سلام مامانا پسرم چند روز قبل اومد خونه گفت ک من دیگه نمیرم مدرسه معلم منو زده پسرم یکم بازیگوش ولی زیادی هم حساس من فکر کردم مثلا حالتی ک میزنن پشت کسی میگن برو بشین اینا گفتم شاید اینکارو کرده بعد دیدم اونروز هم اومده گف حواسم نبود پام خورد به یه بچه خورد زمین میگه رفتم ازش معذرت خاهی کردم میگه ولی معلم گرفت لباسم کشید گف برو بشین سر جات مت خودم شاید یهو عصبانی بشم یا داد بزنم ولی کتک زدن هیچوقت انجام ندادم چون از زدن بدم میاد ولی الان ده روز از مدرسه گذشته اگ بخاد همینجور پیش بره بچه من یا بچه دیگه هر روز کتک بخورن ک نمیشه میخاستم به خود معلم پیام بدم گفتم یهو میبینی با بچه بد میشه تا آخر سال باهاش لج میکنه ولی نمیدونم چیکار کنم میگم برم پیش مدیر و نگم ک مادر کدوم بچه هستم بگم به معلم تذکر بده معلم شدن کار الکی نیست قبل همه چیز هم باید حوصله و اعصاب داشته باشی حوصله نداری کار نکن من پسرم میگه جلوش چیزی نمیگم ک نخاد از مدرسه زده بشه ولی خب میبینم اگ چیزی نگم معلمه روز ب روز بدتر میشه بنظرتون چیکار کنم؟

تصویر
۱۹ پاسخ

به نظرم برو سراغ خود معلمه و بشورش و پهنش کن اون حق همچین کاری رو نداره

با پاش خورده به بچه ديگه اونم افتاده زمين معلم لباسشو كشيده گفته برو بشين سرجات كتكش نزده كه درسته ؟ اگر زدتش بله بايد تذمر بگيره ولي براي برخورد جدي معلم نبايد ناراحت شد
درمورد دفعه قبلي كه گفته معلمش زده اول بپرس ببين چيكار مرده بعدن بپرس معلمش چجوري زدتش دقيق ببين معلمش چجوري رفتار ميكنه بپرس بين بچه هاي ديگه هم كه شلوغ ميكنن ميزنه اوناروهم يانه

واقعا خیلی سخته کار معلما ۳۰ تا بچه با اخلاقای مختلف....طبیعیه عصبانی بشه..
تو خونه باید روزی هزار بار ب بچه ها بگیم اذیت نکنن
حالا اگه واقعا زده مثلا بزنه تو صورتش و اینا برو دفتر ب مدیر بگو

اول اینکه کلاس اوله بزاربچه حساب ببره پایه که میره بالاترمعلم بداخلاق تربه هیچ عنوان به خودمعلم نگو ممکنه بابچت لج کنه توکلاس کوتاهی کنه..اگه خیلی ذهنتودرگیرکرده به مدبربگو

اگه زده باشه اگه فقط پیراهنش کشید بنظرم طوری نیس چون واقعا کنترل چندتا بچه خیلی سخته

خوب اگه در همین حد باشه که اشکال نداره شاید کتک نزده باشه در حده اخطار بوده تا مطمئن نشدی حرفی نزن به نطزدم سو تفاهم پیش میاد بعد تا آخر سال بد میشه با بچت

مدرسه پسرم واسه مادرا جلسه گذاشتن
بعد گفتن اگه معلم یه تشری میره یه دادی میزنه یه بلند صحبت میکنه با بچه هاتون
ناراحت نشید اینجا 30 تا دانش اموزه کنترلشون سخته گاهی یه تشر لازمه
شماهم تو‌خونتون گاهی عصبی میشید و این کارو میکنید اگه نکنید نمیشه
تو ام پشتشو نگیر بذار حساب ببره از معلمه
چون پایه اول هم هستن باید سفت و سخت بگیریم

سلام به نظرم اول با خود معلم مطرح کنید اگه به نتیجه ای نرسیدید و دوباره تکرار کرد بعد به مدیر مدرسه اطلاع بدید

مدارس غیر انتفاعی که همین طور هرکی مدرک داره برمیدارن به عنوان معلم،اصل مدارس دولتی که از هفت خان رستم باید رد بشی تا بتونی تدریس کنی،دز ثانی شما معلم مدرسه غیر انتفاعی بودی میگی برو بالا وپایین معلمو یکی کن؟چه طور روت میشه چنین حرفی بزنی؟؟

لحن صحبتم در مورد معلمی که بچه پیش دبستانی رو هول میده و پیراهنشو میکشه همینه

دختر منم دایره بلد نبود بکشه گفت معلم زد تو سرم منم پیام دادم به معلمش گفتم بنظرم تو هم به خود معلم بگو

حتما تذکر بده یعنی چه این رفتار

والا منم ی همچین چیزی بود مستقیم نگفتم اما گفتم بچن و میترسن بدش اومد روز بعد پسرم تا آخر کلاس گریه کرده بود نمیدونم وقتی نمیتونن اعصاب ندارن چرا میرن معلم میشن همه میتونیم الکی درس بخونیم به یه جایی برسیم ولی وقتی لیاقت و توان اون کارو نداشته باشیم بی فایدس کم نیستن از این معلما

پسر منم توی مهد مربی با جامدادی زده بود پشت دستش این دیگه مهد نرفت که نرفت.معلمشون جدا شده بود و ب شدت عصبی بود.منم دیگه نذاشتم بره هر چند ب خود معلم هم گفتم ک شما ک شغلت اینه باید یه کم رو اعصابت کار کنی

حتما حتما برو تذکر بده اگر هم دوباره تکرار شد عوض کن مدرسشو یعنی چی حقی نداره اینجوری برخورد کنه
خانومه یا اقا معلمشون؟؟دولتی میره یا غیرانتفاعی؟؟

معلمشون خانومه؟

مدرسه دولتی میره یا غیر انتفاعی
من جات بودم کلاسش عوض میکردم

برو سراغ معلم بالا و پایینشو یکی کن تا من اروم بشم
دست رو بچههههه بلند میکنه اونم بچه ۶ ساله پوستشو بکن

عزیزم حالا نگفته هم همچین اوکی نیست بچه رو اذیت میکنه . بگی مثلا دیگه چیکار میخواد بکنه بدتر این میخواد بشه

سوال های مرتبط

مامان جوجه مامان جوجه ۶ سالگی
مامان رادین و دلوین❤ مامان رادین و دلوین❤ ۶ سالگی
سلام مامانا من دیگه واقعا کم آوردم دخترم ۳سال و ۲ماهشه من خودم مغازه لباس بچه دارم همش تو دلم بود دختردار میشم لباسای جینگول تنش میکنم اینقدر لباسای قشنگ دارم ک بخام بپوشه ولی هرکار میکنم راضی نمیشه مثلا لباس،عروسکی یا سارافون آوردم بخدا با التماس با هزار ترفند یکی دوبار پوشیده دیگه نمیپوشه هر روشی هم بوده امتحان کردم حتی گفتم شوهرم باهاش حرف زده بخدا اینقدر لباس،قشنگ داره ولی برا مهد یا کلاس میره لباسای کهنه و قدیمی میپوشه بخدا من دیگه روم نمیشه باهاش برم بیرون چنباری هم لباسارو برداشتم ولی راضی نمیشه به لباس دیگه اخرش دیگه میخاد دعوا بشع میگم ولش کن همونو بپوشه کلا از،۱۵ _۲۰ تا دست لباس فقط ۴تاش میپوشه حتی گاهی اگ کثیف هم شده باسه میره باز برمیداره میپوشه ولی لباسای دیگش رو نمیپوشه نمیدونم چرا. اینکار میکنه فقط یبار باباش خواست لباس بپوشه گف این زشته بچها بهت میخندن دیگه بعد اون هر لباس خوشکل باشه ک واقعا بهش هم بیاد میگه اینو نمیخام بچها بهم میخندن حتی باورتون نمیشه تو دلم مونده موهاش موگیر بزنم یا قشنگ ببندم همش میگه با چهل گیس ساده ببند بعد گیس کن همش میگم تو دختری پرنسسی لباس قشنگ بپوش الان امشب اومدم هر لباسی ک نمیپوشید جلو خودش جدا کردم از کمد کلا موند دوتا پیرهن یدونه شلوار بعد وایساده کلی گریه ک لباسای منو چرا برداشتی میگم تو ک نمیپوشی الان فکر کن شلوارش خیس شد ولی حاضر نشد از بین ۱۵ تا شلواری ک داره یکیش رو بپوشه نمیدونم چیکار کنم🤕😭😭
مامان یارین مامان یارین ۷ سالگی
اینم بالاخره دخترمن و لباس فرمش . البته پارسال هم رفت پیش ۱ کلی ذوق و هیجان داشتیم امسال میره پیش ۲ دیگه برامون عادی شده.
من خیلی دیدم اینجامیگن پیش دبستانی واجب نیست یا الکی هزینه کنیم که چی . خودمون تو خونه بهش یاد میدیم . قبلا این اداها نبود و یا میذارن توی مدرسه پیش دولتی ..‌
بنظرمن کاراشتباهی پیش دبستانی بهتره توی مهدباشه . توی مهد خییییلی چیزها یاد میگیرن آداب و رفتار اجتماعی آشناشدن با سازمان ها و بزرگداشت مراسم مثل روز پزشک و پرستار و پلیس و استاندارد و هرچی که فکرشو بکنین . پارسال یک روز معلم ژیمناستیک داشتن یه روز معلم اختصاصی نقاشی یه روز کارگاه چوب . یه روز کارگاه آشپزی یه روز معلم قصه خوانی امسال شاهنامه خوانی و چرتکه هم بهش اضافه میشه . و مربی ثابت خودشون هم هست که پارسال رقص سماع و اشعار حافظ و مولانا بهشون یاد داده بود حتی . در عین حال دوزبانه هم هست . خلاصه نگین الکیه مهد خوب نعمته . در کنار همه این آموزش ها یارین عاشق مهد بود و هست فوق العاده محیط شادی دارن .
امیدوارم همه بچه ها همیشه شاد و موفق و سربلند باشن
مامان نفسم و پسرم💚 مامان نفسم و پسرم💚 ۶ سالگی
خانوما تایپک چندرور پیش منو دیده بودید با شوهرم دعوام شد من سوزوندمش اونم منو زده بود
امشب بااااز دعوامون شد اینبار سرچی یچیز مسخره پسرم گریه افتاد یه دیقه قبلی که شوهرم برسه نفسش رفت خیلی بد رفت طولانی شد تنها بودم با بچه ها هرکارم کردم نیومد خیلی طول کشید تا اومد خیلی حالم بد شد بدنم میلرزید جون تو پاهام نبود (پسرمن زیاد اینطور میشه دکترم بردیم دوبار. آزمایشم داده دلیلی نداره میگن بعضی بچه ها ریسه میرن )ولی اینبار چون خیلی طولانی شد من مردم
بعدشوهرم گشنش بود غذا گذاشت گرم شه و گفت بیایید شام من اول گفتم نمیتونم حالم بده تو بشین بخور گفت نه بیایید اومدم نشستم غذاها رو کذاشت گرم بشه چون دوستش از رستورانش غذافرستاده بود بعد گفت بیا ببین گرم شده گفتم نمیتونم راه برم بچه هم بغلمه بزارم زمین دوباره گریه کنه نفسش میره یه دفعه هار شد کفگیر دستشو پرت کرد دستگیره رو پرت کرد فحش داد لگد رد به ماشین بچه ها داد زد
یکم صبر کردم شاید بیاد نیمد پاشدم رفتم تو اتاق حالا بماند دخترمن از همون اولش باز گریه گریه
دلم براش کبابه هر دو سه روز دعواهای بد میبینه دل و جونش آب میشه بچم بعدا شوهرم میگه مغرب که زنگت زدم بامن خوب حرف نردی اعصاب منو خرد کردی)مغرب باهاش بحث کرده بودم ولی تلفنای بعدش سه چهارتایی بود اوکی بودیم جفتمون
خلاصه کارشو انداخت تقصیر من آخرم میگه زبونتو بکن تو ک و ن ت حرف نزن به من که اعصابم بهم نریزه نه کتک بخوری نه دعوا
خسته شدم دیگه دارم به طلاق فکر میکنم
فقط میترسم بچه هامو ازم بگیره نابود میشم
چیکار کنم بنظرتون؟شما میتونید بخاطر اینکه با بچتون باشید توی یه زندگی جهنمی بمونید؟