۱۰ پاسخ

خیلی درکت میکنم عزیزم منی که امشب عروسی دعوت بودیم ولی چون انقد کناره گیر شدم اصلا حوصله مردمو ندارم نرفتم و شوهرم تنها رفت. ازین که اینایی که سنشون ازم کمتره و بعد من ازدواج کردن الان بچشون بغلشونه من برم اونجا بشینم که چی بشه به همسرم گفتم من بیام اونجا بیشتر غصه میخورم تو خودت تنها برو

عزیزم من متاسفانه دوبارسقط کردم بچه ام ندارم ۳۶سالمه منم به‌ خاطر بچه همیشه حیران سرگردانم

از امام حسین بخواه🥲 من ازش خواستم داد

یروزی میرسی ب اون چیزی که میخوای ی روزی که فکرشو نمیکنی من خودم شوهرم میگفت تو هروقت حامله شی سقط میشه تاالان نشده دیگه نمیشه این بار نشه دیگه نمیخوام ولی شد برا همین بت میگم میشه نترس🥺

انشاالله که امام رضا خودش بهت نظر کنه . بسپر به خدا خودش بهترین زمان ممکن بهت میده .. بعضی وقتا با خودم میگم حتما هنوز لیاقت مادر شدن رو ندارم که خدا بهم نداده پس سعی مو میکنم که آدم بهتری بشم ....

چند سال بچه میخوای

عزیزم اینا ایطور میگن ذوق نمیکنن که قلب ما نشکنه منم بعد س سال بی بی چک مثبت مثبت رو نشون شوهرم دادم ب جا اینکه بغلم کنه دراومد گفت تا آزمایش ندادی امیدوار نشو و بعدا فهمیدم برا خودم گفته که نخورع تو‌ذوقم مردا همینن
بی بی‌چکتو دیدم هاله داره حسم میگه بارداری🥺😍میخوای فردا یکی دیه بزنی؟

شوهرمنم میگه تا نیاد بغلم دیگ باورم نمیشخ واقعا همش توذوقمون خورد انشالله که باشی و خدا برات نگهش داره و دلتون شاد شه عزیزم

الهی 😭😭ناراحت نباش خدا بزرگه منم ۳تا سقط داشتم

بچه نداری مگه چند ساله

سوال های مرتبط

مامان معجزه کوچک‌من✨ مامان معجزه کوچک‌من✨ هفته چهارم بارداری
حس سرخوردگی که داشتم وصف نشدنی بود
حس ادمی که هردری زده به روش بسته شده و من فکر میکردم دیگه خب این راهم جواب نداد من دیگه هیچوقت باردار نمیشم و...
افسردگی شدید گرفتم و گفتم دیگه سراغ درمان نمیرم
دیگه بیخیال شدم گفتم دیگه برام مهم نیست...
اما خب بازم ته دلم یچیزایی قلقلکم میداد که برم سراغش دوباره...
گذشت تا بعد عید رفتم مشتاق دیگه شهرک سلامت نرفتم اونجا گفتم ی نوبت از هردکتری که بود بگیرم قبلش گفتم خدایا دکتر وسیلس دیگه بهش رسیده بودم تهش خدا هراتفاقی که بخواد رو تو زندگیت رقم میزنه تلاش من برای برگردوندن تقدیر بی فایدست بذار از خودش بخوام که راه درستو نشونم بده...گفتم خدا اگه قراره به من بچه بدی دکتر که وسیله ایه یه دکتری سرراه من بذار که من باش به داشتن بچه برسم...
رفتم تو مشتاق به منشی گفتم خانوم من یبار تخمک کشی کردم همه جنینام پوچ بودن توروخدا ی دکتر بهم معرفی کن که خوب باشه نمیدونم چی دید تو چهرم که گفت برو بعد از ظهر بیا پیش دکتر رفایی...
برام نوبت ثبت کرد و من رفتم تا ساعت ۳ که برم پیش دکتر رفایی..
درانتظارنی نی✨ درانتظارنی نی✨ قصد بارداری
خانمای اقدامی شاید حرف دل شما هم باشه🙂‍↔️⬇️
🫢این ماه اولین امپول ازادسازیم بود فک میکردم دیگه بار دار میشم با یک فولیکول خوب...
روز های اخر ازادسازی انقدر علائم داشتم حس میکردم باردارم
رفتم جوراب خریدم برا بچه گذاشتمش لای قرآن تمام وجودم حس میکردم باردارم و خداروشکر میکردم
وقتی پریود شدم انگار یه بچه از دست دادم انگار مرگ یکی از عزیز ترینام رو تجربه کردم خیلی دردناک برام انقدر قلبم شکست فقط اشک میرختم 🫠
نمی‌دونم چه حکمتی توش هست !؟
که خدا اینجوری قلبمو شکوند...
سه روزه نیومدم گهواره
امروز یکم اروم تر شدم حس میکنم هیچوقت قرار نیست مامان بشم.
شوهرمم نا امید شد گفت دیگه نمیخاد بری دکتر
یه جوری از خدا دلگیرم فقط ازش دلیل میخوام!امامی نبوده تو این مدت بهش التماس کنم🫠👀
من که دیگه رها کردم و دیگه تلاشی نمیکنم
از وقتی رها کردم انگار جسمم و روحم ازاد شدن 🙂‍↔️🫧
ادما میگن امید ادم و زنده نگه میداره!
ولی من میگم امید ادم و میکشه امید به ادما،امید به خدا،امید به هر چیزی ، چون همه یه روزی نا امیدت میکنن همون بهتر امیدوار نباشی ...
من که پرونده بارداری و بستم
این دنیا ی نرسیدن هابه کسی وفا نکرده یه موجود بیگناه و به خاطر خودخواهی خودم به دنیا بیارم
فکر میکردم اگه مامان بشم چون خودم سختی کشیدم براش بهترین مامان میشم ولی نشد طبیعت دست به دست هم داد تا من دست بکشم
شب بخیر🥱🌜




بارداری پوشک بارداری نوزاد بارداری پوشک بارداری پوشک بارداری نوزاد