۶ پاسخ

واای پسر یکی دوماه اینطوری شده
هرکاری میکنم نمیاد آخرش مجبور میشم با گریه میبرم
هرکاری بگی کردم نمیاد که نمیاد

پسر متم اینجوری بود

یادمه از همون اوایل ک داشتمت مهدیار کوچیک بود از حموم بدش میومد حتما ی خاطره ی بد داره از حموم

پسرمن وفتابی که میخوام ببرمش حمام نمیاد. اما وقتایی که میخوام در تنهایی و ارامش برم حمام در میزنه میگه منم میخام بیام حمام 😐 کلا یطوری باید اذیت کنن.
پسرم یبار پرستارش برد حمام آب گرم گرفته بود بهش تا مدت زیادی نمیومد حمام با گریه و جیغ میشستیمش.
الان یه تشت بزرگ تو حمام میشینه بعد دستو پاهاشو میشورم و سرشو میزارم آخرکار چون بهرحال سرشستن گریه میکنه.
یه سطل ماست تو بردار یکی پسرت یبار تو بریز رو بدنش یبار اون بریزه رو بدن تو

دختر منم یه مدت اینجوری شده بود بخاطر اینکه آب تو بینیش رفته بود ،دیگه وانشو پر از کف کردم و ماژیک بردم رو دیوارا نقاشی کنه ازون موقع یخورده بهتر شده،تنفگ حباب سازم خوبه براش بخری تو حمام بازی کنه

خب حتما از یچیزی از یکاری تو حموم ترسیده،مثلا پسر من از شستن سرش متنفره با هزار بازی و قصه و ترفند یکاری میکنم ک کمتر گریه کنه شامپو میریزم تو دستاش ک خودش بشوره موهاشو و...

سوال های مرتبط