من بخاطر همین شرایط قید شغل موزدم حیف نیست بچه ی دست گلت وبدی دست اون آدمای بی مسئولیت.خداخیلی بهت رحم کرده
وای عزیزم
بازخداروشکر بخیرگذشته
تخم مرغ بدونه بردار ایه الکرسی و چهار قل بخون فوت کن بهش دور سر بچه هات بچرخون بشکن تو کوچه
صدقه بده
یاخدا اااااااااااا 😰😰😰😰
اون چه مهدی هست که بچه ها اینجوری ولن
مگه شوخییهههه باید باید تخت هر شرایطی یه ذره غفلت نکنند
بچه که هیچی نمیفهمه باید یه لحظه چشم ازشون برندارند
اصلاااا آسون نگیزیا حسابی شلوغش میکردی دیگه توبه کنن حواسشون جمع کنن از این به بعد...
خدا میدونه چی کشیدی
خدارو شکر بخیر گذشت
حتا پیش فعال باش باید تربیت داشت باش واقعا برای مادرش متاسفم گلم صدقه بده مهد نفرست بهشون بگو تکلیف درس هرچی یاد دادن برات بفرستن خودت یادش بده تا تمام کرد مدرک پیش دبستانی بگیر
بچه پیش فعال رو باید با مادرش قبول کنن
اگر شده يه مرغ حتما خون بريز بده دست كسي
حتما حتما يه خون بريز واسشون
و محكم ميتوني شكايت اون مهد رو بكني كه مواظب نبودن
حالا ها اين تروما ميشه واست انقد بايد سختي بكشي تا از فكرت بياد بيرون
اسپند دود کن صدق بده من بودم سکته رو زده بودم
خدابهت رحم کرده،به نظرم اگه شاغل نیستی خودت مواظب بچه ات باش،اصلا مهدیعنی چی،یه کارتون میزارن توخونه همون کارتون و براش بزار
بمیرم برات دختر چی کشیدی
صدقه بده بلا دور باشه ازشون الهی
وای منم ترسیدم..
خدا رحم کرد..حتما صدقه بده
واااای قلب منم درد اوردی دختر
مدرسه پسرم اینا هم بی درو پیکر من همیشه ۲۰ دقیقه زود ت. میرم دم در میمونم. چند بار پیش اومد برام د. باز بود هم کلاسی سورنا اومد بیرون داشت میرفت هیچکس هواسش به بچه ۵ ساله نبود من برش گردوندم تو مدرسه
من ی چیزای دیدم بگم شاخ درمیارین
وااای بگردم چه استرسی کشیدی 😔
صدقه بده خداروشکر که به خیر گذشته
222خونه رو باز گذاشته و رفته بودم.... اونجا چ مهد خراب شده اشون هست راسته مکانیک هاس... تنها شانسی ک آوردم این بوده... پسر عمم... ماشینشو برده بوده تعویض روغنی میبینه محمد گریه کنان بدو بدو داره میره خیابون صداش میکنه و نگهش میداره.... وقتی من رسیدم محمد نبود.. کل شهر رو سرم آوار شده بود زنگ زده بودن شوهرمم چن دیقه بعد من رسید.. چند دیقه بعد اون پسر عمم زنگ زد شوهرم و پسرمو آورد مهد... پسرم حتا اشکاش بند نمیومد آنقدر ترسیده بود نه از خیابون بلکه از سوزن اون پسره... بعد ک آروم شد و مربی هاش میگفتن بدون اجازه کجا رفتی و اینا.... گفت حمیدرضا گفت برو وگرنه سوزن میزنم... مربی گفت بیش فعاله اون و داشت عذر خواهی میکرد و من رفتم تو کلاسشون و گفتم حمید رضا کیه و محکم تکونش دادم ک یبار دیگه سمت پسرم بیایی تیکه تیکه ات میکنم... و مربی هاس هی میگفتن بیش فعاله و.... و منم گفتم خب بیش فعاله چرا ثبت نامش میکنید اینجا بین بچه های عادی..... چند تا فحش و حرف هم زدم و اومدیم... ولی کل تنم سر شده... همش میگم اگ. میرفت خیابون موتور ماشین میزد چی... خیلییییییییییی ترسیدم. خیلییییییییی.... دیگ. نمیزارم بره مهد... الان همشون خابیدن ولی من اون مسیر رو ک با گریه و استرس خودمو رسوندم اونجا و نبود پسرم.. هنوز تو تنمه و میلرزم..
با اپلیکیشن گهواره، هر هفته در جریان تغییرات و نیازهای کودکت قرار بگیر.
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.