۶ پاسخ

فقط شنیدن ورد شدن از نظرات بیخودی نشون دادن که حرفت مهم نبود

مادرشوهرت بهش نمیومد این مدلی
یا تو سانسور می‌کردی
بدم میاد فک می‌کنن خودشون از مادر دلسوزترن

من روزای اول شیر نداشتم بعد خواهر شوهرم مثل اززئیل رو سرم بود و همش می گفت بخور بخور ۲ساعت دیگ باید شیربدی منم همش گریه می کردم فقط ی بار شوهرم دید و گفت اصلأ بهش شیرخشک میدم چرا ب زنم فشار میاری ولی چ فایده بازم همون کار رو ادامه داد خونه خودشون نرفت هیچ منم ب زور برد خونه باباش بینهایت دلم تنهایی می خواست کاری کردن نتونم با بچه م ارتباط بگیرم خلاصه کاش بعضی ادما درک داشتن

وااااا چقد بیکارن به اونا چ ربطی داره اخه که بچت شیرخشک میخوره یا نه خداروشکر ازین آدما اطرافم نیست.

وای مادرشوهر منو انگار میگی
اینقدر از الان برا بچه داره نسخه میپیچه هرچی هم باهاش کل کل میکنم بدتر‌میشه
حالا قراره بچه‌رو قنداق سفت قدیمی کنه هرچی میگمش راضی نیستم میگه چرا باید بذاری تا چهل روز قنداقش کنم
منم فعلا چیزی نمیگم تا ده‌. روز دیگه که بچه دنیا اومد‌خواست قنداق کنه یه دعوای بزرگی راه بندازم گمشه بره

بیخیال بابا
مادرشوهر منم اوایل میگفت من به شوهرت دو سال و نیم شیر دادم
تا بعد مشخص شد همسرم 9 ماهه بوده، برادرشوهرمو باردار میشه از یکسالگی بهش شیر گاو میداده

سوال های مرتبط

مامان زبل خان 😋😍 مامان زبل خان 😋😍 هفته سیزدهم بارداری
دوست دارم اینقدر گریه کنم تا هلاک بشم برا بچه اولم زایمانم اصلا خوب نبود هم درد طبیعی کشیدم هم سزارین از لحاظ روحی داغون شدم براهمین نتونستم خودم شیر بدم به بچه م شیرخشکی شد برا این زایمانمم سینه هام پر شیره ولی بچه م سینه م رو نمیگیره چون هم خیلی درشتن و نوکشون داخله و پهنن خودم بابت این موضوع داغونم از همه طرفم تحت فشارم هرکی به من زنگ میزنه میگه خوب اینو که دیگه شیر خودت رو بهش میدی شوهرمم رفته یه شیشه شیر با شیر خشک گرفته با من دعوا میکنه که تو به خاطر حرف بقیه گرسنگی میدی به بچه م دیروز از صبح تا شب مامانم پیشم بود نمیدونستم چه طوری شیرخشک بدم به بچه م که سرکوفت نشنوم هنوز مستقیم با سرشیشه بهش شیر ندادم با قطره چکون بهش شیر خشک میدم با شیر خودمم با دست میدوشم با قاشق بهش میدم میگم ناامید نشم شاید فکش قوی تر شد سینه م رو گرفت شوهرم که اصلا همکاری نمیکنه باهام میگه حتا کلاس ها شیر دهی هم نمیبرمت تا شیر خشک هست نیازی نیست خودت با بچه رو عذاب بدی یعنی مهمونی میخواد برام بیاد لرز میگیرم که چه طوری میخوام جلوش شیر خشک بدم به بچه م بدون اینکه سرکوفت بشنوم کاشکی یاد بگیریم داخل زندگی همدیگه دخالت نکنیم چون هیچکس دلسوز تر از پدر و مادر برا پاره تنشون نیست 😢