۲۰ پاسخ

آفرین دقیقن باهات موافقم بارداری خیلی دلشوره استرس داره تا اینک بچه بغل خودت باش تا تو شکمت

واقعا

من هم توی بارداری هم الان ک زایمان کردم باهات موافقم، بچه ک بدنیا میاد خستگی جسمی و روحیت زیاد میشه ولی استرسی ک داری کمتره چون توی بغلته دیگه، ایشالله بسلانتی زایمان میکنی عزیزم، من الان دلم برای تکوناش وقتی تو دلم بود تنگ شده🥲

به نظر منم همینه،این چند روز که دنیا اومده با تمام سختیاش خیالم راحته ❤️

هنوز بچم کوچیکه ولی بله توی این یک ماه حس میکنم بارداری خیلی سخت و وحشتناک بود
واقعا دلم نمیخواد تکرار شه

الهی امین ....نمی‌دونم بچه ی دیگه ای هم داری یا نه ولی بارداری سخته درست اما دنیا اومدن بچه سختتره میخواد بخوابه هی نگاش می‌کنی نفس می‌کشه
زردی داره قلبت کنده میشه
میخوان آزمایش خون اینا بگیرن همین
سیر نخوره میخوای بمیری از استرس
خدانکنه اب از دماغ بچه بیاد
برا واکسن زدن تب کردناش و... من که کلا با هر بیماری بچم قشنگ مبخوام‌بمیرم کلا مادر بودن سخته خیلی سخت ...حالا بارداری آدم بچشو دوست داره ولی وقتی دنیا میاد انقددد این حس مادرانه شدت داره که نگو

بارداری خیلی سختتره.
به دنیا بیان لااقل جلو چشمتن

بچه دوممه کاملا موافقم

منم دقیقاا موافقم هرروز استرس و اضطراب از نظر بقیه زود میگذره و انگار طرف فقط باردار شده و تمام نمیدونن چه استرس و درد هایی داره تحمل میکنه.

دقیقا

از لحظه ای که مادر میشی تا آخر عمر این استرس دیگه همراهمون هست هر لحظه به یه صورت

دقیقا منم موافقم باهاتون
حداقلش بیرون میبینیش میفهمی اگه مشکلی چیزی داشته باشه ن استرس بکشی وای تکون نخورد وای زیاد تکون خورد

کاملا درسته . بیاد دنیا به امید خدا بذار شب نخوابی . گریه کنه . گرسنه باشه برا همش راه کار هست این استرس بارداری پدر آدم رو در میاره .مخصوصا کسی که تجربه تلخی از بارداری داشته

وای موافقم از همه کارت میمونی صبح تا شب درد و استرس بعد وقتی بیرونه میبینیش اون توئه نمیدونی چرا تکون نمیخوره چرا در گنجه بازه چرا دم خر درازه 😂😂😂😂

موافقم

اره واقعن منم موافقم راضی ام بچه داری خونه داری کنم اما این استرس دردی که دست پام داره رو نکشم

دقیقا همینه

الهی آمین♥️

موافقم حداقلترین مورد اینه ک اون موقعه سر بدن خودت هم کنترل داری

دقیقا منم با حرفات موافقم خیلی دروان پر استرسیه واقعا کسی هست که بیخیال باشع؟

سوال های مرتبط

مامان آوا🧚🏻‍♀️🤱🏼🩷 مامان آوا🧚🏻‍♀️🤱🏼🩷 ۴ ماهگی
خواهرشوهر من یه پسر ۱۲ ساله داره. این بچه خیلی تنهاست همبازی خیلی نداره همش قاطی بزرگترا بوده. ❌کلا با من خیلی خوبه هر جا تو مهمونی باشیم میاد پیش من.
از وقتی من باردار شدم و فهمید اولش عکس العمل بد داشت که چرا یه نوه دیگه اضافه میشه بعد اومد به من گفت زن دایی ببخشید من حسودی کردم اون روز.
حالا از وقتی باردار شدم خیلیی بیشتر به من میچسبه تو مهمونیا از کنار من تکون نمیخوره سر سفره و همه جا پیش منه هوامو داره ولی کلا به خاطر اینکه مامان و باباش برای بزرگ کردن این بچه وقت نذاشتن عصبی هم هست پرخاش میکنه گاهی به بقیه.

مادرشوهرم خیلی این نوه ش رو دوس داره یعنی خیلیااا. وقتی میبینه پدر و مادرش نمیبرن بچه رو بیرون بهش اهمیت نمیدن یا میبینه بچه بهم ریخته ست تا سر حد مرگ حرص میخوره از دستشون😕 به بقیه مخصوصا پدرشوهرم انتقال میده افراط گونه نوه ش رو دوس داره.

من نمیدونم وقتی این بچه میاد به من میچسبه چیکار کنم !؟ که ناراحت هم نشه ؟ چون سن حساس هم هست داره میره تو‌بلوغ

یه نوع adhd داره البته به گفته خواهرشوهرم ولی من این رو احساس نمیکنم.

فقط احساس میکنم اون طور که باید دل به دل این بچه نمیدن و گاهی جلوی جمع بهش میپرن که نتیجه شده این