۱۰ پاسخ

خداقوتت بده من دارم ازجیش میگیرم سخته
ولا غول آخر این نیست بچه ها هرچی بزرگتر میشن مسائل بزرگتری دارن مادر بودن خیلی سخته کجای کاری خواهر کجای راهی ازمن بپرس که دوتادختر بزرگ دارم همیشه همینقدر کوچیک باشن راحتتری

عزیزم🥹ایشالله واسش راحت بگذره من دارم تدریجی میگیرم ولی ف نکنم بیخیال بشه خیلی سخته

اره ادم از مظلوم بودنشون گریش میگیره عذاب وجدان دارم میگم چرا جداش کردم شیرداشتم چرا ندادم امابعد میگم پسرم داره بزرگ میشه خوب باید ازشیرمیگرفتمش مادربودن سخته خیلی سخت

اخ عزیزم منم پسرمو ازشیرجداکردم اصلا فکر نمیکرذم بهمین راحتی کناربیاد چندان اذیتم نکرد فقط یه شب یکوچولو گریه کرد فقط رثزا نمیخوابه بدون شیرخوردن میبریمش باماشین میگردونیم خوابش میگیره میاریم خونه اماشبا خیلی راحت میخوابه جیگرم اتیش میگیره میگم چرا راحت ترک کرد انقد مظلومه ومعصوم ک گریم میگیره وقتی برای اولین بار گفتم ممه اووف شده دیگه دست کشید🥺🥺🥺

بطری نی داذ یا قمقمه های کوچیک بگیر بزار موقع خوابهاش بخوره بخوابه..من میخواستم کامل بگیرم مادرم و مادرشوهرم میگفتن نه.تا دو سال و نیم سه سال اینکارو‌نکن بزار با آرامش بچه بخوابه مشکلی هم براش پیش نمیاد چون شیشه و لیوانه.سینه قضیه ش فرق میکنه

بچه من فقط،یع شب اذیت کرد همون شبی که کلا بهش ندادم خیالت راحت اذیت نمیشه

دیدی گریه بی قراری کرد چیزی ک‌ دوس دارع بخوره بهش بده سه روز بگذره دیگه تمومه

نترس فردا قبل خواب پاستوریزه تو استکان بده بخوره ‌ . خودش خود ب خود از سرش میافته. نیکان منم امشب دهمین شبی هست که دیگه شیشه نمیخوره .
در طی روز ۳ تا استکان شیر میخوره. گاهی خودش میخواد گاهی خودم میدم .

دیروزم شیشه شو انداختم تو اشغالی . سرشو خودش پاره کرده بود یا دندون .
چقدددد گریه کردم تو آشپزخونه. به شیشه میگفتم مرررسی که همدم پسر من بودی 😭😭
قبلم براش پاااره میشه وقتی میبینم یکی یکی داره از دلبستگی هاش دور میشه .دارن مرد میشن دیگه .
غول مرحله آخرو گزاشتم واسه آخرای آبان . .بخاری روشن باشه راحته از پوشک گرفتن.

براش بطری نی دار بگیر با اون بهش بده

من تدریجی و با جایگزین بطری نی دار گرفتم خداروشکر برا جفتمون خیلی راحت گذشت ، اصلا یادم نیست اخرین دفعه کی شد

سوال های مرتبط

مامان دلسا مامان دلسا ۲ سالگی
بای بای شیشه شیر و شیر خشک 🤗👋🏻
دلسا وقتی که بدنیا اومد تا ۲ ماه ۱۷ روز شیر سینمو خورد و بعد از اون شیر خشک خورد👼🏻🍼🩷
همیشه دغدغه از شیر گرفتن رو داشتم که دخترم اذیت نشه تا اینکه دلو زدم به دریا و تصمیم گرفتم دلسا رو از شیر بگیرم.
قرار بر این شد تو روز شیر پاستوریزه بدم و شب قبل از خواب شیر خشک بدم.
روز اول : شیر پاستوریزه رو جوشندم و وقتی که ولرم شد داخل شیشه شیرش ریختم وقتی شیرش رو خورد طعمش رو دوست نداشت، به فاصله زمانی مجدد امتحان کردم دیدم لب نمیزنه و میگه عه عه🤭
و اینجا بود که دیگه قوطی شیر خشک و شیشه شیرهاش و فلاسک آبجوشش رو قایم کردم😉
من موندم و دلسا با یدونه شیشه شیر و شیر پاستوریزه 😬
شب که شد یکبار دیگه شیر جدید رو براش جوشندم و باز نخورد ، البته بگم ها تو طی روز غذا و میوه و خوراکی خورده بود. و تمرکزش به سمت غذا رفته بود.🥰
روز دوم : وقتی از خواب بیدار شد اصلا نگفت شیر میخوام با من قشنگ صبحانه خورد بعدش براش وقت گذاشتم باهم بازی کردیم دم دمای نهار غذاش رو خورد و بعد از یه ساعتی خوابش برد 😴
الان خداروشکر دو روزی هست که دختر قشنگم
شیر نخواسته💓