الان یه تاپیکی رو خوندم راجب بارداری بود. یاد بارداری خودم افتادم. من قبل ازینکه باردار بشم میرفتم پیش یه دکتر که متخصص بود و خدایی هم اخلاقش همم کارش خوب بود. باردار که شدم،خانواده ی شوهرم یه دکترو بهم معرفی کردن که نزدیک خونمون بود. منم به حرفشون گوش کردم و رفتم میشش و خدایی هم دکتر خوبی بود ولی متخصص و جراح نبود. ازین دکترایی بود که بدرد مراقب بارداری و اینا میخورد. من باهاش مشکلی نداشتم و خداروشکر بارداریمو راحت گذروندم. دکتره فقط زایمان طبیعی انجام میداد ولی سزارین رو نه یعنی کارش نبود دیگه. بعد هی بمن میگفت که برو طبیعی منم وحشت داشتم. برلی سزارین هم میفرستاد پیش یه جراح که انگار باهاش طی کرده بود بابت هر مریض که میفرسته پیشش پول بگیره ازش. حالا اینا به کنار. من موقع زایمان رفتم پیش همون دکتر خودم که جراح بود. خدایی ام از کارش راضیم هنوووز. سر بچه ی دومم که باردار شدم. شوهرم گفت دکتر خودت راهش دوره دوباره برو پیش همین دکتره که نزدیکه. من بعد از ۹ ۱۰ ماه دوباره رفتم پیشش تا منو دیده شناخت واای نگم یه کولی بازی درآورد که همچین با لحن تند و دادو بیداد که مگه من مسخرتم بیای پیشم زحمت بکشم بعد بری پیش یکی دیگه زایمان کنی. منم قاطی کردم رفتنی به منشیش گفتم مگه دکتر سزارین انجام میده که بیام پیشش بعدشم تو بارداری هروقت اومدم ویزیتتو دادم مفت نیومدم که. اینکه دلم بخواد پیش کی هم زایمان کنم به خودم مربوطه دلم خواست اون دکتری رو انتخاب کنم که میشناسمش نه اونی که تو معرفی میکین مگه زوریه.ولی اونروز انقد رفتارش باهان بد بود اصن یه حس ناراحتی و خجالت بهن دست داد که جلوی مریضای دیگه باهام اینجوری حرف زد. الان یهو یادش افتادن عصابم خورد شد تف تو روش😂💔

۶ پاسخ

عزیزم پزشک با ماما فرق داره، دکتر نیستن مگر اینکه دکترای مامایی داشته باشن

این‌دکتر‌ نبوده کع
ماما بوده

الان دوتا بچه داری یا بارداری

چرا ناراحت؟ایول خوب کردی جوابشو دادی

دکتر ×
عوضی✓

😅😅👌خوب کردی ویزیتتو پس گرفتی دیه؟

سوال های مرتبط

مامان فاطمه و تو دلی مامان فاطمه و تو دلی هفته سی‌ودوم بارداری
از اونجایی که میدونستم کسی از بارداری من خوشحال نمیشه بلکه مورد شماتت دیگران قرار خواهم گرفت تصمیم گرفتیم که به کسی نگیم که باردارم تا خودشون متوجه بشن
ولی دلم تاب نیاورد و به اولین کسی که گفتم خواهرم بود
بعداز کلی نصیحت که چرا آوردی و زود بود و اشتباه منو تکرار نکن آخرش نتونست حریف من بشه و گفت زندگی خودته هرطور خودت می‌دونی

حتی سر بارداری اولم چقدر خانواده من و شوهرم میگفتن که حالا نه ولی ما کار خودمونو کردیم از اونجایی که هم من هم شوهرم عاشق بچه هستیم واقعا بر تمیتابیم که کسی بخواد جلومون رو بگیره
از امروز به خودم قول دادم که محکم سر تصمیمم بایستم و جوابشون رو کاملا محترمانه بدم خب کسی که این وسط قراره سختی بکشه خودمم و قبولش کردم هووف کاش یکم نیمه پر لیوان رو نگاه میکردن و به تصمیممون احترام میگذاشتن

بعد زایمان مامانم یه حرفی زد که هیچوقت یادم نمیره گفت اگه بخوای به این زودی ها بچه بیاری من به عنوان همراه نمیام بیمارستان بماند که اون ۱۰روزی که ازم مراقبت کرد همش با منت و سر کوفتگی بود که من اصلا نمی‌خواستم پیشش باشم و حتی گفتم خودم از پس کارام بر میام ولی مامانم گفت همینم مونده مردم بگم فلانی برای زایمان دخترش نرفت😶🙃
مامان مغزبادوم🍭🍬 مامان مغزبادوم🍭🍬 ۱ سالگی
مامان نرگس🐥حاج‌علی🐣 مامان نرگس🐥حاج‌علی🐣 ۲ سالگی
مامانا یه مشورت
من سر زایمان اولم رفتم یه بیمارستان دولتی...چرا؟ چون ماما همراهم که آشنامونه اونجا سرپرستار‌ بود و میگفت میتونه بیمارستانای‌ دیگه هم بیاد اما دستش مثل اینجا باز نیست، درحدی که شما فکر کنین بچمو‌ خودش گرفت! یا حتی وقتی رفتم برای بستری، بعد از اون معاینه اول که مشخص شد ۴ سانتم، دیگه هیییچکسی‌ معاینه‌ام نکرد...تا خودش راه افتاد و اومد یه نیم ساعتی طول کشید، تو اون تایم زنگ زده بود بهترین مامایی که تو بیمارستان بود گفته بود خودت برو بالای سرش براش سرم بزن تا من بیام، به کس دیگه ای نسپاریش و فلان...خلاصه که پادشاهی کردم انگار😬😁
حالا برای زایمان دومم، یه کیست واژن گرفتم🤦🏻‍♀️ و اینکه با دکترم صحبت کردم گفت میام برات بخیه زیبایی میزنم، اما دکترم این بیمارستان نمیاد...یعنی نه که نیاد ها، اتفاقا دکتر همین بیمارستانه‌، اما اگر شانسم‌ بگیره و شبفتش‌ باشه هست، وگرنه در کل برای قرارداد این بیمارستان قرارداد نمی‌بنده...
حالا موندم چیکار کنم...برم بیمارستان دیگه ای، که دکترم بیاد بالا سرم اما ماماهمراهم‌ خیلی دستش باز نباشه، یا برم همین دولتی به خاطر مامام‌ و هر دکتری که شیفتش بود بهش بگم کیستمو‌‌ برداره و بخیه زیبایی بزنه؟!
از نظر مالی اصلا فرقی نداره برام....