۲۰ پاسخ

طبیعیه من یادمه خودم بچه بودم مامانم یه روپشتی داشت عکس یه زن روش بود انقد ازش میترسیدم به مامانم میگفتم فقط اینا رابردار

یه چراغ خواب سفید بزار تو آشپزخونه بچه شاید چیزی تو آشپزخونه به چشمم ترسناک میاد دقیقا من کوچیک بودم از یه چیزهایی میترسیدم که الان برام خنده داره حتما آشپزخونه رو یه چراغ کوچیک روشن بزار ترسش بریزه

شاید چون آشپزخونه کامل توی دید نیست میترسه فکر میکنه از اون پشت چیزی میاد. چون بچه ها از جایی که دید نداشته باشه میترسن مثلا پسر من توی اتاق ها تنها نمیره هرجا من میرم اونم میاد چون جلوی چشمم نیست تنها نمیره میترسه

بهش نگو نترس اینجوری طفلی بچه علاوه بر ترس حس تنهایی ام میکنه حسشو معتبر بشمر بهش حق بده بگو میفهمم منم بچه بودم میترسیدم من کنارتم ولی اینو بدون همونجور که ما بی اجازه خونه هیچ کس نمیریم هیچ موجودی ام بی اجازه خونه ما نمیاد یا یه عروسک بهش بده بگو بغلش کنه و بخوابه و بگو عروسکت نمیخوابه و تا صبح ازت مراقبت میکنه تو راحت بخواب

پسر منم از تاریکی میترسه موقع خواب یه لامپ روشن میزاریم وقتی خوابید خاموش میکنیم به نظر من تراز تاریکی طبیعیه من خودم بااین سن میترسم باید سعی کن قبل خواب براش کتاب بخونی باهاش حرف بزنی و هواسش رو از تاریکی و هیولایی که میگه پرت و دور کنی تا فکرش بره سمت چیزای دیگه

یه روانشناس میگف نگید هیولا وجود نداره بگید ممکن هس از بضی چیزا بترسیم درصورتی ک وجود ندارن،اینجوری بیشتر حس درک شدن داره
من دخترم یه مدت اینجور شد براش چراغ خواب ک سقف میشه پرستاره روشن کردم و گفتم ستاره ها اینجا مواظبمون هستن دیگه تاریک هم نمیشه، دیگه عادت کرد ب چزاغ خوابه

دختر منم تنها نمیره حتی از پذیرایی تو اتاق میگه یکی میاد مارو میخوره

مشکل از اشپزخونه نیست مشکلش از هیولا ترسیده حتما یکی ترسوندتش پسرمم چند پیش گفت تو این اتاق نمیخوابم از دیوار الان دایناسور میاد گفتم دایناسور کجا چیزی نیست گفت پس چراغ خاموش نکن میترسم نگو پسر عموش ترسوندتش یبارم بهش گفته تو کمد دزده و از کمد میترسید

تو این سن زیاد رویا پردازی میکنن . به حرفاش گوش بده بعدش بگو ک منم همسن تو بودم تصور میکردم هیولا هست و میترسیدم ک همدلی کنی باهاش هم تخلیه ذهنی بشه بچه بعد اینکه قبل خواب ی بازی راه بنداز بگو بیا ببینم دوس داری امشب چ خوابی ببینی مثلا من دوس دارم خواب ی خونه شکلاتی ببینم و... .
طرفای عصر یا شبم میتونی برقارو خاموش کنی چراغ قوه بدی دستش یکم بچرخه تو خونه یا اتاقی ک ببینه وسایل و همه چی سرجای خودشه(اینو با کسری انجام دادم شبا برق خاموش باشه پامیشه راه میره نمیترسه 🦦.)

بهش نگو هیولا وجود نداره. اصلا دربارش حرف نزن اگه چیزی گفت هم بگو یعضی هیولاها مهربونن.
و تا جایی که می تونییی دائم بهش بگو من حواسم بهت هستا. نه با استرس، با مهربونی.
تنها راه حلش همینه.
بگو حواسم هست، با هیولاها مبارزه می کنم. نگات می کنم و...

نکاه انمیشن داینوسپ اسمش اوف یادم رفته ببینه اثر داره پسرمناونودیده میگه بالای دایناسور گفت از تاریکی نترسیم یکم بهتر شد شاید رووسر شما اثرکنه

دختر منم اینجوری..نصف شب بلند میشه برق اتاقو روشن میکنه

خب از هرجایی که میترسه برق اونجارو روشن بزارید

از بچگی باید عادتش میدادی به شبهای تاریک ما چراغ خوابم روشن نمیکنیم تاریکی مطلق

خودتون ترسوندین یا کسی ترسونده؟؟

کی بهش گفته هیولاهست

دخترمنم میگ روشن باشه منم لامپ اتاق خواب روشن میذارم ک نترس

آره آشپزخونه ترسناکه... کی درمورد هیولا ترسوندتش؟

پسر من میگه برق رو خاموش نکنید حالم بد میشه😄😄😄
به نظرم حساسیت نشون ندید خوابید برق رو خاموش کنید کم کم از سرش میفته

خوب لامپ آشپزخونه رو روشن بذار دختر من ک از هیچی نمیترسه تو تاریکی تازه بلند میشه راه میره برا خودش ولی بچه هاباهم فرق دارن ی مدت ب دلش راه بیا تا خوب بشه

سوال های مرتبط