خانما..بدون قضاوت باحرف های خوبتون کمکم کنید..
ازوقتی بامادرشوهرم اینابدجوردعواداشتیم....اونایی که جزودوستانم هستن میدونن چی ب چیه...
ازاون ب بعدکلااخلاقم عوض شد..نمیتونم جلوی خودموبگیرم بابچه هاتندرفتارمیکنم بااطرافیانم باکنایه حرف میزنم زودرنج شدم ازخانواده شوهربشدت منتفرم جوری که صداشون یاحتی حرفشون بشه دستوپاهام میلرزه دوست دارم ی چیزی بشکنم ..احساس میکنم فقط منم که این همه مشکل روحمل میکنم....شوهرم خیلی آدم بیخیالیه قراربودبریم ی جادیگه خونه اجاره کنیم منصرفش کردن اززندگیم خسته شدم اگه طلاق بگیرم بازم زندگیم مثل الان میشه چون زنداداشم فامیل مادرشوهرمه ..اخلاقشون یکیه ...اونام بامامانم زندگی میکنن منم بایدبرم اونجازندگی کنم کناراونا..وبازم حرفای مادرشوهرموبایداززنداداشم بشنوم ومن اصلادوست ندارم ازبودنم ناراحت بشن چون اونم عروسه مثل من نمیخام اونم مثل من عذاب بکشه ...
الان نمیدونم چطورخشمموفروکش کنم نمیدونم چطورخودموآروم کنم بدجورتپش قلب دارم نمیتونمم برم دکتر.نمیدونم چطورخودموآروم کنم..تاب اطرافیانم چیزی نگم ..ازخونم نمیرم بیرون بچه هام مجبورم میکنن برم چون کوجیکن دوست دارن بیرون بازی کنن ..خودمم انگاربین زمین واسمون
. معلقم..انگارآواره هستم الان که فصل سرماس بچه هام سردشونه نمیتونم بخاری نصب کنم احساس میکنم قراره جای برم انگارهمه چی موقتیه ..اانگاردیونه شدم اصلاهیچ چیز نمیتونه خوشحالم کنه فقط امروزپسرم رف پیش دبستانی اون خوشحالیمم فقط چندساعت بوددیگه به اونم عادت کردم..کمکم کنین راهکاربدین خواهش میکنم.
کولیک رفلاکس یبوست شیردهی گهواره

۸ پاسخ

عزیزم فقط خودتی میتونی به خودت کمک کنی
بعدشم تو باید مامان قوی برای بچه هات پاشی
سعی کن با نماز و قرآن اعصابتو آروم کنی
❤️❤️

شاید واست دعا گرفتن خونواده مادرشوهرت😵‍💫

سلام عزیزم حستو درک میکنم تو باز بهونه ات مادر شوهرته منم کاش مادر شوهرم اذیتم میکرد از عمق وجودم درکت میکنم ک میگی هیچ جا بهت خوش نمیگذره ایقد حالم خرابه تصورم این نبود از زندگی بعد از ازدواج کلن فکر میکردم خوبه نه اینجوری تنهاتر شدم کلن خیلی وقته نخندیدم من دیگه خودمو خط زدم فقط بخاطر بچه هامه

چرا نمیتونی بخاری نصب کنی
اینو متوجه نشدم
بصورت انلاین با روانپزشک صحبت کن
دارو خوبت میکنه

آهان تو همونی هستی،که تو روستا با خانواده شوهرت زندگی میکنی؟

همه ی ادما تو زندگیشون مشکل دارن تازه خیلی بدتر از مشکلات شما…خودت باید بخاطر بچهاتم که شده قوی و شاد باشی چون اونا به یه مادر قوی و شاد نیاز دارن نه یه مادر عصبی ناراحت….اگه اونارو دوس داری حالتو خوب کن یه دوست برا خودت پیدا کن باهاش دردودل کن رفت و امد کن تا حالت بهتر شه…

خب معلومه باید بری پیش روانپزشک و قرص بخوری
این افسردگی بعد زایمانه آدم با یه دونه قرص آروم میشه
چرا در حق خودت بچه هات ظلم میکنی؟
از خونه بیرون نمیتونی بری ویزیت آنلاین بگیر

روانشناس

سوال های مرتبط

مامان نیکان مامان نیکان ۱۶ ماهگی
واقعا خوشبحال اونایی که بچه هاشون میشینن با اسباب بازی بازی میکنن وابسته به مادر نیستن خیلی آروم و ساکتن یا حداقل اگه شیطون باشن گریه نکنن هرجا رو دوست داشته باشن به هم نریزن
واقعا از نوزادی پسرم هیچی نفهمیدم جز گریه و بغل کردن بغلی ام نیست چون بغل هرکسی نمیره فقط بغل منو دوست داره از صبح که پا میشه میزارم زمین که حداقل ی شیر درست کنم یا ی غذایی بخورم گریه میکنه تا خود شب کافیه فقط بزارمش زمین جرم میده انقدر گریه میکنه همین اخلاقش باعث شده من ی آدم عصبی بشم از بچه متنفر بشم احساس میکنم باید برم تیمارستان حداقل اونجا آرامش دارم شاید بگین شاید جاییش درد میکنه یا گرسنه یا پوشکش کثیفه نه هیچیش نیست شده خودم تا شب غذا نمیخورم ولی همه کارای بچمو میکنم بهش سه وعده بغذا با دووعذه میان وعده میدم دکترم میبرمش هیچیش نیست فقط دوست دارم شوهرمو بچمو بزارمو برم خیلی دوست داشتم ازدواج که کردم حداقل ی خورده خوشی کنم لذت ببرم از زندگی تفریح برم ولی حیف که با جلوگیری ام حامله شدم اینم شانس منهه بدبخته شما ام بچه هاتون انقدر اذیتتون میکنن؟😔😔😔