ما جلوگیری طبیعی داشتیم من داشتم واسه آزمون دکترا درس میخوندم و یکی دو ماه مونده بود به ازمون شوهرم یه مشکلی داشت که همیشه میگفت استرس دارم بچه دار نشیم و نیاز به دوا دکتر باشه
من سرما خورده بودم رفتم دکتر دکتر سی تی ریه نوشت لحظه آخر به دکتر گفتم من یک هفته س عقب انداختم گفت اگه باردار بودی سی تی نده ضرر داره و برام آزمایش نوشت
همون شب بیبی چک گرفتیم رفتیم خونه حتی نذاشتم اول صبح بزنم شوهرم داشت شام میخورد رفتم دست شویی زدم دیدم مثبته اومدم بیرون بهش گفتم در آرامش شامتو بخور که از نه ماه دیگه نمیتونی در آرامش غذا بخوری 😂😂 اونم کلی ذوق کرد و بغلم کرد باورش نمیشد
سر آزمون ویار داشتم قلوپقلوپ دوغ میخوردم مراقب آزمون احتمالا فکر کرد دیوونه ای چیزیم 😁 قبول هم نشدم چون دیگه بعد از اون بیبی چک درس نخوندم درست
هیچی به نام خدا ۱۰ سال مقاومت کردم رفتیم عید مشهد خواهرشوهرم پشت تلفن داد زد خدایا به این دو قلو بده برگشتیم دو قلو حامله بودم نه ژنشو داشتم نه دارو هیچی 🤣🤣🤣
من چقدر ذوق داشتم برای حامله شدنم
چون من مریضم بیماری آلوپسی دارم
همش میگفتم خدارو شکر با اینکه مو ندارم اما خدا منو لایق مادر شدن دونست اما از وقتی بچم به دنیا اومد انگاری خدا میخواد تو این دنیا زجرم بده بچم مستعد به اوتیسم نه ارتباط چشمی داره نه لبخند اجتماعی نه آواسازی داره واکنش به صدا هم نداره
دلم میخواد خودمو بکشم
من حتی به خاطر شرایط همسرمم جشن عروسی نگرفتم خدا تمام بدبختیاشو برای من گذاشت...خودم مو ندارم...پسرم مریض....دوران خیلی بدی برام فقط میخوام بمیرم بمیرم
منم چهار سال بعد عروسیمباردار شدم نمیخاستیم هردومون مظرمون اینبود سنمون بره بالاتر خوش گذرونی کنیم سفر بریم بعد اقدام کنیم ک خداروشکر بعد از اولین اقدام گرفت
منو شوهرم هردو بچه میخاستیم
یکسال بعد اینکه عروسی گرفتیم و اومدیم خونه خودمون اقدام کردیم اما نشد تا یکسال و نیم بعدش
دکتر رفتم یه بار فقط دارو و آمپول و ایناها زدم و خدا خواست و حامله شدم
جوابشم حضوری نگرفتم از تو سایت نگاه کردم همزمان هم با شوهرم داشتم تلفنی حرف میزدم دیگه همون پشت تلفن گریم گرفت اونم فهمید😂
من کلا تنبلی تخمدان داشتم درحدی ک دکتر گفت باردار نمیشی قبل ازدواج داشتم بعد ک عقد کردیم 25 روز بعد عقدم حامله شدم 😑😂 دخترم حاصل تنبلی تخمدان 😂
ما بچه اولمون با اولین رابطه محافظت نشده باردار شدم اصلا نمیخواستیم اما دلمم نیومد سقطش کنم تا هفت ماه که از دستش دادم دیگه سر دخترم از موعدم گذشت تست دادم منفی نشون داد نمیدونم چرا😒بعد دیدم هی دل درد دارم نمیتونم رو شکم بشم باشگاه هم میرفتما خلاصه چهار روز بعد تست دادم مثبت شد از خوشحالی نمیدونستم چکارکنم
ای جان😍😂
منم سر بچه نخواستن خیلی با شوهرم دعوام میشد همش میگفتم تو میخای ازادی مو ازم بگیری سلامتی مو ب خطر بندازی محدودم کنی😂😂😂گریههههه میکردماااااا آخرشم میگفت باشه غلط کردم ببخیال دوباره چند وقت بعدش شروع میکرد...
رنده
قبل از ازدواج گفت 5 سال اول بچه نمیخوام فقط ۳ سال تونستم مقاومت کنم گفتم من بچه میخوام اقدام کردن دومین اقدام باردار شدم خودم به شوخی میگفتم باردارم توی عید عقب انداختم بعد از تعطیلات بیبی زدم مثبت شد از خوشحالی بالا پایین میپریدم ولی از روزی که فهمیدم حاملم ویار پیداش شد یعنی منو برنده کرد حتی آبم نمیتونستم بخورم همش زیر سرم بودم خیلی اذیت شدم
خیلی زود بار دار شدم
ی ماه اقدام کردیم و تمام
من نمیدونستم فک میکردم هر کس اقدام کنه یسال زمان میبره
دیگ پری نشدم بی بیچک زدم منفی شد
آزمایش دادم منفی شد
شاید چون زود انجام دادم .....
خلاصه هورمونام بهم ریخته بودن خیلی با شوهرم دعوا میکردیم در حدی ک تا مرز جدایی پیش رفتیم
دیگ ی شب یهویی یادم اومد ک بازم پری نشدم
رفتم تست زدم دیدم مثبته
نشون شوهرم دادم فیلمش هم گرفتمم😂
بهش مفگتم نگاه کن دو تا خط داره
اونم مث گیجه نگام میگرد میگفت خب ینی چی دو تا خط ؟
خلاصه وقتی بهش گفتم خوشحال شد
خیلی خوشحال شد
خودمم باورمنمیشد
یادش بخیر
خیلی باحال بود
من خودم دوست داشتم شوهرم نمیخواست، یکبار عین رابطه گفتم ممکنه باردار بشم گفت هر چه باداباد و ....
هیچی دیگه ۳ هفته بعد بی بی زدم اومدم گفتم حامله ام 😄😄
منم شوهرم خیلیییی بچه میخواست میگفتم سنم بالا میره ،فاصله سنی زیاد میشه منم نمیخواستم واقعا بعد باهام قهر میکرد هرروز قهر ک بچه بچه
منم گول خوردم دیگ ی بار اقدام کردیم همون گرفت😂🥰
کدومشو دوس داری بگم😅🤣🤣
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.