۱۷ پاسخ

واقعا براش متاسفم
خیلی بیشعور تشریف داره

چرا گذاشتی بره؟ زایمان گرده نیاز به استراحت داشته؟
یا باردار بوده خسته شده نیاز به استراحت داشته؟

ازین جهتم نگاه کن ک مردا هیچ درکی از شرایط زنا ندارن شاید واقعا بلد نیست اینجور موقع ها چطوری باید رفتار کنه سعی کن با مهربونی قلق شوهرتو پیدا کنی بهش بگی ک این روزا تو بیشتر از هرکسی به اون نیاز داری اونم اولین باریه ک داره پدر میشه تا راه بیوفتید طول میکشه عزیزم اینجا کسی دلش به حال زندگی تو نسوخته که خواهر من میان بدتر پرت میکنن اوقاتتو تلخ میکنن خدایی نکرده سر هیچ و پوچ زندگیتو از دست میدی تو بهتر از هرکسی شوهرتو میشناسی اگر ادم بی مسئولیتیه سعی کن بیشتر ازش بخوای کنارت باشه اگر ادم خوبیه مرد خوبیه اذیتت نمیکنه خب این سفرو ب خوبیاش ببخش بگذر

واقعا متاسفم براش
مرد بی درک وفهم

خیلی شرایطتت سخته عزیزم
اما من اگر بودم نمیزاشتم بره
الانم ک رفته زنگ میزدم میگفتم از پس بچه ها بر نمیام و برگرد

حالا که رفته کاریش نمیشه کرد برگشت بگو یه هفته رفتی سفر نوبته منه از حقت نگذر ضعیف نباش بچه ها هیچیشون نمی شه بگو می خوابم خودت کارهاشون رو بکن چند ساعت بخواب

بهش اصلا زنگ نزن حالش بپرسی
زنگم زد جوابش نده بگو در گیر بچه هام
اومدم هم محلش نده
یعنی چی رفته مسافرت تو این اوضاع
ما از پس یکی بر نمی‌آیم خدا به تو توان بده گلم

وای باورم نمیشع😐😐

شوهرت خودش باید میفهمید که الان وقت سفر نیست اونم مجردی ... حالا ک دیگه رفته هرچی دعوا کنی و خودتو اذیت کنی بی فایده اس چون کاری ک نباید میشده شده بنظر من اصلا نقطه ضعف بهش نشون نده که بعدا هی از این طریق اذیتت نکنه بجاش بهش عذاب وجدان بده بگو بچها مریض شدن (دور از جونشون) یا بگو بالا میارن همش باید ببرم دکتر پول بریز یا بگو تب کردن من الان دست تنها چیکارکنم این مدلی کوفتش کن 😊
بعدم نشین غصه بخور پس فردا هزارتا درد و مرض بگیری توام تونستی دوستی دختر خاله ای کسیو دعوت کن خونت هم کمکت کنن هم روحیت عوض شه اگرم تونستی خودت برو اینور اونور نشین تو خونه حرص بخور

پارش میکردم😂🤤شوهر من ی جمعه دوساعت رف کوه انقد بی محلی کردم

اصلا نه زنگ بزن نه پیام بده موقع اومد جرش بدع ناراحت نشی اجی ولی خیلی‌ بیشعور که تورو تو این شرایط سخت تنها گذاشت رفته

کسی بخواد کاری بکنه هرچقدر هم مقاومت کنی و اجازه ندی کار خودش رو می‌کنه مادر شوهرت باید به پسرش می‌گفت تو این شرایط نباید تورو تنها بزاره با دو بچه کوچیک اصلا عقل خودش نمی‌رسه دلش مسافرت میخواست با خودت باید می‌رفت تا یکم حال وهوات عوض شه مثلاً تو زایمان کردی اون هوس شمال کرده

بی درک و فهمه چقد مگ اونا فقط بچه توان

وقتی اومد جرررش بده

نباید می‌رفت ولی حالا که رفته دیگه ب دهنش زهر نکن ولی تا اومد بهش بگو دیگه بدون ما مسافرت نرو خیلی سخت دست تنهام نمیشه بچه نگه دارم

من بودم عمرا اجازه میدادم بره، اونی که به مسافرت نیاز داره تویی عزیزم اونم بعد از یه بارداری سخت که کلی بهت سخت گذشته، الان چه فشاری به اون اومده که الانم پاشده رفته مسافرت

چجوری انقد آرومی چرا اصلا گذاشتی بره
من شوهرم رفته سرکار انقد بهم ریختم که نگو چه برسه به اینکه بره سفر

سوال های مرتبط

مامان بهشت🤍🌸 مامان بهشت🤍🌸 ۱ سالگی
یک ماه پیش اینجا گفتم اگه نتونم شرایط روحیمو کنترل کنم حتما میرم پیش مشاور…
الان که یک ماه گذشته حال روحیم خیلیییی بهتر از قبل شده نمیگم عالی اما هشتاد درصد بهتر شدم…
درک و همراهی همسر و خواهرم خیلی کمک کننده بود تو این راه…
درسته که مادر خوبی نداشتم و وجودم پر از زخم و آسیبه اما به جاش خدا بهم یه خواهر مهربون و همراه داد که جبران داشتن مادر خودشیفته شد💚
من خجالتو گذاشتم کنار و تمام حس هایی که داشتم رو بدون سانسور با خواهر و شوهرم در میون گذاشتم و اونام برام سنگ تموم گذاشتن …💕
بیرون رفتن خیلی بهم کمک کرد یه تایمایی شوهرم بچه رو نگه میداره من تنها یا با خواهر و خالم میرم بیرون … یه وقتایی خواهرم نگهش میداره با شوهرم میرم بیرون…
شیر دادن شب رو نوبتی کردیم و این کمک کرد من حداقل چهار ساعت خواب مفید رو دارم… هفته ای یک شب هم خواهرم میاد نگهش میداره من و شوهرم کامل تا صبح میخوابیم… تایمایی که بچه خوابه من کارای مورد علاقمو انجام میدم به جا غصه خوردن😅 مثلا کتاب میخونم یا اشپزی میکنم و…
و یکی از چیزایی که خیلی کمکم بود کتاب مادر کافی بود…🤍