفت خوب مبارکمون باشه

شوهر من فقط میخندید میگفت نه جدیییی بارداری؟🙄😂

شر اولی چون چند ماه اقدام کرده بودیم بهت زده بود سونو ۶ هفته رو هی نگاه میکرد چشماش پر اشک میشد میگفت این کجاشه اون کجاشه🤣🤣🤣سر دومی من گریه میکردم اون می‌خندید میگفت لیاقت نداری شاید خدا میخواد جنستو جور کنه🤣🤣🤣

باراول چون همزمان با خواهرشوهرم وجاریم حامله بودم تعجب نکرد خیلی سرکاربود زنگ‌زدم قسم خوردم مثبته باورش نمیشد وقتی به همه گفتیم انقدتبریک گفتن که نگوولی شوهرم حتی تابچه اولم یکسالش شد باورش نمیشد پدرشده همه مسئولیت هاگردن خودم بود
سردومیم بهش گفتم گفت مبارکه عشقم ولی وقتی به بقیه گفتم هیچکس محلم نداد تبریکم نگفتن

شوهر من خاب بود صبح تست زدم توی مسافرت بودیم گفتم حاملم گفت مبارکه و خابید باز😂😂😂

دقیقن عین شوهر من🤣🤣🤣

سوال های مرتبط

مامان bachka مامان bachka ۱ سالگی
مامانایی ک بیدارین میشه تجربه ای دارین بگید؟ خیلی نگرانم 😭😭😭
پریودی این ماه من خیلی عجیب بود دو سه روز اول خیلی خیلی عذر میخوام
یه خون سیاه بود و کم
بعد دو سه روز کلا قطع شد و‌بشدت کم بود
بعد از اون ک قطع‌سده درد شدید زیر شکم و کمرم دارم پاهامم درد میکنه
چند شب پیش خیلی ترسیدم گفتم نکنه حامله م
با اینکه خیلی دقیق و درست پیشگیری میکنیم ولی پیشگیریمون طبیعیه
همسرم میگه امکان نداره باردار باشی و من مطمئنم نیستی
قبل لیلی هم تنبلی تخمدان داشتم و چند ماه طول کشید تا باردار سدم سر همین همش میگم من حامله نمیشم به این راحتیا
چند بارم بی بی زدم منفی منفی بوده شکر خدا
اما دردام عجیبه
دقیقاااا عین دردای حاملگی
رمانی ک‌تازه لیلی رو باردار شده بودم 😭😭😭
خیلیییی میترسم
یعنی چی میتونه
ممکنه عفونت باشه؟
هیجوقت عفونت نداشتم نمیدونم
از یه طرف میگم اگه باردار بودم‌اون خون سیاه چی بود
یا اگه باردار بودم‌ بی بی چک نشون میداد نه؟


پوشک شیر خشک فرزند پروری پوشک
مامان حورا سادات مامان حورا سادات ۱ سالگی
داستان باردار شدنمم قسمت بود واقعا
خیلی کوتاه بخوام تعریف کنم👇🏻

مادرشوهرم که زنده بود خیلی دوست داشت بچه ما رو ببینه
هی به ما میگفت ولی من امادگیش و نداشتم🥲میگفتم حالا وقت هست
مادرشوهرم که دوسال پیش فوت کردن شوهرم اصرارش برای بچه بیشتر شد
میگفت دیر میشه من سنم بالاس و..
اخرین بار که دیگه دعوامون شد🙈
سه بار رابطه محافظت نشده داشتیم یک بارش که قرص نخوردم پریود شدم گفتم خب خداروشکر حامله نیستم دوبار بعد مجبورش کردم قرص بخره
شوهرم انقد عصبی بود ک گف اره بخور یه وقت از من حامله نشی🫢😅
دیدم دیگه خیلی میخواد گفتم باشه بزار تابشتون اقدام کنیم که بچمون بهاری بشه(من عاشق بهارم🥹)
ولی خب با وجود خوردن قرص اورژانسی من باردار شدم و تا ۶-۷ هفته خبر نداشتم🥲ورزش میکردم اونم سنگیننن خدا فقط بچمو نگه داشت
پریودم که به تاخیر افتاد، یه حسایی داشتم
برعکس دفعات قبل نگفتم نههه نمیخوام نباشه
روز قبل اینکه بیبی چک بزنم حرم بودم
به امام رضا گفتم خودتون هرچی صلاح میدونین همون بشه
شاید قسمت بوده وقتی که برنامه میریزیم نشه😢
من روز بعدش،بعد باشگاه بیبی چک خریدم رفتم خونه زدم مثبت بود😫با استرس فقط زنگ زدم ب شوهرم گفتم اینجوری شده گفت همین الان برو ازمایش بده منم نمازمو خوندم اونم با گریه و استرس و دلشوره😅رفتم ازمایش دادم و شانس ما خورد به۱۴ -۱۵ خرداد که تعطیلی بود
گفت۱۶ ام بیا جواب و بگیر🙁
ولی خب ما مطمئن بودیم🥹
روز۱۶ ام خودم رفتم صبح زود جواب و گرفتم اومدم خونه شوهرم خواب بود،گفتم پاشو بابا شدی🙈😂همینقد بدون سوپرایز و…
اونم از خوشحالی نمیدونست چیکار کنه😅دو سه شب فقط برام گل میخرید😂

شما ام داستان باردار شدنتون و تعریف کنین🥹