پسرم میره مهد اونجا بازی ورزش کاردستی شعر حفظ میکنه ولی هرروز که میخواد بره هی پشت سرهم میگه بیای دنبالم ها، دیر نیای زودزودزودبیا، صبا موقع رفتن تو حیات مهد بغض میکنه اشک میاد بغلش میکنم شب موقع خواب کلی باهاش حرف میزنم که چی اذیت میکنه ک مهد میری گریه میکنی میگه دلم براتون تنگ میشه، قبل از رفتن مهد هم باباش سرکار جای دور میرفت گریه میکرد بغض میکرد ک دلم براش تنگ میشه میگفتم زود میاد و کلی حرف میزدم تاحالش خوبشه، حالا یه هفته ک میره مهد صبا گریه میکنه، منم شبا براش توضیح میدم حالش خوب میشه یکی دو بار گفت دلپیچه دارم (گلاب بروتون) سهال بود گفتم چیشده از مربی مهد پرسیدم و قبلش پسرم گفت یه پسره تومهدهی میگه بیادوستشیم پیش دبستان اون. گفتم نمیام دستمو تکون تکون داد، ب مربیش گفتم گفت پسره بیش فعالی داره من یکاری میکنم پیشش نره ، اونروز پسرم حالش خوب بود، حالا دیگه پسر کاری نداره ، مربیش گفت پسرت حساسه با3نفردوسته منم کاریش ندارم ک بزور بگم نقاشی و خمیربازی کن و اینا میزارم ب میل خودش یکم زمان میبره ارتباط بگیره کوچیکه هنوز، ولی بمرور درست میشه، چون سال دیگه پیش دبستانه گفتم بره ک خیلی وابستم نباشه مستقل تر بشه

شماهم بچه هاتون اینجوری بودن؟؟؟؟؟

۶ پاسخ

پسر منم با خوشحالی میره ولی همش میگه بمون اینجا که من ببینمت دلم برات تنگ میشه
منم یک هفتس تو ی اتاق دیگه میشینم تا عادت کنه به محیطش

عادت میکنه گلم اینکه خیلی دوس داره بره خودش یه پوئن مثبته
ببخشید من دخترمو نفرستادم پیش یک میشه شعرهایی که باهاشون کار میکنن بفرستی من میخوام تو خونه خودم با دخترم کار کنم

اره عزیزم طبیعیه
به مرور عادت میکنه
بعدش دیگه با گریه میبریش خونه و میگه نمیام😄
بچه میره مهد ما مادرا دیگه باید پی مریضی و انواع ویروسارو به تنمون بمالیم
ولی خوبیش اینه بچه با همسنای خودش وقت میگذرونه
من پسرمو از ۲/۵ سالگی مهد کذاشتم الانم پیش۱ میره

خب نمی‌دونم بنظرم فعلا نبرش یا صبوری کن احتمالا خیلی بهتر بشه

خوب شما میری اونجا میزاریش بعد میای خونه؟ ی دفعه تنهاش گذاشتیش؟

دختر منکه اگه بفهمه نمیمونم پشت در کلاس اصلا نمیره داخل و گریه
میخام بنویسمش مهد میترسم نره

سوال های مرتبط