ناشکری نکن عزیزم خیلیا الان آرزو دارن جای تو باشن به دستاش نگا کن چقد کوچولوه آروم میشی بچن چیزی نمیفهمن این سختیام میگذره بچه هام بزرگ میشن
عزیزم بچه تا حدی حس شمارو هم می گیره یه بار وقتی اون در حال گریه ایناست شما آروم باش و عصبانی نشو سریع نگو وای باز شروع شد ببین چی میشه
🫂🫂🫂
من دارم جدا میشم شیش ماهه روز خوش نداشتم الان بابت اینکه یوقتایی برای بچم بخاطر اعصاب روانی که باباش گذاشته کم گذاشتم میگم شرمندتم درسته خستگیش زیاده ولی تو چجوری مادری هستی که لعنت میفرستی به یذره بچه به این فکر کن شاید تو بلد نیستی باهاش کنار بیای بچه از نوزادی باید کنار مادرش بخوابه نهایت توی تخت کنار مادر یادمه گفتی میذاریش تو اتاق جدا این بچه وقتی به تو میچسبه یعنی اون امنیتی که میخواد ازت نگرفته بغلش کن شده ساعت ها برچسب به این طفل معصوم نزن که مریضه چون فقط حساسیت داره وظیفته باهاش مدارا کنی به خودت بیا بههههههه خودت بیا بسههههههههه دیگهههه خیلیم سختته غر نزن برو بذارش بهزیستی میتونی؟ دلش داری؟ حاضری؟
بشین به این فکر کن که نباشه نمیخوام بهت احساس گناه بدم ولی داری یه بچه تربیت میکنی پرهههههه تروما یعنی چی همسن سالاش چین این چی هر بچه ای اذیت های خاص خودشو داره بهش باید حس امنیت بدی حق نداری باهاش بد رفتاری کنی بنظرم تو خودت روانت مشکل داره حتما برو مشاور همه هم اینجا فقط بهت میگن صبور باش ولی من اگه کنارت بودم با واقعیت خودت روبروت میکردم شک ندارم. از سمت مادرت محبت ندیدی که داری سره این طفل معصوم خالی میکنی خسته ای حق داری غرور لعنتیت بذار کنار از یکی کمک بخواه چند ساعت بچتو نگه داره تو استراحت کنی بری بیرون برو خانم روانشناس که یه بچه پر تروما تر از خودت تحویل جامعههه ندیییی
یه روزی بزرگ میشن و میرن دنبال زندگیشون اون وابستگی و چسبیدنه تموم میشه دلتون واقعا برای اون بوی تنشون تنگ میشه...همه ی ما خسته ایم مشکل بعضی از ما اینه که همراه و کمکی نداریم ...گاهی خسته و سرخورده میشیم
یه رپری زبونم لال حتی خار تو پاش بره خودتو هلاک میکنی براش هر چقدرم خسته باشی باز دلیل نمیشه اینطوری از جیگر گوشت بد بگی
من نمیدونم بچت چشه ولی یکی از دوستان اسم رفلاکس رو برده و خودت گفتی استفراغ میکنه یزد دکتر وجیهه مدرسی گوارش کودکانه عالیه تونستی ببرش
پسرت جونش درد میکنه ک همش نق و نوق داره بیچاره نمی تونه بگه کجاش درد میکنه خیلی اذیتی خیلی دست تنها بهت سخت میگذره حق داری ولی اون فرشته ی خدا خودش اذیته جونش درد میکنه ک نق میزنه وگرنه بچه ک یکسره نق نمیرنه بیچاره اون مادرایی ک بچه های اوتیطم دارن چی میکشن یه مامانی بود پسرش اوتیسم داشت بچش صبح تا شب گریه با صدای بلند میکرد اون ب اندازه ی تو خسته نشده بود و عاشق بچش بود یبار متن و خرف بد درباره ی بچش نگفت بچت خیلی گناه داره اونا بی گناهن ما خواستیم تا اونا بیان بچتم درد داره حتما
ماها هممون همینیم اینا هیچی سرشون نمیشه آیه قرانن
ناشکری نکن من چی بگم ک هیچکسو ندارم هیچکس بجز خدا بچه رو ی دکتر خوب بیر چکش کن کدوم شهری
عزیزم حق داری کم بودن استراحت و دست تنهایی این بلا رو برات میاره به نظر من هم برای اعصابت یه آرامبخش بخور و هم به دکتر پسرت بگو شربت برایخوابشبده که بخوابه من خودم سر پسرم اینطوری بودم رفتم دکتر بهم فلوکستین داد بهتر شدم بعدم الان برای دخترم قطره ملاتونین میدم که بخوابه هیچ ضرری هم نداره
استفراغ برای چی نکنه رفلاکس داره اگ داشته باسه نمیتونه بخابه عزیزم بیچاره تقصیری نداره
عزیزم خداقوت انشالله سلامت هردوتون خیرشو ببینی خدا توان بده این روزا زود بگذرن برات درکت میکنیم
فک نکن فقط بچه خودت اینجوریه منم همین مرحله رسیدم تقریبا سیرم از زندگی امروز از صبح تا شب نق زده و یه ذره چیزی خورده مغزم رد داده دیگه
اینطور حرف نزن میدونم خسته ای درک میکنم ولی ناشکری نکن هر وقت میخای اینطور تو ذهنت بگی ی لحظه دور از جونش ب این فک کن ک نداشته باشیش ببین میتونی اصلا ناشکری نکن ک خدای نکرده ی موقع خدا نخواد امتحان کنه ک خیلی سخته اومم گناه دهره دوس دارهدحالش خوب باشه ولی دست خودش نیس تا میتونی محبتش کن بغلش کن ببرش پارکی جایی ک هم اون خسته بشه هم خودت روحیت باز بشع
گلم حق داری من هم خستم ولی پاره تنمه.از لحظه ای که دنیا اومد بردنش nicu ده روز بستری بود با شکم پاره سزارینی ده روز پیشش بودم دقیقا ده روژ طلایی واسه خوب شدن و نقاهت ولی وقتی بچمو تو دستگاه لخت دیدم تمام دنیا رو سرن خراب شد.بعد 3ماه کولیک و رفلکس داشت هررر روز و شب و گاهی نصف شب با ماشین تو خیابون میچرخوندیمش منو همسرم تنهای تنها.بعد دیدیم زیاد داد و بیداد میکنه نگو فتق دو طرفه داشت بغل کشاله رانش از شدت گریه برای کولیک باعث فتق شد هیچی اندازه یه گردو بزرگ بود 9ماهگی عمل کردیم چقد لاغر شد چقد زجر کشید.الان تا زندگی روی خوش نشونمون داد دیدیم بیضه ش مشکل داره تا 5سالگی باید بمونم خوب نشد عملش کنم.تمام موهام از شدت استرس سفید شده قرص آرامبخش میخورم.ولی ولی وقتی بچمو تو بیمارستان دیدم حاضر بودم بمیرم ولی بچم سالم باشه غمشو نبینم.تو فکر کن چقددد بچت درد داره چقدر اذیته که نق میزنه.راستی نص زدن واسه دندون دراوردن هم هستا.16تا تا الان دراورد بیچارم کرد یکم از بقیه کمک بخواه ولی نگو نمیخوام بچمو چون خدا فقط نفرینا رو میشنوه دعای خیر منو نشنید.
هر کدوم از ما ممکنه به حد ناتوانی رسیده باشیم، و واقعا هم هیچکس درکمون نمیکنه و همه مادرو نصیحت میکنن ، ولی وقته به جثه کوچیکش که با التماس بهم نگاه میکنه دلم تیکه پاره میشه، تو اون لحظه که دیگه بریدی برو یه جای تنها، برو بیرون از خونه جایی که بتونی یه چند دقیقه ای حتی خودت باشی و خودت بدون هیچ مزاحمی ، ارومتر میشی، مادرا با عصبانیتاشون انرژی منفی رو به بچه هاشون منتقل میکنن، من بارها شده گریم گرفته و کم اوردم ولی باز خدارو شکر کردم هزاران هزار بار و توبه کردم چون خودم دوست داشتم این بچه مال من بشه پس اون طفل معصوم هیچ جای روان و روح پریشون من و تو نیست و نباید خودمون رو با پرخاش کردن به اونا خالی کنیم، عزیزم سعی کن چند روزی با محبت تر باهاش باشی و وقت بگذرونی مطمئن باش ارامشت روی اون فرشته کوچولو هم تأثیر میزاره
زیاد رو پا بخوابه رفلاکسش تشدید میشه
دختر منم رفلاکسی عه ولی شاید شدتش از پسر شما کمتر باشه
دارو میخوریم همچنان و. عایت رژیم غذایی و فعالیت
مثلا بعد غذا بخنده همش بالا میاره من بعد غذا تا نیم ساعت اصلا کاریش ندارم که هیجانی بشه اینجوری احتمال استفاراغ کم میشه یا خیلی وقت پیش از زو پا ترکش دادم البته خیلی هم عدات نداشت گاها. و پا میخوابوندم ولی هممون یه شب مثل تو بودیم مطمئنم هیشکی بچه داری گل و بلبلی نداشته مگر اینکه کمکی داشته باشه
عزیزم تمام این مشکلات و نخوابیدن ها واسه رفلاکسشه، حتی بهانه گیری و جیغ و گریه هاش، منم این شرایط رو داشتم، هر ده دقیقه بیدار میشد و جیییغ و گریه، دلم میخواست بمیرم، هزار تا دکتر بردمش، تا آخر به دکترش گفتم یا خوبش کن یا خودمو میکشم، دیگه قوی ترین داروی معده رو بهش داد، خوبه خوب نشد ولی خییییییییلی بهتر شده نسبت به اون موقع ، بخدا کل شب، ده دقیقه یک بار جیییغ و فریاد داشت، هم اون اذیت بود، هم من، تو هم تا بچه رو درمان نکنی اوضاع همینه، خدا قوتت بده خواهر🌱🌱
اگه ریفلاکسه که بدون همش همش همونه.
پدر بچه رو درمیاره.
دکتر داشت حرف میزد واقعا خیلی ناراحت کننده بود.
خواهرمن یه مدت اینجور شده بود نابود شد قشنگ ادم بزرگ بود.
یسزه بالا اوردن تهوع غذا نمیخورد.
اسید معده زیاد و.....
یک لحظه در آرامش فکر کن خودت سرما بخوری و از گلو درد نتونی غذا بخوری
یا اگر کرونا گرفته باشی دیدی چقدر سخته
بدت درد و تب و همه جات درد کنه
من مرگ را حس کردم
با این سن حوصله بقیه که هیچ خودتم نداری
ولی دلت یک آغوش گرم میخواد
حالا بچه هامون تمام دنیاشون ما هستيم
مابه این دنیا آوردیمشون
سختی زیاد داریم تا بزرگ بشن
ولی ببین نا آرومیش از چیه
بعضی اوقات دوساعت بگو یکی بیاد خودت برو بیرون
من وقتایی که پسرم غر میزنه و اعصاب خودم بهم میریزه ساعت ۸ شب هم باشه تو کالسکه میزارم میبرم بیرون
یک سر به مراکز ناباروری بزن ببین چقدر آدم دنبال همین لحظه های هستند که با پسرت داری
حاضرا چقدر هزینه کنند
گلم برا همه همینه ولی شما شاید هرمونات بهم ریخته اینقدر صبرت اومده پایین
ببرش بیرون حوصله ش سر میره
هم دردیم منم خستم اما خب چی میشه کرد بچن دیگه
من ازموقعیکه پسرت ۸ ماهه بود تاپیکاتو میبینم و واقعا دلم هم واسه خودت هم اون طفل معصوم میسوزه آخه دکتری چیزی نیست که درمانش کنه استفراغشو رفلاکسشو؟
بچه منم همینه فکر میکنی بقیه بچه ها چیکار میکنن مگه همه همینن دیگه
وای دختر منم همینجوریه من کشت دلم میخواد بمیرم راحت شم
بخدا مام اینطوریم میدونم چیکارت میکنه خودم یکیشو دارم همش آویزونمه نق میزنه لج میکنه غذا نمیخوره شب تا صبح شیر میخوره دیوونم کرده ولی خب چیکار کنم بچه س
همه ما خسته ایم بخدا من دیشب از دستش گریه کردم
اما چاره چیه مادریم این لحظه هاام میگذره بچه ها بزرگ میشن میرسه روزی ک ارزومون بشه بیان ۱ساعت ی سر بهمون بزنن
کسی کمکت نیست؟
حق داری خسته بشی شرایطت واقعا سخته ولی اون کوچولو هم گناهی نداره که دلش نمیخواست که اینطوری بشه
عزیزم بچه منم خیلی ناارومه🥲دست تنها هم بودم و هستم خیلی خسته شدم درکت میکنم ولی نهایت تلاشمو میکنم اروم باشم گاهی موفق نیستم ولی بازم تلاشمو میکنم شماهم سعی کن اروم باشی خیلی سخت و خسته کننده میگذره ولی میگذره
پسر من از ۱۱ صبح یه کله بیداره الان ساعت ۱۰ ونیم خوابید
تا الان ۱۰ بار پاشده دلم میخوام بزنم له بشه
با اپلیکیشن گهواره، هر هفته در جریان تغییرات و نیازهای کودکت قرار بگیر.
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.