۴ پاسخ

من بدون هیچ دردی دهانه رحمم هشت سانت باز شده بود چون دوقلو بودم باید سز میشدم ،خوده پرستارها و ماماها میگفتندچطور هیچ دردی نداشتی هشت سانت باز شدی 😂😂

من هر دو زایمانم طبیعی بود برای دختر اولم یکمی سخت بود برام دومی نه زیاد

عزیز این دوران خیلی مقدسه و هر دعایی بکنی خدا حاجتت و میده برای راحت زایمان کردنت دعا کن و از خدا بخواه خیلی راحت زایمان کنی ترخدا برا محمد منم دعا کن هیچیش نباشه پاهاش خود به خود خوب بشه

ایشالله عزیزم بسلامتی ودلخوش زایمان کنی

سوال های مرتبط

مامان مانلی ❤️ مامان مانلی ❤️ ۲ سالگی
داشتم ظرف میشستم یاد یه بنده خدایی افتادم
حدودا 2 ماه پیش بود بارداری خارج از رحم داشتم و یه شب بستری شدم بیمارستان
اولش تو بخش زایشگاه بودم تا قبل منتقل شدن تو بخش زنان
یه خانمی بود میخواست زایمان کنه و اصلا همکاری نمیکرد و فقط داد میزد و میگفت سزارینم کنین اما هیچکدوم از پرسنل اهمیت به حرفش نمیدادن و میگفتن نمیشه
خلاصه من منتقل شدم بخش زنان و اتاق ایزوله،چون قرار بود آمپول متوترکسات بزنم و نباید کسی دورم می‌بود واسه اینکه سیستم ایمنی بدن رو پایین میاره
خلاصه افتادم 2 شب بود اومدن بیدارم کردن و گفتم باید بری اتاق عمومی چون یه خانم میاد که زایمان کرده و خطرناکه شرایطش و نباید با بقیه مادرا یکجا باشه
گفتم چشه مگه؟
گفتن hpv داره که بدنش پر شده
صبح دیدم اااا این که همون خانمه که زایمان نمیکرد
نگو بنده خدا میدونست همچون مشکلی داره که قبول نمیکرد طبیعی زایمان کنه و آخرم مجبور شد طبیعی بیاره
اینجا واسه من جای سواله مگه نمیگن هر کی hpv داره باید سزارین بشه چون احتمال زیاد حین زایمان طبیعی چون صورت و بدن بچه برخورد داره با ضایعات آلوده میشه
چرا سزارینش نکردن؟؟
مامان یاسین مامان یاسین ۲ سالگی
سه روزه از سردرد وحشتناک دارم میکیرم 😭😣
علی الخصثص امروز
صبح پاشدم قرص میگرن با استامینوفن کدیین خوردم
خوب نشد خیلی شدید بود دیگه نمیتونستم تحمل کنم
به همسرم گفتم یه آمپول مولتی خارجی با آمپول دگزامتازون و متورولاک و اپوتل و اندانسترون ریخت تو سرم بهم وصل کرد ، یعنی بگم یه درصد بهتر شد نشد
ظهر رفتم سرکار همکارم بهم پتدین زد باز فقط سرگیجه گرفتم و سرم سبک شد ولی سردردم خوب نشد
دوبارع ساعت ۵ یکی آمپول پرومتازین زدم بازم خوب نشد
( نگید ضرر دارم خودم کاملا میدونم دارم خودمو به فنا میدم ولی خیلی غیرقابل تحمل بود دردش ، یعنی میتونم بگم از درد سنگ کلیه و سزارین که شدم بدتره )
اومدم خونه همسرم رقته بود سرکار گفت کاچی درست کردم بخور
اینو خوردم پنج دقیقه بعدش خوب شدم
یعنی خوب خوبااا . هیچ اثری ازش نموند
تا حالا تو سردرد کاچی نخورده بودم چون میگفتم شیرینه بدتر میشه ولی شبی همسرم دزست کرده بود برای پریودیم گفت بخور لااقل درد و خونریزیت کمتر بشه دیگه سرت از این بدتر که نمیشه
خلاصه نمی‌دونم چی میشه ، میخواستم خودمو بکشم از درد ، سرکار یه عالمه گریه کردم اینا گفتن برو استعلاجی ولی اگه میومدم خونه بچم منو با این حال میدید گناه داشت 🥲
صبح هم هی میومد سرش رو میذاشت رو پام گریه می‌کرد 😞🥺