۵ پاسخ

و منی که خسته ترینم با هزار جور درد و علائم زایمان زود رس فقط میگم هرچی زودتر این دوماه تموم شه با خوندن این متنت واقعا حالم بهتر شد و امیدوارتر
انشالله نینی تو سالم و سلامت بغل بگیری واسه منم دعا کن دیگه درد نکشم و به وقتش به دنیا بیاد 🙏🏽🌹

زایمانت طبیعیه؟

اي خدا😍صحيح و سلامت بغلش كنى عزيزم

وای جانم مثل همیمم❤️ امیدوارم پسر قشنگتو بسلامت بغل بگیری برای منم دعا پسرم سالم بدنیا بیاد ❤️

🥹🥹ان شاالله بسلامتی زایمان کنی پسر نازتو سالم بغل بگیری😍🥰

سوال های مرتبط

مامان دو بال🦋💫 مامان دو بال🦋💫 هفته سی‌وپنجم بارداری
دختر کوچولوی مامان… 🎀🤍

امروز ۳۴ هفته‌ست که مهمون قلب منی…
۳۴ هفته‌ست که هر تکونت، دلم رو پر از عشق و ذوق می‌کنه. 🥹

فقط یه خواهش ازت دارم عزیز دلم؛
کمی دیگه صبر کن و عجله نکن برای اومدن…
بمون و توی امن‌ترین جای دنیا، کنار قلب مامان، قوی‌تر و بزرگ‌تر شو. 🤍

اینجا بیرون از شکم، یه دختر کوچولوی دیگه هم بی‌صبرانه منتظرته…
، خواهرت. 🥹🩷
دختری که هنوز تو رو ندیده، اما قراره خواهر بزرگت باشه؛
قراره دست کوچیکت رو بگیره، کنارت بزرگ بشه و کلی خاطره‌ی قشنگ باهات بسازه.

اجی شاید هنوز ندونه چقدر قراره دوستت داشته باشه،
اما مامان می‌دونه…
می‌دونه یه روز می‌رسه که صدای خنده‌هاتون خونه رو پر می‌کنه و من از دیدن دوتا دخترم کنار هم، دلم می‌خواد خوشبخت‌ترین مامان دنیا باشم. 🥹🫂

پس دخترکم،
برای مامان، برای اجی، برای خودت… کمی دیگه صبر کن.
وقتی وقتش رسید، بیا و خودت رو بنداز توی آغوش من؛
آغوشی که مدت‌هاست منتظرته. 🎀

من و بابا واجی، چشم‌به‌راهتیم…
فرشته ی دوم خونمون. 🤍👶🏻🎀 ب وقتش بیا و تمام زندگی‌مان را با آمدنت زیباتر کن جانه مادر. 🫂🥺🩷.
#بماند ب یادگار از ۳۳ هفته و ۴ روز
مامان جَوونه یِ نارنج مامان جَوونه یِ نارنج هفته سی‌وهفتم بارداری
ماه هشتمِ عشق من 🤍
از همون روزهای اول… وقتی هنوز فقط اندازه‌ی یه جوانه‌ی کوچولو بودی، هر هفته عکس‌هات رو نگاه می‌کردم و با خودم می‌گفتم: «کی میشه برسم به این هفته؟ کی بزرگ‌تر میشی؟ کی لباسای کوچولوت رو تنت می‌کنم؟» 🥹🤍
و حالا رسیدیم… به ماه هشتم؛ به روزهایی که دیگه شمارش معکوس، دورقمی شده و فقط حدود ۶۰، ۷۰ روز مونده تا بالاخره بغلت کنم… تا صورتت رو ببینم و باور کنم تمام این ماه‌ها، تمام این انتظارها، برای رسیدن به تو بوده. 🥹🩷
این روزها بیشتر از همیشه لباسای کوچولوت رو نگاه می‌کنم، لمسشون می‌کنم و توی دلم هزار بار تصور می‌کنم که تنت کردم و تو رو توی آغوشم گرفتم…
دختر کوچولوی من، مارالِ جانم… 🌸
تو از یک جوانه‌ی کوچولو، شدی تمام دنیای من.
و حالا من فقط منتظرم…
منتظر اون لحظه‌ای که برای اولین بار صدای گریه‌ات رو بشنوم و بگم:
«بالاخره اومدی عشقِ مامان…» 🥹🤍
ماه هشتم بارداری‌مون مبارک، دختر قشنگم…
دیگه خیلی نمونده تا دیدنت.
مامان دلش برای بغل کردنت پر می‌کشه… 🩷👶🏻✨