۳ پاسخ

از قنداق کردن نی نی عکس میدی
نی نی من روی دستش پتو میوفته کلافه میشه که برسه قنداق بشه

پماد ب پاهاش زدی

خوب خدا شکر

سوال های مرتبط

مامان کارن مامان کارن ۱ سالگی
تجربه واکسن دوماهگی... شب قبل از واکسن تجربه ی مامانا رو تو گهواره میخوندم ترسیده بودم ،از استرس معده درد عصبی شدم ☹️ نگران بی قراری موقع واکسن و تب بعد از واکسیناسیون بودم... اما خدارو شکر موقع واکسن خیلی گریه نکرد و بعد از اونم اونقدر که فکر میکردم‌ وحشتناک نبود...
اما کارایی که کردم و تجربه ام... روز قبل از واکسن بردمش حموم شبم زود خوابش کردم قنداق کردم که راحت بخوابه و روز واکسن کم خوابی نداشته باشه. روز واکسن قبل از رفتن بهش شیر دادم ،پوشکشو عوض کردم و مرتبش کردم،تو مسیر استامینوفن خریدم ،قبل رفتن شیر دوشیدم و شیشه رو همراهم گذاشتم ، بعد از واکسن با بغل و شیر سریع آروم شد،وقتی اومدم خونه مامانم رو پا تکونش میداد و منم کمپرس سرد میذاشتم‌رو پاش ،خوابید و بعد از ۲ ساعت بیدار شد و گریه هاش شروع شد... پاشو که تکون میداد درد اذیتش میکرد ،با بغل و تکون رو پا اروم تر میشد،فقط ۴ ساعت بی‌قراری کرد بعدش دیگع راحت خوابید،تو اون ۴ ساعت شیر هم نمی‌خورد دیگه الان اوکی شده.کمپرس سرد هم مرتب استفاده کردم. ایشالله تا فردا خوب خوب شه☹️❤️
مامان هیراد جون مامان هیراد جون ۷ ماهگی
پارت اول تجربه واکسن دوماهگی
شب قبل از واکسن هیراد رو بردم حموم چون تا دو سه روز نباید ببری بعدش قنداق کردم خوابید روز واکسن گذاشتم هروقت خودش بیدار شد شیر خورد سرحال بود ببرمش بهداشت اونجا واکسن زد فقط همون لحظه گریه کرد به بعدش بخاطر قطره ها و واکسن ک سنگینه خوابش میبره ولی خیلی حواستون به پاهاش باشه که دستتون نخوره یا تکون ندن اومدم تو ماشین نشستم سریع دوبرابر وزنش پاراکید دادم تا رسیدم خونه همه لباس هاش درآوردم پوشکش عوض کردم فقط یک تاب تنش کردم پاهاشم بدون شلوار قنداق کردم از قبل حوله خیس کردم تو پلاستیک فریزر و گذاشتم داخل فریزر به بزنه اونو هم روی قنداقش گذاشتم چند دقیقه بمونه روز اول با کمپرس آب سرد شروع کردم خوابید تا موقع قطره پنج دقیقه ده دقیقه مونده به تایم قطره پاراکید رو دادم ک دردش شروع نشه همینطوری گذشت تا آخر شب از دوازده به بعد ک کم کم تب کردن هاش شروع شد تا حس میکردم بدنش داغه سریع یه دستمال هم روی سرش هم روی شکمش میذاشتم کف پاهاشم همینطور نیم ساعت فقط پاشویه میکردم تا بدنش سرد میشد
مامان تیارا🫧🦋 مامان تیارا🫧🦋 ۶ ماهگی
تجربه من از واکسن دوماهگی تیارا🩷✨️
صبح یک ساعت قبل از اینکه بریم مرکز بهداشت بیدارش کردم دیگه نزاشتم بخابه قبل اینکه از خونه بزنم بیرون بهش شیر دادم اصلا استامنیفون ندادم چون بدن بعضی از بچها واکنش نشون میده ب واکسن با دادن قطره استامنیفون ، خودم ک اصلا دل نداشتم بمونم تو اتاق واسه واکسن تیارا دادم شوهرم و خواهر شوهرم بردن ولی صداش ک اومد صد بار مردم و زنده شدم ، اولش یه قطره خوراکی دادن بعد پای چپشو واکسن زدن بعد راستشو تا آروم شدن گریه اش ام بغل باباش بود بعد تزریق ام دوبرابر وزنش سریع بهش قطره دادم دیگه خابید تا ۱ ساعت و نیم بعدشم ک پاشد شروع کردم کمپرس سرد قطره ام روز اول هر 4 دوم هر 6 ساعت و سوم هر ۸ ساعت ، غروب روزی ک زده بود واکسن یکم اذیت شد دیگه بعدش خداروشکر زیاد اذیت نبود ولی مرتب تب سنج میزدم واسش روز دومم کمپرس گرم گزاشتم ، خاستم بگم اصلا استرس و ترس نداره خودمم خیلی ترس داشتم واسه واکسن دوماهگیش ولی واقعا طوری ک بعضیا تعریف کرده بودن سخت نیست فقط روز اولش یکم نیاز ب توجه داره که قطره مرتب بدی و کمپرس سرد بزاری و تب نینی رو بگیرین و شب ام مراقب باشین ک تب نکنه ، گریه سخت نینی ام موقع تزریق واکسن