۷ پاسخ

میشه از شال مبلت عکس بدی

ای جان بیش از حد گرماییه تحمل لباس گرم و پوشیدن های زیادو نداره مامان منم همینه تو برف مانتو میپوشه و آستین کوتاه میگه نمیتونم تحمل کنم

ببین اینا مشکلات حسی هست چون بچه های الان را خاک و اب و .. زیاد در تماس نیستن پسر من یک قطره اب رو لباسش بریزه جیغ و داد میکنه تنها کار همینه که بازیهای حسی باهاش بکنی و با جایزه و تشویق بهش بگی بپوشه بزرگتر بشن مشکل حسی حل میشه

هر بچه آیی یه جوریع من دیروز رفتم کاپشن بخرم برا رادمان قیمتا که از یه طرف دیوانه کننده بود اون هیچ راذمان هم همکاری نمی‌کرد میگه فقط هوای و پافر آخه بدون کاپشن که نمیشه آنقدر اعصابم خورد شد هیچی نخریدم برگشتم خونه

چرا سخت میگیری پسر من با شورتش میره ژیمناستیک لباسم هنوز گرمه سرد نشده گرمشه سردش بشه میپوشه

هر مشکل بچه رو با خواندن داستان هرچند خیالی میشه حل کرد...
وقتی آروم هست و قصدتون لباس پوشیدن نیست
از زبون دو تا از محبوب ترین عروسک هاش یه داستان تعریف کنید که یکیشون به اون یکی بگه من لباس گرم مناسب فصل نپوشیدم و سرما خوردم بعدشم ازپسرت کمک بخواه و بهش بگو بنطرت راه کار درست چیه و بهترین کار بنظرت چیه ؟!
اول بزار خودش فکر کنه جواب بده بعد شما از زبان اون عروسک خوب راهکار مثبت رو پیشنهاد بدید

احتمالا زیادی گرماییه. اگه زیاد مریض نمیشه گیر نده بهش. بعضی بچه ها بیش حسی لمسی دارن ولی تشخیصش با مشاوره

سوال های مرتبط

مامان علیرضا مامان علیرضا ۶ سالگی
سلام تقریبا سه روز قبل ، پسرم یکم تب داشت و دوبار پروفن دادم و خوب شد و خونه ی ما دوبلکس هست ، انگار حموم و اتاق ها بالاست و حال و پذیرایی و آشپزخانه پایین و بعد من تو حال بودم و قرار شد پسرم بره حموم با باباش و لباس هاش رو خودم پسرم آماده گذاشته بود که از حموم اومد بپوشه و بعد بخاری اتاق هم خاموش بود و سرد برو اتاق ها و بعد که حمومش تموم شد ، همسرم حوله رو تنش کرده بود ولی لباس هاش رو هم داد دستش که بیاد پیش من و بعد تا اومد پیش من ، سردش بود و می‌لرزید و سریع گذاشتم جای بخاری و گفت اخیش گرم شدم خیلی سرد بود و بعد دیگه خشک شد و گرمش که شد ، لباس ها تنش کردم و همسرم از حموم اومد و صداش کرد که بره موهاش رو خشک کنه و انگار پسرم رکابی تنش بود با شورت و شلوار ولی هنوز هودی نپوشیده بود و بهش گفتم بپوش و بعد برو و گفت میرم بالا و می‌پوشم و بعد دیدم اومد پایین ولی نپوشیده بود و گفت یادم رفت و اومد جلوی بخاری نشست و گفتم خوب برو بیار و پسرم گفت بزار گرم بشم و بعد میرم میارم و بعد یه ربع بالاخره رفت و آورد و تنش کردم و بعد دیگه براش آب پرتقال گرفتم و خورد و اومدیم بالا و دستشویی رفت و گرفت خوابید
فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری
مامان علیرضا مامان علیرضا ۶ سالگی
سلام
تا با توجه به سوال قبلم ، همسرم دید ناراحتم و اعصاب ندارم ، گفت بیا سرویس بگیریم براش ، بالاخره روز به روز شکمت بزرگتر میشه و سختت میشه و هوا سرد بشه تو زمستون و یخبندان بشه ، چجوری میخوای ببری و بیاری و امسال هم پیاده ببری و بیاری ، سال دیگه باید با سرویس بره ، پس بیا از الان بگیریم و عادت کنه و منم فوقش تا آخر اسفند می‌تونستم ببرم ، چون زایمان ۲۲ فروردین زده و دیگه زنگ زدیم و گفت ماهی ۸۰۰ تومن ، حالا الان چون چیزی نمونده تا آخر ماه ۲۰۰ تومن بدین ولی از ماه دیگه ۸۰۰ تومن هست و بعد گفت کلاس کدوم معلم هست و گفتیم فلان معلم و گفت از اون کلاس ۲ یا ۳ نفر سوار میکنم و دیگه به مدیر شون هم خبر دادم که سرویس گرفتیم و از این به بعد سرویس میاد دنبالش و همین طور میارش پیش دبستانی ، چون به هیچ کسی جز خودم بچه رو تحویل نمیدن حتی شوهرم و باید خودم به مدیر اطلاع بدم
حالا پسرم هم خوشحاله که با ماشین میره و میاد و دیگه پیاده نمیره ، آخه میگه خسته میشم و حوصله پیاده رفتن ندارم ، چون با ماشین همه جا رفتیم و یا شوهرم بغلش کرده و یا مسافت خیلی کوتاه پیاده رفته ، الان دوست نداره پیاده روی
حالا من عذاب وجدان گرفتم ، با خودم فکر میکنم که وظیفه ی من بوده که ببرم و بیارم و کوتاهی میکنم تو حقش
فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری