دختر کوچولوی مامان… 🎀🤍

امروز ۳۴ هفته‌ست که مهمون قلب منی…
۳۴ هفته‌ست که هر تکونت، دلم رو پر از عشق و ذوق می‌کنه. 🥹

فقط یه خواهش ازت دارم عزیز دلم؛
کمی دیگه صبر کن و عجله نکن برای اومدن…
بمون و توی امن‌ترین جای دنیا، کنار قلب مامان، قوی‌تر و بزرگ‌تر شو. 🤍

اینجا بیرون از شکم، یه دختر کوچولوی دیگه هم بی‌صبرانه منتظرته…
، خواهرت. 🥹🩷
دختری که هنوز تو رو ندیده، اما قراره خواهر بزرگت باشه؛
قراره دست کوچیکت رو بگیره، کنارت بزرگ بشه و کلی خاطره‌ی قشنگ باهات بسازه.

اجی شاید هنوز ندونه چقدر قراره دوستت داشته باشه،
اما مامان می‌دونه…
می‌دونه یه روز می‌رسه که صدای خنده‌هاتون خونه رو پر می‌کنه و من از دیدن دوتا دخترم کنار هم، دلم می‌خواد خوشبخت‌ترین مامان دنیا باشم. 🥹🫂

پس دخترکم،
برای مامان، برای اجی، برای خودت… کمی دیگه صبر کن.
وقتی وقتش رسید، بیا و خودت رو بنداز توی آغوش من؛
آغوشی که مدت‌هاست منتظرته. 🎀

من و بابا واجی، چشم‌به‌راهتیم…
فرشته ی دوم خونمون. 🤍👶🏻🎀 ب وقتش بیا و تمام زندگی‌مان را با آمدنت زیباتر کن جانه مادر. 🫂🥺🩷.
#بماند ب یادگار از ۳۳ هفته و ۴ روز

تصویر
۶ پاسخ

عزیزم ایشالا سر وقت دنیا بیاد دختر کچولومون🥰🥰🥰🥰

منم ۳۳ هفته و سه روزم

سزارین هستی
تاریخ بهت داده

این چه برنامه ای انگار میگی برنامه گهواره نیست؟

hdis0086
ایدیم ت روبیکا خواستی پیام بده عضو گروهت کنم هم هفته های خدمون هستن از ورزش روزمرهاشون میگن

برا منم 45روز مونده وقتمون یکیه فک کنم😅 ایشالله خدا برات حفظش کنهه گلمم فرشته کوچولوت رو و ب موقع بیاد بغلت❤

سوال های مرتبط

مامان آدوین🩵🐳 مامان آدوین🩵🐳 روزهای ابتدایی تولد
چهارده روز مونده تا تو رو ببینم، قلب من…
و هنوز نمی‌دونم قراره وقتی برای اولین بار می‌ذارنِت توی بغلم، چه حسی داشته باشم.

تو ماه‌هاست توی من زندگی می‌کنی؛
با هر تکونت دلم می‌لرزه،
با هر سونوگرافی برای دیدنت ذوق می‌کنم،
و هر شب دستم رو می‌ذارم روی شکمم و با خودم می‌گم:
«این همون پسریه که قراره یه روز تمام زندگی من بشه…»

چه حس عجیبیه مادر بودن…
هنوز صورتت رو درست ندیدم،
هنوز صدات رو نشنیدم،
هنوز دستای کوچیکت رو نگرفتم،
ولی دوست داشتنت برای من از هر چیزی توی این دنیا واقعی‌تره.

تو فقط قرار نیست به دنیا بیای؛
قراره منم با تو وارد یه دنیای جدید بشم.
دنیایی که توش قلبم بیرون از سینه‌م می‌تپه و من هر بار که نگات می‌کنم، می‌فهمم چرا همه‌ی این انتظارها ارزشش رو داشت.

چهارده روز دیگه،
من برای اولین بار «مامان» می‌شم…
و شاید همون لحظه بفهمم بزرگ‌ترین اتفاق زندگی من، فقط روزی نیست که تو به دنیا میای؛
تمام این روزهاییه که بدون اینکه ببینمت،
با تمام وجودم دوستت داشتم. 🤍

فقط چهارده روز مونده پسرم…
چهارده روز تا بغلت کنم، نگات کنم و بگم:
«بالاخره اومدی پیش مامان…» 🥹🤍