۶ پاسخ

عزیزم یه جا زندگی کردن خیلی سخته این مشکلات رو هم داره

آخه چرا خونه مشترک رو قبول میکنید 🫤🫤🫤

☹️☹️چقدر بد انشالله زود صاحب خونه بشی
ببخشید که میپرسم با این شرایط سخت چرا باز میخای بچه بیاری خیلی سخت تر میشه که

برات از ته دل دعاکردم
خونه بخری
از پیش اونا بری فقط

بنظرم فقط پول جم کن برو ازینجا

آخی عزیزم یعنی بچه رو پشت در نگه داشتن؟😢بچه بیچاره گناه داره چه سنگدل
خوبه بچه پسرشونه

سوال های مرتبط

ستاره ستاره قصد بارداری
بعد از عمل پولیپ بهش گفتم بیا اقدام کنیم حتما میگیره ..من یه شبایی را مشخص میکردم که خوبه بیا اقدام کنیم ..یه شبش با من ناراحتی کرد و محلم نداد آخرش هم با بی توجهی امد سراغم و گفت ریختم بعدا فهمیدم که حتی تو این زمینه هم دروغ میگه ..شبای بعدی بعد از یه ساعت رابطه که منو اذیت کرد گفت پاشم برم دستشویی و من اونجا فهمیدم که اصلا از من بچه نمیخواد ..بعد نامرد دفعه های قبلی به دروغ میگفت انجام دادم و می آمد دست می‌کشید روی شکم من و می‌گفت بچه ام چه طوره ..و یه روز باهاش صحبت کردم حالا که داریم میریم مرکز ناباروری بیا کارهامون را برای بچه اونجا انجام بدیم مثلا فریز تخمک ..یا گفتم بیا پول جمع کنیم اگه باردار شدم خواستم برم غربالگری پول داشته باشیم ...گفت از این خبرا نیست ..سونوگرافی نمیری ...دکتر استراحت هم بهت بده از این خبرا نیست ..خلاصه یه روز که رفتیم مرکز ناباروری برای همون عمل بعد از پولیپ گفتم بیا ازمایش اسپرم بده ..به من که دکتر قرص های تقویت تخمک داده تو هم ازمایش بده ...خلاصه رفتیم برای ازمایش اونجا جلوی بقیه کلی با من دعوا کرد که تو فقط برای یه عمل آمده بودی چرا منو اینجا آوردی بعد که منو جلوی بقیه ضایع کرد رفتیم تو اتاق ازمایش اسپرم منک کلی کتک زد ...زد توی سرم ....با مشت میرد توی سرم ..بعدا فهمیدم اون همه زندگیش همون بچه اش بوده و هرگز از من بچه نمی‌خواست...هیچ وقت به بچه اش یاد نداد مثلا به من بگه مامان ..اول هم توی گوشی بچه اش منو مادر سیو کرده بود بعد تغییر داد و یه روز هم بهم گفت مادر کلمه مقدسی هست و تو لياقت مادر شدن نداری