تب کودک بچه
مامانا کسی هست اینجا ک روستا زندگی کنه؟میشه بیاید؟
من خیلی ادم اجتماعی هستم ینی همش دوس دارم یکی بیاد خونم من برم و رفتو امد و ... ولی خب سرنوشت چیز دیگ بود و تو شهر دور از خانوادم و نتونستم دوست مناسبی پیدا کنم منو همسرم تصمیم داریم چندسال دیگ ب امید خدا بریم روستا زندگی کنیم خسته شدم ازین زندگی شهری دلم میخاد صب بیدار بشم تو هوا خوب حیاط جارو کنم مرغ و خروس و گوسفند داشته باشم بچم بره تو کوچه با خیال راحت بازی کنه با همسایهام بشینم سبزی پاک کنم یچیز میگم نخندید بهم من انقدری ک رابطم با پیرزنا خوبه با همسنام نیس از سادگیشون بی ریایی خوشم میاد همسنام همه سعی تو پنهان کردن مشکلاتشون دارن اما پیرزنارو دیدی چقد قشنگ از همه چی تعریف میکنن از مشکلات از خوبیا از بدیا هوف دلم امروز گرفته از صدا ماشینا بدم میاد دلم میخاد صب با صدای خروس و جوجه بیدار بشم شب از خستگی بیهوش بشم حالا بگید شماها ک روستا هستید خوبه ؟

تصویر
۱۱ پاسخ

من تو روستا زندگی میکنم روستامون تا شهر کلا ده دقیقه فاصله داره بیشتر برای اینکه دلمون خونه ی ویلایی میخواست اومدیم روستا درست کردیم دیگه نزدیک هم هست کلاس مختلف هم میبرم دخترمو دیگه مثل قدیم نیست که بگی من روستام پس از امکانات به دورم و جایی نمیتونم ببرم بچمو که

منم‌تو شهر غریبم ولی با همسایه هام‌ ارتباط دارم منم یچیز میگم نخندیا اونقدری که با پیرا نشست و برخاست دارم با جوونا ندارم خیلی چیزا ازشون یاد گرفتم ..من ۸ساله که اومدم شهر غریب ولی یک ساله که با همسایه ها ارتباط گرفتم هی میگم کاش زودتر میرفتم تو‌جمعشون اونجوری روزا برام راحت تر میگذشت خداییش خیلی ادمای ساده و بی ریایی ان و ادم حالش باهاشون خوبه..ولی زندگی روستایی سختیای بسیاری داره ولی در عوضش ارامش داری

منم خیلی تنهام قبلا هم بهت گفتم همسرم کسی ونداره وفقط پدرومادرشه که شمالن منم یه پدرومادروخواهر.خیلی تنهایی بده انقد دلم برای پسرم میسوزه نه مهمونی نه جایی هیچی
همسرم میگه بعدازبازنشستگی بریم شمال امامن هیچ جوابی ندارم بدم البته که اونجا حال روحی ادم بهتره

منم دلم میخاد همین کارو کنم ولی میگم در حق بچم ظلم نکنم از امکانات دورش کنم
بعد میگم چه امکاناتی جز الودگی

من خودم شخصا دوس دارم یه خونه روستایی داشته باشم اخر هفته ها و تعطیلات برم ولی اصلا نمیتونم دائم اونجا زندگی کنم.خودم ۳۴ سال مشهد زندگی کردم مشهد شهریه که همچی هست همه چی به وفور پیدا میشه دکتر و درمانشم عالیه امام رضاهم که صدر همچی باعث حال خوبم بود سینما مراکز خرید و... من کنار اینا خوشم با اینا بزرگ شدم اتفاقا اصلا خوشم نمیاد هر روز در رفت و امد باشم دلم ارامش و تنهایی میخواد و درونگرام.حالا که یه سالی هست اومدیم شهرستان بیشتر به این پی بردم که چقدر من به زندگی توی شهر بزرگ عادت دارم و هیچوقت نمیتونم توی روستا طاقت بیارم.اصلا ازینکه بچم دوسال دیگه نمیتونه امکانات اموزشی خوب داشته باشه هم غصه میخورم و دلم میخاد تا اون موقع برگردم شهرخودم.... در کنارش مزایایی هم داره الودگی هوایی نیس بچم دیگه توی آپارتمان نیس و راحت لذت میبره ولی بزرگتر که بشه دیگه اینا برام ملاک نیس ملاک امکانات رفاهیه

من ک اصلا اهل رفت و‌امدنیستم ..شهربهتره بنظرم بیاعوض کنیم جامون البته اون روستای ک فک میکنی نیستما تازه شهرشده جای پیشرفت داره

من دوسال یه روستا زندگی میکردم ک باشهر درحد یه خیابون فاصله داشت، ازخونمون تا مرکزشهر پنج دقه راه بود ولی برا من بدترین سالای زندگیمبود
بستگی ب روستاداره،من شخصا فقط زندگی تو روستاهای شمال رو میپسندم

ولی من که روستاام میگم شهر یچیز دیگس یکماه دیگم دارم نقل مکان میکنم
چون از هر نظر برا بچها بهتره کلاسهای مختلف اموزشی مدارس با امکانات بیشتر از نظر فرهنگی هم بهترن

سرنوشت منم مثل شماست . با این تفاوت همسر من اهل رفت امد نیست خودم شهرستان بودم صد تا دوست داشتم اینجا یکی ندارم تو غربت 😢 دیروز از دلتنگی اینقدر گریه کردم. گلم شما کدوم منطقه تهران هستین؟

گلم بستگی به روستاش داره مثلا الان روستا اکثرا خیلی با امکانات شدن . خدا رو شکر خونه ها همه ویلایی شیک
من چند روستای شهریار رفتم فرقی با شهر نداشت بافتش حالت شهری بود .
من روستایی دوست دارم شبها بوی تاپاله بیاد به قول شما حیاط جوجه خروس داشته باشی . کلا بافت روستایی دوست دارم ن شهری . ولی واقعا بعد بازنشستگی فکر خیلی خوبیه . منم دلم میخواد برگردم شهرمون چون واقعا تمیز قشنگه

زندگی روستایی خیلی سخته زحمت زیاد داره خسته میشی اما آرامش داری

سوال های مرتبط