منم ماما همراهم خانوم سبابه هست فردا قراره زایمان کنم دعا کنید برا منم 🥲💖
سلام خداروشکرزایمان کردی خداگل پسرت وسالم وصالح کنه چن روزتوفکرت بودم ک چی شد چکارشدی زایمان کردی یانه.ک الان دیدم پیامت رو که زایمان کردی بسلامتی
مرسی عزیزم از تجربیاتت گفتی 😍😍
انشالله خوش قدم باشه 😍
مگه ماما نداشتی؟
چرا دانشجو اومد بالا سرت؟
واییی زاییدیی مبارکهعع😍😍دست راستت رو سر مننن
مبارک باشه عزیزم😍
خداروشکر عزیزم که به سلامتی زایمان کردی انشالله زود نوبت منم بشه من امروز که ۳۷ هفته و۵ روزم هست برای دفعه ی دوم امروز معاینه تحریکی شدم ولی هنوز دهانه ی رحمم ۱ سانت بازه ببینم این دفعه جواب میده معاینه یانه
پارت ۹
بیمارستان بنظرم خوب بود رفتار پرسنل زایشگاه عالی بود همش ماساژم میدادن و اینا
پارت ۸
در کل از زایمانم راضی بودم تو فاز فعال ۲ ساعت و نیم طول کشید تا زایمان کنم
گاز بی دردی واقعا خوب بود
ماما همراه حتما حتما بگیرید و به حرفاش گوش کنید من برای اینکه واقعا همکاری کردم ..بخیه اصلا نخوردم و زود زایمان کردم
از زایمان طبیعی واقعا راضی بودم همچین غول ترسناکی ک میگن نیست
ایشالا همتون به سلامتی زایمان کنید❤️❤️❤️🫶
پارت ۷
بعد از چند تا زور واقعا پر توان و با تمام وجود ار دردی بود تموم شد انگار روح از تنم جدا شد بچه تو چند صدم ثانیه لیز خورد اومد بیرون انگار معلق بودم دیگه هر کاری میکردن رو حالیم نمیشد جفت هم اومد بیرون نمیدونم داشت دکتر چیکار میکرد دیگه بچه رو گذاشتن رو سینم غیر قابل باور بود 🫠🫠البته روش پوشیده بود اصلا ندیدمش بعد نمیدونم چقدر گذشت دکتر یه کارایی میکرد نمیدونم انگشت میکرد ولی اصلا درد نداشت بردنم رو تخت قبلی دراز کشیدم تا اخر فکر کنم ۴ یا پنج باری ماساژ شکنی شدم درد داشت ولی خب قابل تحمل بود بعد دکمه های لباسمو باز کردن نینی رو گذاشتن بغلم تماس پوست با پوست و رفتن دیگه ماما همراهمم اومد نینی رو گذاشت زیر سینم اونم فوری گرفت باور نکردنی بود هیچ دردی نداشتم
برش و بخیه هم نخوردم ماساژ پرینه هم قبلا انجام نداده بودم بهترین بخشش همینجا بود فقد دو تا بخیه کوچولو زد گفت یکم پافتش نازک شده اونارو هم الان اصلا حس نمیکنم
گاز بی دردی چجوریاس؟ خودشون میارن یا باید تقاضا کنیم؟
پارت ۶
گفت هر موقع حس زور داشتی زور بزن باز این قسمت بهتر بود چون حس زور داشتم زور زدن باز از نگه داشتنش حس بهتری بود فقد باید با تمام توان زور بزنیفقد اوجش یکم حس کشیدگی داشتم بعد یه مدت بردنم بالای تخت زایمان میگفت فقد زور بزن میخواستم جیغ بزنم ولی نمیذاشت میگفت لباتو بهم فشار بده دیگه ناچار گوش میکردم به همه حرفاش
مرسی ک تحربیاتتو گفتی♥️
پارت ۵
درد ها همونطور بود ۳۰ ثانیه درد و ۲ دقیقه استراحت قسمت دردناکشم همونجا بود خیلی ماما همراه کمکم کرد خیلی راهنماییم کرد اگر نبود واقعا نمیدونم چه بلایی سرم میومد مخصوصا موقع درد ها ک نمیدونی چیکار کنی منو یه ساعت سجده کرد خیلی خوب بود گاز بی دردی هم آورد واقعا تاثیر داشت و یه ساعت خیلی خوب شد درد هام گاز خیلی خوب بود همش میگفت کمتر ازش نفس بکش تموم میشه ولی گوش نمیکردم خیلی حس خوبی بود 😂ماما همراه میگفت ما بهش میگم گاز خنده همینطورم بود مثل کزخلا میخندیدم😂😂ک یه ساعت تموم شد گازو ازم گرفت نامرد 😂تموم این مدت از ۵ تا ۸ سانت حس فشار شدید داشتم ک میگفت زور نزنی ورزش بهم میداد موقعی ک انقباض میگرفت ورزش های سخت تری میداد بیشتر دردم میومد ولی همینا تاثیر داشت سرش خیلی خوب تو لگن نبود ولی این دو دقیقه استراحت ها حالم رو جا میآورد اون ۳۰ ثانیه رو تحمل میکردم دوباره سجده ام کرد
پارت ۴
دیگه درد هام باز منظم شد شدتشون هم بیشتر ۳۰ ثانیه میگرفت که با تنفس قابل کنترول بود و دو دقیقه ول میکرد ک خیلی خوب بود چند باری تو اون دو دقیقه ها خوابم برد 😂خیلی حال میداد دیگه درد ها بدتر شده بود تو این بین هم چند باز معاینه کردن معاینه هاشون دردناک بود فقط 🥲تا رسید ساعت ۸ نیم و بلاخره این ۳ سانت شده بود ۴ تقریبا ۵ سانت و فاز فعال بعد اون خیل خوب پیش رفتم
پارت ۳
وقتی معاینه کرده بودن گفته بودن ۴ سانتی ولی وقتی مامای زایشگاه معاینه کرد گفت نه بابا ۳ سانتی خلاصه درد هام ۳۰ یا ۴۰ ثانیه میگرفت ول میکرد تا دو دقیقه کاملا قابل تحمل بود کم بود درد هام درد هام تو ۲۵ یا ۳۰ بود یکم ورزش کردیم با ماما دیگه درد هام اومد تا رسید تا ۶۰ و حتی ۷۰ ولی مامای زایشگاه اومد گفت شاید امپول فشار بزنم گفتم چرا گفت چرا نه زود تر زایمان میکنی ولی خب گفت بازم درد هات خوبه
۸ تا تو ۱۰ دقیقه باید میبود ۷ تا تو ده دقیقه بود ساعت ۶ شام آوردن منم نه نهار خورده بودم نه صبحونه درستو حسابی نشستم خوردم خیلی چسبید ولی بعد درد هام اومد باز رسید به ۲۵ 😩با هر ضرب و زوری بود اومدن امپول فشار زدن تا رسید به ۳۰ درسته درد امپول فشار بیشتر بود ولی بازم قابل تحمل بود ولی چون دراز کش بودم بدتر بود خدا خدا میکردم امپول فشار تموم بشه پاشم ورزش خیلی تاثیر داشت
پارت ۲
بعد لکه بینی داشتم همون بیمارستان دیگه زیاد تر شد بیشتر از لکه بینی گفتن ک برو اگه ادامه دار شد درد پریودی هم گرفته بودم بیا رفتم خونه دوبار دیگه هم خون اومد تا ساعت فکر کنم ۲ بود بعد زنگ زدم ماما همراهم خانم سبابه گفت چون ادامه دار شده برو بیمارستان منم گفتم یه دوش بگیرم نهار بخورم بعد برم دوش گرفتم هنو حوله تو تنم بود کیسه ابم پاره شد همینطوری مثل شیر اب میومد دیگه همسرم هول کرده بود فک میکرد چی شده ☹️😂فوری وسیله برداشتیم اونم نصفه نیمه رفتیم سمت بیمارستان خیلی بد بود همینطوری اب میومد ازم رفتم گفت بشین معاینه کنم معاینه کرد بعد گفت همکارام باید معاینه کنه حالا همکارش چی بود دانشجو دستشو کرد تو هیچی ام بلد نبود داشتم اذیت میشدم رسما کرده بودتم موش آزمایشگاهی خلاصه ول کرد بردن رگ بگیرن باز دورم پر دانشجو شد رگ پیدا نمیکردن ولی خب خوب زدن
از اونجا گفتن نمونه ادرار بده ک اب خوردم رفتم بیرون مامانم مادر شوهرم خواهر شوهرم شوهر خواهر شوهر م دیدم همه تو حیاط بیمارستان یکم نشستم دیگه اومدن دنبالم بردنم زایشگاه ساعت چهار دیگه تو اتاق زایشگاه بودم بعد فکر کنم کمتر از نیم ساعت هم ماما همراهم اومد
حکیم دیشب زایمان کردید ؟
چ دکتر خوبی ک گفت تا کی ممکنه زایمان کنی من باید از امشب شیاف بزارم ۳۸ هفته میزان هستم و تابه حال معاینه نشدم
با اپلیکیشن گهواره، هر هفته در جریان تغییرات و نیازهای کودکت قرار بگیر.
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.